1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars به این مطلب رای دهید
Loading...

شنیدن خبر خودکشی یکی از عزیزان بحران بزرگی در زندگی اطرافیان به حساب می آید، به خصوص اگر نشانه ای از این حالت در او ندیده باشند و حتی او را به عنوان فردی شاد و سرحال می شناختند. ترس از برچسب های جامعه نسبت به متوفی و سوالات و کنجکاوی ها باعث می شود که خانواده بیش از پیش با مشکلات روحی و روانی درگیر شوند. شناخت نشانه ها و تلاش برای پیشگیری از این اقدام در فرد می تواند به نجات جان او کمک کند.

 

آنچه در این مقاله میخوانید:

نرخ خودکشی در جهان چقدر است؟

خودکشی در هر جایی از جهان و در تمام افراد با ملیت ها، ادیان، جنسیت و طبقات مختلف دیده می شود. در سال ۲۰۱۹، لیتوانی با ۳۱.۹ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر، روسیه با ۳۱، و کره جنوبی از آسیا با ۲۶.۹ خودکشی در ۱۰۰ هزار نفر رتبه های اول جدول را به خود اختصاص داده اند.

آمار خودکشی در ایران چقدر است؟

میزان خودکشی در ایران همیشه در پرده ای از ابهام بوده و این به دلیل سیاست های وزارت بهداشت و دولت است که اعلام آمار خودکشی را به صلاح نمی دانند. از سال ۱۳۹۲ که سازمان پزشکی قانونی کشور آماری از میزان خودکشی ارائه داد، تاکنون دیگر آمار واضحی اعلام نشده است. در آن سال، از افزایش آمار خودکشی اظهار نگرانی شد چراکه در ۹ ماه ابتدایی سال ۹۲ بیش از ۱۱ نفر در کشور به طور روزانه خودکشی کرده بودند.

همسو با آمار جهانی، در ایران بیشترین آمار خودکشی در گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ دیده می شود.

بر اساس گزارش سالنامه آماری پزشکی قانونی کشور، آمارها به تفکیک استان ها نشان می دهد که استان تهران با ۷۹۶ مورد، فارس با ۳۴۸ مورد، خوزستان با ۳۰۶ مورد، آذربایجان شرقی با ۲۷۶ مورد و کرمانشاه با ۲۳۵ مورد، پنج استان نخست هستند. البته نسبت به سرانه جمعیت، ایلام در رتبه اول کشور قرار دارد.

همچنین خراسان شمالی با ۱۷ مورد، سمنان با ۱۸ مورد و یزد با ۳۱ مورد کمترین میزان خودکشی را به خود اختصاص داده اند (منبع).

 

تفاوت خودکشی در مردان و زنان:

آمارها حاکی از تفاوت های جنسیتی در این مورد است. در حالی که وقوع افکار خودکشی در زنان رایج تر است، اما مردان بیشتر احتمال دارد که جان خود را بگیرند.

تفاوت در نرخ اقدام به خودکشی و ریسک مرگ:

اقدام به خودکشی در زنان سه برابر مردان است، اما نرخ مرگ و میر ناشی از خودکشی در مردان سه برابر زنان است.

در واقع، افکار خودکشی، رفتارهای غیرمرگبار و اقدام به خودکشی در زنان بیشتر است.

آمارها نشان می دهد، 62 درصد از زنانی که در اثر خودکشی مرده اند، پیش از این سابقه حداقل یک بار اقدام به خودکشی ناموفق داشته اند، اما 62 درصد از مردانی که در اثر خودکشی مرده اند، هرگز پیش از این اقدام به این کار نکرده بودند.

این آمارها باعث شده در بین مردم این کلیشه شکل بگیرد که زنان به خاطر جلب توجه خودکشی می کنند.

اما این از واقعیت خیلی دور است.

باید توجه داشت که داشتن سابقه خودکشی ریسک تکرار و موفقیت آمیز بودن آن را در افراد بیشتر می کند. از این رو، اقدام و افکار خودکشی در هر کسی، چه زنان و چه مردان، جدی گرفته شود.

