1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars به این مطلب رای دهید
Loading...

حوزه جدید فعالیت جنسی بر مبنای تکنولوژی اینترنتی چالش های جدیدی را برای افراد و جامعه به وجود آورده است. همانند سایر رفتارها، بسیاری از افراد به صورت گاه به گاه به فعالیت های جنسی مبتنی بر نت رومی آورند، (پورنوگرافی، خودارضایی با تصاویر وب کم های زنده، ارسال پیام های جنسی و سایر روش های آنلاین) اما در نهایت لذت آن را کمتر از برقراری تماس جنسی با همسر خود می دانند. اما برای دسته ای دیگر، این رفتارها به شکل اعتیاد درآمده و به قیمت آسیب به روابط شخصی و زندگی مشترک آنها تمام می شود. اعتیاد به رابطه جنسی چه به صورت مجازی یا حقیقی باید درمان شود، در غیر این صورت با آسیب به روان، زندگی شخصی و اجتماعی فرد همراه است و می تواند حتی او را با عواقب کیفری مواجهه کند.

 

مشخصات مشاور جنسی:

دوروتی هیدن، سکس تراپ، سال هاست که در این زمینه کار می کند و با کیس های متعددی با مشکل اختلالات و ناهنجاری های جنسی برخورد داشته است.

او روان درمانگر یک کلینیک خصوصی در منهتن است و 20 سال تجربه سکس تراپی و درمان مشکلات جنسی زوجین را دارد. از او تا به حال 40 مقاله در مورد اعتیاد به رابطه جنسی به چاپ رسیده است.

شرح حال مراجع:

زمانی که استیو برای اولین بار وارد دفتر من شد، به شدت ناراحت و دچار کمبود وزن بود. سرش را پایین می گرفت و به چشم های من نگاه نمی کرد. وقتی روی صندلی نشست، به شدت معذب بود و حرفی برای گفتن نداشت. در آخر، گفت که در کارش تنزل رتبه پیدا کرده است و همسرش نیز برای طلاق دادخواست داده است. به نظر می رسد که به خاطر این مسائل دچار افسردگی شدید شده است.

 

مشکلات زناشویی مطالعه موردی اعتیاد به سایبرسکس

البته که مشکل اصلی اینها نبود و مسئله از جای دیگری ریشه گرفته است.

استیو اظهار کرد که زمانی به شدت به الکل و مواد مخدر وابسته بود، اما به خاطر یک حادثه در محل کارش آنها را به طور کامل کنار گذاشت. اما طی چند ماه بعد از آن، احساس نیاز به خودارضایی فزاینده پیدا کرد. وی دریافته بود که اگر به این نیاز پاسخ ندهد در طول روز تحریک باقی می ماند و نمی تواند روی کار یا حرف های همسرش تمرکز کند. پرهیز از خودارضایی باعث می شد تمام روز دچار اشتغال فکری به فانتزی های جنسی بود. به همین خاطر به تدریج برای کسب مجدد تمرکز بر روی امور روزمره به خودارضایی روآورده و حالا دچار اعتیاد جنسی به محتوای آنلاین شده است.

استیو احساس بی جان بودن، پوچی، فقدان انرژی، علاقه یا لذت می کرد. تنها چیزی که به او احساس زنده بودن می داد، تماس جنسی بود. پس از آنكه همسرش اعلام كرد كه خواهان جدایی است، فانتزی های جنسی و تمایل برای خودارضایی در او بیشتر و بیشتر شد. هرگونه تلاش برای پرهیز از خودارضایی، موجب ایجاد احساس بی قراری، تحریک پذیری و نارضایتی در تمام طول روز در او می شد.

کمی بعد، دیگر پورنوگرافی برای تحریک جنسی او کافی نبود. استفاده او از وسایل دیجیتالی برای دستیابی به تحریک جنسی هر روز بیشتر شد. این فشار و تنش باعث گردید که او خود را دائما در حال دانلود، چت کردن، پیام دادن و دیگر رفتارهای جنسی مبتنی بر نت ببیند. هر بازی، تصویر، ویدئو، یا فردی که در او دوپامین آزاد کند، باعث می شد که او بتواند ساعت های زیادی را به کسب لذت از نگاه کردن، جستجو، فانتزی سازی و تخیل بپردازد.