تفاوت در روش های اقدام به خودکشی در زنان و مردان:

 یکی از دلایل تفاوت در نرخ خودکشی و موفقیت در آن در زنان و مردان، روش مورد استفاده آنان است.

مردان از روش هایی استفاده می کنند که آنی و قطعی است و اطرافیان فرصت کمتری برای کمک رسانی و جلوگیری از اقدام فرد دارند. این روش ها شامل:

  • اسلحه
  • دار زدن
  • پریدن از ارتفاع
  • اشیای تیز
  • تنفس گاز منتشره از اگزوز خودرو

بنابراین، در حالی که مردان از روش های مرگبار و خشن استفاده می کنند، زنان به روش های آرام مانند اوردوز کردن با دارو یا مواد مخدر رو می آورند.

بریدن رگ دست با یک شی تیز از دیگر روش های زنان برای مرگ خودخواسته است.

استفاده از دارو به عنوان روش مرگ در بیماران مبتلا به بیماری های روانی که از دارو استفاده می کنند، بیشتر است.

 

خودکشی در چه سنی رایج تر است؟

مرگ در اثر خودکشی سومین عامل رایج مرگ و میر در بین گروه سنی 15 تا 25 سال است و 20 درصد از آمار مرگ و میر آنان را به خود اختصاص می دهد.

ریسک آن در نوجوانان به دلیل افسردگی، مصرف الکل و مواد مخدر، اتفاقات بد، دسترسی به اسلحه و برخورد با محتوای حاوی اقدام به خودکشی و فشار گروه های دوستی زیاد است.

پس از این گروه، خودکشی بین افراد بالای 65 سال نرخ بالایی دارد که به دلیل افسردگی مزمن و درمان نشده، مرگ عزیزان، بیماری های مزمن و تنهایی است.

 

افکار خودکشی

آیا داشتن افکار خودکشی بد است؟

اگر به خودکشی فکر می کنید اصلا فکر نکنید که تنها هستید.

تحقیقات نشان می دهند نرخ فکر کردن به خودکشی اصلا کم نیست. آمارهای سال های 2016، نشان می دهد حدود 10 درصد از 18 تا 25 ساله ها به مرگ خودخواسته فکر کرده اند و این رقم در بیماران مبتلا به اختلالات روانی چیزی بیشتر از 30 درصد است.

فکر کردن به چنین چیزی اصلا نشانه ضعف، بیچارگی و تمایل به مردن نیست. بلکه نشان می دهد چیزی در زندگی شما وجود دارد که می خواهید آن را تغییر دهید.

یا بدبینی و فشارهای روانی به شما غلبه کرده اند و لازم است از یک روانشناس یا دوستی معتمد کمک بگیرید. البته که همیشه کمک گرفتن از یک متخصص روانشناسی بهتر از هر کس دیگری است.

 

نشانه های هشدار اقدام به خودکشی:

اگر یکی از اطرافیان شما دچار افسردگی شدید است، ریسک بالایی وجود دارد که در مقطعی از زندگی خود اقدام به خودکشی کند. ریسک این کار در اختلالات مختلف روانی متفاوت است، اما خوشبختانه در همه آنها قابل پیشگیری است.

بهترین راه برای پیشگیری، بررسی نشانه های هشدار در فرد است.

عوامل خطر اقدام به خودکشی در یک فرد می تواند ناشی از شرایط یا روحیات درونی او باشد.

شرایط محیطی:

برخی از شرایط و محیط اطراف می توانند ریسک خودکشی را در فرد افزایش دهند:

  • مرگ یا بیماری لاعلاج یکی از نزدیکان و دوستان
  • طلاق، جدایی و ختم یک رابطه
  • از دست دادن سلامتی
  • مصرف الکل و مواد مخدر
  • از دست دادن شغل، خانه، پول، مقام، عزت نفس و امنیت
  • افسردگی

به علاوه برخی زمان ها نیز این افکار بیشتر سراغ فرد می آیند، مانند:

  • سالگردها و تعطیلات
  • اولین هفته ترخیص از بیمارستان
  • درست قبل و بعد از تشخیص یک بیماری سخت
  • اولین روزهای درمان دارویی افسردگی

تغییرات عاطفی و رفتاری:

افرادی که در معرض خودکشی قرار دارند، دچار احساسات زیر هستند:

  • درد شدید
  • ناامیدی
  • بیچارگی
  • بی ارزشی
  • شرم
  • گناه
  • تنفر از خود
  • احساس از دست دادن کنترل و آسیب به خود و دیگران

فرد دارای رفتارهای زیر است:

  • غم، انزوا، خستگی، بی اشتهایی، اضطراب، تحریک پذیری
  • خشونت و پرخاشگری
  • عملکرد ضعیف در مدرسه و محل کار
  • افت میل جنسی
  • پرهیز از انجام فعالیت هایی که به آنها علاقه داشت و رفت و آمد با دوستان
  • بی توجهی به ظاهر و بهداشت خود
  • تغییر در الگوی غذا خوردن و خواب

در صورتی که شرایط زیر را در فرد مشاهده می کنید، باید بیشتر مراقب او باشید:

  • سابقه اقدام به خودکشی
  • فکر کردن به مرگ
  • گفتن جملاتی مانند «بدون من حال شما بهتر بود» یا «کاش من می مردم»
  • حرف زدن در مورد خودکشی
  • داشتن برنامه خودکشی و جمع کردن لوازم مورد نیاز برای آن
  • نوشتن وصیت و دادن اموال باارزش خود به دیگران
  • خداحافظی های وقت و بی وقت
  • حرف های دوپهلو و عجیب مانند «دیگر لازم نیست نگران من باشید»، «دیگر تحمل ندارم».
  • شادی ناگهانی و بی توضیح بعد از یک دوره افسردگی
پیشنهاد مطالعه:  موسیقی درمانی

وجود بیماری های روحی و روانی زیر فرد را مستعد خودکشی می کند:

  • اختلال دوقطبی
  • افسردگی
  • اختلال شخصیت مرزی
  • اسکیزوفرنی

خانواده و اطرافیان این دسته بیماران باید مراقبت بیشتری از آنان به عمل آورند.

 

دلایل خودکشی

چرا افراد خودکشی می کنند؟

شنیدن خبر خودکشی یکی از اعضای خانواده و دوستان بسیار سخت است. گاهی هیچ نشانه هشداری نبوده است و دیگران از خود می پرسند به خاطر چه چیزی او را از دست داده اند؟

حتی بسیار مشاهده شده است که فرد این اواخر بسیار شاد ظاهر می شده است و همین باعث شده که خانواده تصوری از اقدام به خودکشی در او نداشته باشند.

گاهی نیز چند عامل دست به دست هم می دهند تا یک نفر خودکشی کند. طوفانی از احساسات و تنش های زندگی فرد را دربرمی گیرد و او به این تصمیم می رسد. برخی از رایج ترین دلایل اقدام به این کار عبارتند از:

 

افسردگی و بیماری های روانی:

در بین تمام عوامل، افسردگی شدید رایج ترین است. دیگر بیماری های روانی مانند اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، شخصیت مرزی و اختلالات خوردن نیز از نرخ بالایی برخوردارند.

استرس و حوادث بد:

شخصی که حادثه ای مانند آزارجنسی، تجاوز، آزار فیزیکی، جنگ و مواردی از این دست را از سر گذرانده است، در معرض خطر بالایی قرار دارد. (اطلاعات بیشتر درباره استرس پس از حادثه)

ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه و حوادث متعدد حتی از آن نیز ریسک خودکشی را بالاتر می برد.

مصرف مواد مخدر:

مواد مخدر می تواند روی رفتار فردی که دچار احساس و افکار خودکشی است، تاثیر بگذارد و باعث شود او بر اساس تکانه های خود رفتار کند.