در جلسه شرح حال، استیو عنوان کرد که می تواند ساعت های بی پایانی را بدون نمود فیزیکی تحریک یا ارضا شدن، برانگیخته باقی بماند. جستجوی او برای بهترین ویدئو، تصویر یا شریک جنسی آنلاین باعث شده که او از دیگر اولویت های زندگی، روابط شخصی و تعهدات زندگیش باز بماند و مانند هروئین، کوکائین یا هر ماده مخدر دیگری او را به خود مشغول کرده است. سکس مجازی به ماده مخدر او تبدیل شده است.

 

| مطالعه مقاله تخصصی مشاوره سکس درمانی |

 

پیشینه بیمار و بررسی کودکی او:

استیو اولین فرزند خانواده با دو خواهر کوچک تر از خودش است. پیش از تولد او، مادر استیو جنین پنج ماهه ای را سقط کرده بود. استیو مادرش را زنی زیرک و گرم توصیف می کند که یک لحظه از او استقبال می کند و لحظه ای بعد او را پس می زند. او استیو را می پرستید. به قدری عاشقش بود که فکر می کرد او هیچ وقت هیچ کار اشتباهی نمی کند. اما در عین حال، استانداردهای سخت گیرانه ای داشت که در صورت تخطی از آنها به شدت استیو را مورد سرزنش و تحقیر قرار می داد و ساعت ها در اتاقش حبس می کرد.

استیو به یاد می آورد که مادرش نسبت به مردها دید وحشتناک و غیرمنصفانه ای داشت؛ به طوری که آنها را حیواناتی وحشی با رفتارهای خشن و زمخت توصیف می کرد که تنها به رابطه جنسی علاقه دارند. مادر اغلب جلوی چشم استیو لباس هایش را عوض می کرد و قبل از رفتن به تختخواب درب اتاق خوابش را باز می گذاشت. وقتی استیو می ترسید، می توانست پیش پدر و مادرش بخوابد. این مسئله تا زمانی ادامه یافت که او 12 ساله بود و پدرش خانواده را ترک کرد. استیو به یاد می آورد که در تختخواب به همراه مادرش خوابیده بود و او لباس خواب بسیار نازکی پوشیده بود. استیو عنوان کرد که همیشه در مورد مادرش افکار جنسی داشته است.

 

تاثیرات کورکی در ایجاد مشکل اعتیاد به سایبر سکس

پدر خانواده در زمان هوشیاری مردی حساس و افسرده بود، اما وقتی مست می شد فریاد می کشید و پرخاش می کرد. زمانی که استیو 3 ساله شد، پدرش به ندرت دیگر هوشیار بود. وقتی پدر مست می شد تمام خانواده را آزار می داد، اما استیو بیشتر از بقیه مورد آزارهای او قرار می گرفت. گاهی عنوان می کرد که تولد استیو ناخواسته بوده است. در واقع، پدرش تمام تلاشش را می کرد که به او بفهماند «چقدر آدم به درد نخور و ناخواسته ای است».

وقتی پدرش خانواده را ترک کرد، از یک سو استیو می ترسید که او هیچ گاه بازنگردد و از طرف دیگر می ترسید که برگردد و همه آنها را بیرون کند. او همچنین خود را مسئول شکست ازدواج والدینش می دانست.

 

| مطالعه مقاله تخصصی فرزندپروری |

 

 

شروع روان درمانی:

استیو قبول کرد که در کنار روان درمانی، وارد جلسات انجمن معتادان جنسی گمنام شود. او در آنجا احساس راحتی می کرد و دریافت که تنها فرد درگیر در این گونه رفتارهای جنسی اعتیادوار نیست. در این جلسات احساس حمایت شدن و ارزش داشتن پیدا کرد؛ چیزی که قبلا هیچ گاه در زندگیش تجربه نکرده بود. برای اولین بار در زندگیش احساس کرد به جایی تعلق دارد، می تواند با کسی حرف بزند و کسانی با او حرف می زنند. از همه مهمتر او یاد گرفت که چطور می تواند خودش باشد و در موقعیت های اجتماعی احساس راحتی کند.

البته، این به نفع درمانش بود. بدین ترتیب، توانست رفتارهای جنسی خود را تحلیل هزینه-فایده کند.