فقدان یا ترس از دست دادن:

وقتی فرد احساس شکست می کند یا چیزی را در زندگی خود از دست می دهد، این اقدام در او محتمل است. برخی از این موقعیت ها عبارتند از:

  • از دست دادن یک رابطه عاشقانه
  • دستگیر شدن یا زندانی شدن
  • از دست دادن شغل یا منبع درآمد
  • مشکلات مالی
  • از دست دادن موقعیت اجتماعی
  • شکست تحصیلی
  • از دست دادن خانه
  • قلدری، شرمندگی، تحقیر
  • از دست دادن پذیرش اجتماعی و خانوادگی به دلیل افشای یک راز

احساس بیچارگی:

چه کوتاه مدت یا بلندمدت، احساس بیچارگی نقش مهمی در اقدام به مرگ خودخواسته دارد. شخص با چالش های زیادی در زندگی روبه رو می شود اما راهی برای خلاصی از آنها ندارد.

درد مزمن و بیماری های صعب العلاج:

اگر فرد دچار بیماری شدیدی باشد که امیدی به بهبودی در آن نباشد، وی سعی می کند با خودکشی دوباره کنترل زندگی اش را به دست بگیرد.

احتمال مرگ خودخواسته در بیماری هایی مانند آسیب های مغزی، بیماری های قلبی، دیابت، ایدز، پارکینسون و سرطان بیشتر است.

درد مزمن باعث افسردگی و اضطراب بیمار می شود و این ریسک خودکشی را افزایش می دهد. براساس تحقیقات، این ریسک در بیمارانی که دچار درد شدید هستند 4 برابر بیمارانی است که درد ندارند.

باور به اینکه زندگی فرد باری بر دوش دیگران است:

معمولا این احساس در بیماران صعب العلاج، بیماران روانی و کسانی که دچار مشکل هستند مشاهده می شود و برای رهایی خانواده و عزیزان خود از رنج (واقعی یا تصور شده) اقدام به مرگ خودخواسته می کنند.

انزوای اجتماعی:

دوری و انزوا می تواند به دلایلی مانند از دست دادن دوستان و همسر، طلاق، بازنشستگی، بیماری، اضطراب یا مهاجرت به شهر یا کشور دیگری باشد. این انزوا عزت نفس فرد را کاهش داده و او را به سمت افسردگی و مصرف مواد مخدر و الکل سوق می دهد. ( اطلاعات بیشتر درباره اختلال اضطراب اجتماعی در کودکان )

درخواست کمک:

گاهی خودکشی واقعا به خاطر مردن انجام نمی شود، بلکه فرد نمی داند چطور باید درخواست کمک کند. خودکشی جلب توجه نیست، بلکه تلاش برای دریافت کمک است. فرد با این روش نشان می دهد که زندگی تا چه حد به او سخت گرفته و به کمک نیاز دارد تا همه چیز را درست کند.

دلایل زیادی برای این کار وجود دارد. شاید هیچ وقت هیچ کس نفهمد چرا یک نفر خودکشی کرده است. زندگی او از نظر دیگران ایده آل بود، اما برای خودش این طور به نظر نمی رسید.

مراقب اطرافیانتان باشید.

 

آیا داروهای افسردگی باعث افزایش ریسک خودکشی می شوند؟

داروهای افسردگی برای درمان تجویز می شوند، پس به طور کلی باید ریسک اقدام به خودکشی را کاهش دهند. اما گاهی فرد به داروی متفاوت یا دوز کمتر/بیشتری از آن نیاز دارد تا این نتیجه حاصل شود.

تغییر دارو برای رسیدن به داروی موثر در درمان روانپزشکی امری رایج است.

بنابراین، توصیه می شود خانواده ها در هفته های اول شروع مصرف داروهای افسردگی به دقت بیمار را زیر نظر بگیرند تا در صورت لزوم اقدامات مناسب را انجام دهند.

 

جلوگیری از خودکشی

پیشگیری از خودکشی در اطرافیان:

در بسیاری از موارد، فردی که به چنین کاری فکر می کند، در صورت دریافت کمک صحیح از سوی اطرافیان از این مرحله عبور می کند.

کارهای زیادی از دست اطرافیان برمی آید.

ابتدا لازم است نشانه ها را بشناسید، نشانه هایی که در بالا آمد.

احساساتش را نادیده نگیرید و انکار نکنید:

شاید شما براین باورید که مشکل او آنقدر جدی نیست که برای خودکشی کافی باشد، مهم آن است که نظر او چیست. اگر برای او مهم است، پس گزینه مناسبی است.

مهم تر آنکه حرف های او را مبنی بر اقدام به خودکشی مسخره نکنید و به او نگویید «تو از این کارها نمی کنی/عرضه ها نداری!»

شرایط خطرناک را بشناسید:

اگر فرد مورد نظر در خانه تنهاست و تلفن را جواب نمی دهد، اگر بدون خبر خانه را ترک کرده، اگر قبلا با شما از قصد خودکشی حرف زده و می دانید که به فکر آن بوده است،‌ بهتر است هر چه سریع تر با پلیس تماس بگیرید.

از اینکه اشتباه کرده باشید و اتفاقی نیافتاده باشد، نترسید. پیشگیری بهتر از تاسف است.

مددکاران اجتماعی می توانند به شما راهنمایی های لازم را بکنند و در صورت لزوم برای نجات جان فرد مورد نظر اقدام کنند.

به حرف هایش به شکل درخواست کمک نگاه کنید:

وقتی فردی اقدام به خودکشی می کند، لزوما نمی خواهد بمیرد. بلکه می خواهد نشان دهد که رنج عاطفی بزرگی دارد، اما نمی داند چطور با آن کنار بیاید. شما به گزینه های ممکن برای حل مشکلش نگاه کنید و به او در برطرف کردن این چالش کمک کنید. برای این کار بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید.

به حرف هایش گوش دهید:

حرف زدن با یک دوست و خالی کردن خود تا حد زیادی باعث از بین رفتن فشار روانی می شود که فرد را وادار به خودکشی می کند.

شنونده خوبی بودن به مهارت خاصی نیاز ندارد. وسط حرف هایش نپرید، بحث نکنید و راه حل ارائه ندهید. فقط گوش دهید و نشان دهید که برایتان اهمیت دارد.

او را تشویق کنید که به مشاور/روانشناس مراجعه کند:

گاهی تلاش برای خودکشی از بیماری های روحی و روانی ناشی می شود که مدت های زیادی فرد با آن درگیر بوده است. کمک گرفتن از یک روانشناس می تواند راهگشای بسیاری از مشکلات بیمار باشد.

وقتی با روانشناس ملاقات داشتید، سعی کنید ارتباط بیمار را با او حفظ کنید و بیمار را به ادامه روند درمان تشویق کنید.

از حرف زدن درباره خودکشی نترسید:

اگر این فکر در مغز کسی نباشد، حرف زدن درباره آن باعث نمی شود که به این فکر بیافتد. پس، از اینکه موضوع را مطرح کنید و از افکار فرد باخبر شوید نترسید. حرف زدن به فرد این فرصت را می دهد که ذهنیاتش را با شما در میان بگذارد و بتوانید به او کمک کنید.

اگر در خطر است، او را تنها نگذارید:

چنانچه احتمال خودکشی در فرد می دهید، او را تنها رها نکنید. هر چیزی را که ممکن است از آن برای آسیب زدن به خود استفاده کند، از دسترسش دور کنید.

پیشنهاد مطالعه:  افسردگی و هر آنچه باید در مورد آن بدانید

 

چطور از افکار خودکشی خلاص شویم؟

همانطور که گفتیم همه دچار این نوع افکار می شوند. راهکارهای زیر می توانند به شما کمک کنند که کنترل افکار خود را به دست گیرید:

محرک ها را بشناسید:

شرایطی که باعث می شوند احساس ناامیدی و از دست رفتن کنترل به سراغ شما بیاید را بررسی کنید. هر آنچه می توانید را اصلاح کنید و برای بقیه از یک مشاور یا دوست کمک بگیرید.

این احساسات موقت هستند:

افکار شما می آیند و می روند و همیشگی نیستند، حتی وقتی زندگی به نظر ناامیدکننده می رسد.

با کمک مشاوره می توانید احساس بهتری داشته باشید و بهتر با تنش های زندگی کنار بیایید. گاهی حتی یک چرت کوتاه یا یک پیاده روی می تواند خلق و خوی شما را عوض کند.