در این نقطه از درمان، استیو پیشرفت چشمگیری پیدا کرد. سد انکارش شکست و آسیبی را که با اعتیاد به سایبرسکس به خود و اطرافیانش وارد کرده به وضوح دید، که عبارت بودند از:

  • جدایی از دوستان و خانواده/کاهش صمیمیت با همسرش
  • کاهش اعتماد به نفس در روابط شخصی
  • افزایش استرس ناشی از داشتن یک زندگی دوگانه
  • از دست دادن درآمد ناشی از تنزل رتبه در محل کار و احتمال از دست دادن شغلش
  • از بین رفتن عزت نفس و خود-ارزشی همسر به دلیل ناتوانی در اجرای فانتزی های جنسی او
  • غفلت عاطفی نسبت به کودکان
  • اختلال عملکرد جنسی (اختلال نعوظ)
  • از دست دادن علاقه به سرگرمی های قبلی و سایر فعالیت های سالم
  • غفلت از خود به دلیل کمبود خواب و ورزش
پیشنهاد مطالعه:  مطالعه موردی شخصیت پارانوئید و افسردگی

 

تحلیل تاثیر کودکی در روان استیو:

استیو تجربه عاطفی سختی را از سر گذرانده بود که شرم و سرزنش حاصل از آن تنها با تجربه جنسی تخفیف می یافت. او نتوانسته بود انتظارات والدینش را برآورده کند و بعدها در برآورده کردن انتظارات خودش نیز موفق نبود. زندگی در خانواده ای که گاهی از او بت می ساختند و گاهی او را تحقیر می کردند، باعث درونی شدن شرم در هویتش شده بود.

او از زندگی با خانواده اش دچار شرم اولیه و بعد به خاطر اعتیادش دچار شرم ثانویه شده بود. هر بار که ارضا جنسی می شد، احساس می کرد از شرم و نفرت خلاص می شود. اینکه نتوانی با وجود تلاش های بسیار رفتارت را کنترل کنی، خیلی خجالت آور است.

عزت نفس پایین استیو و احساس پوچی او، تا حدی از این نشأت می گرفت که پدرش نه او را می خواست نه ارزشی به او می نهاد و از طرفی پاسخ های دمدمی مزاجانه و خودشیفته وار مادرش در قبال او باعث ایجاد حسی مبهم نسبت به هویتش در او شده بود. در کنار موارد فوق، مادرش سلامت هویت مردانه او را نیز با تحقیر پدرش به خطر انداخته بود. بدین ترتیب که هر بار استیو مانند پدرش رفتار می کرد، از او انتقاد می کرد و به طور کلی برای مردان ارزشی قائل نبود.

 

روان درمانی مشکل

طرح کلی درمان:

با استفاده از یک برنامه درمانی 12 مرحله ای توانستم شرمساری را در وجود او کاهش دهم و با ارائه درک و همدلی توانستم به او کمک کنم که بر این شرم غلبه کند.

درمان به تغییرات دسته اول و دسته دوم تقسیم شد. تغییرات دست اول برای تثبیت رفتارهای او طراحی شدند. همچنین، برای ارزیابی احتمال ابتلا به سایر اختلالات روانپزشکی، یک روانپزشک ارزیابی دقیقی از او به عمل آورد. روانپزشک، نه برای درمان اختلال خلقی، بلکه برای کمک به مدیریت وسواس جنسی دوز پایینی از Prozac را برایش تجویز کرد.

سپس، برای پیشگیری از عود، از برنامه رفتار درمانی شناختی استفاده کردیم. از مراجع خواستم در برگه ای تعدادی از محرک های رفتار خود، محرک های درونی و بیرونی که به تحریک جنسی او می انجامند، را یادداشت کند. با نوشتن این محرک ها و شناختن آنها، استیو دریافت که باید از موقعیت هایی با ریسک بالا دوری کند.

سپس برای هر محرک استراتژی های سازگاری نوشتیم. در طول جلسات درمانی، روش های مدیریت خواسته ها و نیازهای او مورد بحث قرار گرفت. او دریافت که نیازها و فانتزی ها سیگنال های ناراحتی درونی هستند. بدین ترتیب، از او خواستم به جای پاسخ به آنها با اعمال فیزیکی، وضعیت درونی خود را مشاهده کرده و آن را بیان کند. همچنین، روش های مدیریت عود مشکل نیز مورد بررسی قرار گرفت.