مراقب خودتان باشید:

علاوه بر داشتن رژیم غذایی سالم و حذف نکردن وعده های غذایی، به اندازه کافی استراحت کنید و تکنیک های آرام کردن بدن و تخلیه احساسات منفی را یاد بگیرید. ورزش کردن به شما کمک می کند که از تنش خلاص شوید و سلامت عاطفی تان ارتقا یابد.

شبکه حمایتی داشته باشید:

زمانی را با افراد مثبت بگذرانید که احساس خوبی در شما ایجاد می کنند.

شما نیز برای جامعه خود مفید باشید و با صدقه دادن یا کمک کردن به دیگران احساس خوبی در خود ایجاد کنید.

کمک کردن به دیگران باعث می شود خود را مفید ببینید ومعنای جدیدی در زندگیتان ایجاد کنید.

فعال تر باشید:

با از بین رفتن عادت های بد قبلی، ایده های جدید جایشان را می گیرند. علاقه مندی های شخصی و حرفه ای خود را مشخص کنید. کارهای بامزه، فعالیت های داوطلبانه و کارهایی که به شما حس هدفمندی می دهند را آغاز کنید.

وقتی خود واقعیتان را پیدا کنید، به تدریج حس ناامیدی در شما از بین می رود.

استراحت کنید:

راهی برای درمان استرس پیدا کنید. علاوه بر ورزش کردن، می توانید مدیتیشن تمرین کنید، تمرینات تنفسی را انجام دهید و افکار مثبت را جایگزین افکار خودکشی کنید.

 

درمان خودکشی:

اگر دچار افکار خودکشی هستید، درمانگر با روش های متعددی می تواند به شما کمک کند که ریسک این اقدام را در خودتان کاهش دهید.

روان درمانی:

درمانگر به شما کمک می کند علت و منشا احساساتان را بیابید و روش های سازگاری و حل مشکل را بیابید.

درمان سوءمصرف مواد مخدر و الکل نیز به بیمار کمک می کند که کنترل بهتری روی افکار خود داشته باشد.

تغییر در سبک زندگی، شامل کنترل استرس، بهبود خواب، ایجاد شبکه حمایتی، و علاقه به فعالیت های لذت بخش از دیگر کمک های مشاور به شماست. (اطلاعات کامل تر در ارتباط با روان درمانی )

خانواده درمانی:

در این روش، خانواده آگاهی بیشتری در مورد نشانه های هشدار پیدا می کنند و از روش های حمایت از بیمار اطلاعات بیشتری کسب می کنند.

دارو درمانی:

گاهی لازم است برای درمان افسردگی و خلاصی از افکار منفی از دارو درمانی استفاده شود. داروها با نظر روانپزشک برای دوره مشخصی تجویز می شوند.

 

مشاوره خودکشی:

چنانچه یکی از عزیزانتان در مورد خودکشی صحبت می کند، به او پیشنهاد بدهید که با روانشناس صحبت کند. اگر حاضر به آمدن به مرکز مشاوره نیست، مشاوره روانشناسی آنلاین را به او پیشنهاد دهید. مشاوره آنلاین این فرصت را به او می دهد که در فضایی که راحت است در مورد مشکلاتش صحبت کند.

سعی کنید خودتان نیز در جلسات مشاوره او را همراهی کنید یا در صورت عدم تمایل وی به همراهی شما، او را به ادامه جلسات تشویق کنید.

اگر بیمار حاضر نیست با روانشناس صحبت کند، خودتان می توانید به تنهایی در جلسات حضور یابید و از راهنمایی های مشاور برای کمک به فرد مورد نظر استفاده کنید.

 

منصرف کردن فرد از خودکشی در مواقع اورژانس:

چنانچه متوجه شدید که فرد مورد نظر در حال اقدام به خودکشی است و خطر جدی جان او را تهدید می کند، بدون آنکه متوجه شود هر چه سریع تر با پلیس و خدمات مددکاری اجتماعی تماس بگیرید و درخواست کمک کنید.

تا زمان رسیدن کمک:

در صورت امکان، وسایل خطرناک مانند (اسلحه، چاقو، دارو، کلیدهای خودرو، طناب و هر چیز دیگری) را از دسترس فرد دور کنید.