 

اعمال تغییرات رفتاری ساده:

برای درمان اعتیاد به سایبرسکس، تغییرات رفتاری ساده در مراجع ایجاد شد. در گام اول، تلفن همراه هوشمند خود را با یک دستگاه ساده عوض کرد. کامپیوتر در اتاق پذیرایی قرار گرفت که بقیه خانواده نیز به آن تسلط داشته باشند. افزونه ای روی کامپیوتر نصب شد که محتوای جنسی را فیلتر می کرد. همچنین از شرکت ارائه خدمات اینترنتی، بسته اینترنتی خانواده محور خریداری گردید. به علاوه، استیو زمان استفاده از کامپیوتر را به محدوده مشخصی صرفا برای انجام امور شخصی مانند پاسخ دادن به ایمیل ها و اموری از این قبیل محدود کرد.

من و استیو به تفصیل در مورد احساساتش حرف زدیم، زیرا احساسات منفی می توانند به مانند سوختی برای اقدام عمل کنند. درمان بر یادگیری نحوه کنار آمدن با عواطف منفی بدون استفاده از رابطه جنسی برای رهایی از آنها متمرکز شد. برای رسیدن به کنترل نفس در رابطه با مسائل جنسی، بیمار باید بداند که چطور با احساسات منفی خود کنار بیاید.

بخش مهمی از برنامه پیشگیری از عود، شناسایی و اصلاح تحریفات شناختی است. معتادان جنسی دارای تحریفات شناختی متعددی در مورد، زنان و رابطه جنسی هستند. از استیو خواستم افکارش را در این مورد بنویسد و سپس جایگزین معقول تر و مناسب تری را در کنار آنها بنویسید و هفته ای چند بار آنها را مرور کند.

از آنجا که استیو مدت های زیادی بود که منزوی شده بود، با هم بر روی مهارت های ارتباطی اصلی کار کردیم و قرار شد او دوره ای را در مورد سخنوری و قاطعیت بگذراند. با استفاده از این روش ها، وی توانست در حضور جمع احساس بهتری داشته باشد.

 

زوج درمانی:

یکی از مواردی که استیو را وادار به درمان کرد، تهدید همسرش به طلاق بود. هر چند رابطه آنها پس از سال ها رفتارهای اعتیادگونه او دچار اختلاف شدید شده بود، اما او همچنان همسرش را دوست داشت و بیش از هر چیزی در زندگیش او را می خواست.

سارا به خاطر رفتارهای استیو خرد شده بود. استیو ساعت های زیادی از وقتش را در زیر زمین خانه صرف رفتارهای اعتیادآمیز خود در رابطه با سایبرسکس می کرد و این به سارا احساس تنهایی، طرد شدن و بی اهمیت بودن می داد. عزت نفس او با دانستن اینکه همسرش نیاز خود را از طریق کامپیوتر برآورده می کند، آسیب دیده و احساس بی لیاقتی می کرد.

او به خاطر آنچه در خانواده اش در جریان بود احساس شرم می کرد و از طرفی نیز اصلا نمی خواست در این مورد با کسی حرف بزند تا از همسرش در ذهن کسی تصویر بدی باقی نگذارد و کسی او را تحقیر نکند.

ترکیبی از ویرانی، صدمه، خیانت، بی وفایی و از بین رفتن عزت نفس زمینه ساز آن شده بود تا سارا با مرد دیگری وارد رابطه شود. انگیزه او از چنین کاری ترمیم عزت نفسش در ارتباط با رابطه جنسی و نیز گرفتن انتقام از استیو به خاطر خیانت به او بود. با این حال سارا این رابطه را مدت زیادی ادامه ندارد، زیرا هنوز هم به استیو احساس تعلق می کرد.

عملکرد استیو تأثیر مخربی بر زندگی جنسی زوج گذاشته بود. سارا که احساس می کرد جذابیت جنسی زنان مورد علاقه همسرش را ندارد، بیشتر از قبل نسبت به ظاهر خود وسواس پیدا کرد و بیشتر از قبل آغازگر رابطه جنسی شد.

از آنجا که سارا خود را مقصر می دید، تمام تلاشش را بری رفع نواقص احتمالی در خودش کرد. برای مثال، شروع به پوشیدن لباس های سکسی مورد علاقه استیو کرد و سعی می کرد نظر استیو را جلب کند. حتی در مواردی، رفتارهای جنسی متفاوتی از خود نشان می داد که ار آنها نفرت داشت، اما به خاطر خوشحال کردن استیو این کار را انجام می داد. او هر کاری می کرد تا استیو را قانع کند که به نگاه کردن به زنان دیگر نیاز ندارد.

چیزی که سارا نمی فهمید این بود که هیچ زنی نمی تواند نیازهای جنسی یک معتاد جنسی را برآورده کند. یک انسان واقعی نمی تواند هرگز با فانتزی و جذابیت های آن رقابت کند. سارا درک نمی کرد که در به وجود آمدن این شرایط نقش و مسئولیتی ندارد و مشکل استیو از گذشته و کودکی او نشأت گرفته است. در واقع، قبل از ملاقات با او، استیو دچار زخم های عاطفی شده و حالا این زخم ها عفونت کرده اند.

پیشنهاد مطالعه:  زندگی مشترک بدون رابطه جنسی

در طول دوره درمان، سارا اظهار داشت كه این فقط رفتار نادرست جنسی استیو نیست که او را آزار می دهد بلکه، بیشتر از آن دروغ ها و رازهایی كه این رفتار را احاطه كرده است، به او آسیب می رسانند. این چیزی بود که سارا نمی دانست آیا می تواند روزی ببخشد یا نه. او نمی توانست دوباره به استیو اعتماد کند.

سال ها بود که سارا مانند بسیاری از زنان مشابه خودش، دچار وسواس جاسوسی از همسرش شده بود. بارها و بارها هارد دیسک های کامپیوتر، تلفن هوشمند، متون، فیلم ها، وب کم، ایمیل و غیره را بررسی می کرد تا سر از کار او درآورد. سارا اظهار کرد که از انجام این کار احساس عصبانیت می کند، اما همچنان برای کنترل وضعیتی که در آن احساس ناتوانی می کرد چاره ای جز بررسی زندگی شخصی همسرش نمی دید.

سارا موافقت کرد که در برنامه 12 مرحله ای طراحی شده برای همسران معتادان جنسی شرکت کند و در آنجا با زنانی آشنا شد که قادر به حمایت و همدلی وی بودند. در عین حال، هر دو به جلسات زوج درمانی خود نیز ادامه دادند.

 

| مطالعه مقاله تخصصی مشاوره خانواده|

 

بحرانی در جلسات روان درمانی

بحرانی در جلسات روان درمانی:

یک سال پس از شروع درمان، استیو اعلام کرد که می خواهد درمان را پایان دهد. از او خواستم توضیح دهد چه چیزی او را به این تصمیم سوق داده است. بحث و بررسی من نشان داد که استیو تصور می کند من به خاطر عدم موفقیتش در سرکوب فانتزی های جنسی، او را تحقیر و سرزنش خواهم کرد. به او توضیح دادم که احساس شرم و گناهش از حس خودبزرگ بینی، نیازش به کمک، حسادت و خشم نسبت به من، و برخی تجربه های منفی دیگر از کودکی نشأت می گیرد. حرف زدن در مورد این امور در محیطی امن به وی این امکان را داد که تصویر من به عنوان فردی قلدر را از بین ببرد و من را یک مربی با رفتارهای باثبات ببیند که می خواهد به او در درست کردن اوضاع آشفته ای که دارد کمک کند.

 

اثرات درمان:

با پیشرفت درمان، استیو دریافت که ارتباط جنسی مبتنی بر فانتزی چیزی نیست که می خواهد زیرا او را واقعا راضی نمی کند و نیازش به برقراری یک ارتباط صمیمانه را برطرف نمی کند.

سپس درمان به نوبه خود به آسیب های ناشی از روابط او با والدینش رسیدگی کرد. در طول جلسات، پیام هایی که او در کودکی درونی کرده بود و سلامت روان او را به عنوان یک بزرگسال تحت تاثیر قرار می دادند مورد بررسی قرار گرفت. برخی از این پیام ها عبارتند از:

  • به اندازه کافی خوب و دوست داشتنی نیست و به چیزی یا کسی تعلق ندارد.
  • تهدید به طرد شدن و مورد بی توجهی قرار گرفتن
  • کمال گرایی والدین

بعد از مشخص شدن مهمترین پیام های کمبود در او، استیو وارد فاز سوگواری برای زندگیش شد که حاصل این پیام ها بوده است. به عنوان یک بزرگسال، با پیام هایی که نشان دهنده خودارزشی او بودند، به چالش کشیده شد. از همه مهمتر، «شرم وام گرفته شده» را پس داد. هر دو والد او روح های زخم خورده ای با عزت نفس پایین و احساس شرم بودند که آن را به استیو منتقل کرده بودند. استیو به این نتیجه رسید که شرم متعلق به او نیست، بلکه به والدینش تعلق دارد و باید به آنها بازگردانده شود.

استیو از ایده بخشش خانواده اش استقبال کرد. بخشش به نفع او بود زیرا زندگی با نارضایتی بسیار دردناک است. این بخشش با ملاقات خانواده شروع شد. هر چند ملاقات ها کوتاه بود، اما رفتار او با والدینش آرام تر بود. او والدینش را به عنوان انسان هایی پذیرفت که بهترین تلاش خود را برای تربیت و پرورش او کرده اند.

سه سال پس از شروع درمان، استیو تغییرات شگرفی در زندگی خود ایجاد کرده بود. او همچنان به درمان خود ادامه داد و در گروه معتادان جنسی گمنام فعال بود. شبکه ای از دوستان صمیمی و سرگرمی های جدیدی را شکل داد. مرتباً ورزش می کرد و رابطه اش را با سارا بازسازی کرد. آنها به کمک یکدیگر «قرارداد هوشیاری» مخصوص به خود را تدوین کردند که بر اساس آن فهرستی از رفتارها مقرر گردید که استیو باید به آن پایبند می ماند. با گذشت زمان، استیو به همسرش نشان داد كه می توان یک بار دیگر به او اعتماد كرد.

استیو هنوز هم گاهی دچار هوای نفس می شود، اما به مهارت هایی مجهز شده است که می تواند با آنها مقابله کند. در چند نوبت، او کنترل نفس خود را از دست داد. اما با کمک برنامه پیشگیری از عود که برای او تنظیم کرده بودیم، توانست از عود کامل مشکل جلوگیری کند و دریافت که با هر خطا باید تغییری در برنامه بهبودی خود ایجاد کند.

عزت نفس او بیشتر شد و دیگر قربانی خودتحقیری و شرم نبود. او با خودش راحت بود. با استفاده از برنامه درمانی 12 مرحله ای، از اینکه به عضو مفیدی در جامعه تبدیل شده و به دیگران کمک می کند راضی بود.

با کمک درمان، دیدگاه استیو به زندگی تغییر یافت. وی از فردی نابالغ و خودشیفته که دیگران را بازیچه برآورده کردن نیازهای خود می دید، به فردی تبدیل شد که به نیازها، افکار و احساسات دیگران نیز اهمیت می دهد. او یاد گرفت که شنونده خوبی باشد و با دیگران همدلی کند. در نتیجه، با ایجاد شبکه ای از دوستان نزدیک و حامی و نیز ایجاد رابطه خوب با همسرش به رضایت بیشتری در زندگی دست یافت.

از طریق مشاوره زوج درمانی، آنها توانستند تلخی و خشم فروخورده خود را کنار بگذارند و با روش های درمانی جداگانه به اتحاد در درمان برسند. پس از طی شدن دوره درمان، زوج اظهار کردند که از دوره بحران گذشته اند و رابطه ای عمیق تر، بهتر و یک زندگی جنسی شادتر را تجربه می کنند.

 

نتیجه گیری:

عشق و رابطه جنسی بخشی از طبیعت انسان هستند و به همین دلیل در مسائل روانشناسی مورد توجه قرار دارند. بخش بزرگی از جامعه درمانی روانشناسی به دنبال درمان اختلالات و ناهنجاری های جنسی، پیشگیری از شکل گیری آنها در نسل بعد، و ایجاد رابطه جنسی بهتر و سالم تر در زوج ها هستند و تلاش می کنند از اثرات مخرب تکنولوژی بر رابطه انسان جلوگیری کنند.

کیفیت رابطه جنسی شما چطور است؟ آیا رابطه خوبی با همسرتان دارید؟ سکس تراپی طیف وسیعی از موضوعات و مشکلات جنسی را مورد درمان قرار می دهد. سکس تراپیست برای درمان و بررسی این اختلالات و مشکلات آموزش دیده است و جای هیچ گونه خجالتی در مطرح کردن مشکلتان وجود ندارد. همین امروز به خودتان شانسی برای داشتن یک زندگی سالم تر و شادتر بدهید.

 

منبع:

https://www.thefix.com/cybersex-addiction-case-study

برچسب‌ها:, , , ,

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.