سعی کنید او را آرام کنید و به او نشان دهید که برایتان اهمیت دارد.

تا زمان رسیدن کمک، او را وادار به حرف زدن کنید. گوش دهید و بدون قضاوت کردن سوال کنید.

از امنیت خودتان اطمینان حاصل کنید.

او را با گفتن حرف هایی مانند «اشتباه نکن، تو جرات خودکشی نداری، زندگی بیشتر از اینها ارزش دارد» عصبانی و تحریک نکنید.

با او بحث نکنید و هر چیزی گفت به او حق بدهید و تلاش کنید او را به گفتگو و حل مشکل دعوت کنید.

 

حمایت پس از خودکشی

حمایت از نجات یافته از خودکشی:

کسی که اقدام به مرگ خودخواسته کرده است، احتمال تکرار این عمل در او بالاست. بنابراین، نیاز به کمک و همراهی شما دارد تا دوره بهبودی طی شود:

  • احتمالا مکالمه سختی در مورد اوضاع زندگی وی، مشکلات و احساساتش خواهید داشت.
  • با او حرف بزنید. اجتناب کردن از حرف زدن در مورد موضوعات سخت و خودکشی کمکی به شما نمی کند.
  • او را به خاطر کاری که انجام داده سرزنش نکنید و واکنش هایی از سر خشم، نفرت، تنفر و سرزنش نشان ندهید.
  • بیمار تا مدتی سعی می کند از همه دوری کند. تسلیم نشوید و ارتباطتان را با او حفظ کنید، حتی اگر او شما را نادیده می گیرد.
  • کمکش کنید که سبک زندگیش را به سمت سلامت و شادابی بیشتر تغییر دهد.
  • به او کمک کنید که ببیند امیدی به بهبودی اوضاع وجود دارد و چیزهای مثبت را در زندگی به او نشان دهید.
  • اگر نمی خواهد با شما حرف بزند، او را وادار به این کار نکنید. از کسی که به او اعتماد دارد بخواهید با او حرف بزند.
  • او را به حرف زدن با روانشناس/مشاور تشویق کنید.
  • به او در انجام مهارت هایی که به آنها علاقه دارد کمک کنید.
  • کمکش کنید که خودش را همانطور که هست بپذیرد و به او نشان دهید که افراد زیادی، از جمله شما، او را دوست دارید.
  • وقتی آماده بود او را برای تعیین هدف در زندگی، تغییر اوضاع و بهبود مشکلاتش یاری کنید.

 

برداشت های غلط در جامعه در مورد مرگ خودخواسته:

کسانی که از خودکشی حرف می زنند، این کار را انجام نمی دهند:

هرکسی که خودکشی کرده است، حداقل نشانه یا هشدارهایی را از خود نشان داده است. این نشانه ها را نادیده نگیرید. حرف هایی از سر ناامیدی و بیچارگی یکی از نشانه های جدی است.

هرکسی که می خواهد خودش را بکشد، دیوانه است:

بسیاری از این افراد دچار بیماری های روانی نیستند. آنها ناراحت، سوگوار، ناامید و در گرفتاری شدید هستند، به طوری که دیگر تحمل درد و رنج را ندارند.

اگر کسی بخواهد خودش را بکشد، چیزی نمی تواند جلوی او را بگیرد:

حتی افسرده ترین فرد نیز احساسات متناقضی درمورد مرگ دارد و گاهی بین مرگ و زندگی در نوسان است. بیشتر این افراد اصلا طالب مرگ نیستند، بلکه فقط می خواهند از درد خلاص شوند.

حرف زدن درباره خودکشی، ایده اجرای آن را به شخص می دهد:

شما با حرف زدن در این مورد، کسی را به فکر انجام آن نمی اندازید. برعکس، حرف زدن در این مورد باعث می شود که فرد بتواند از مشکلاتش با شما حرف بزند و راه حلی برای آنها بیابد.

 

سخنی از سیمیآروم:

خودکشی شاید ساده ترین راه برای یک شخص جهت خلاصی از مشکلات و رنج عاطفی است، اما خانواده و اطرافیانش را با تبعات بیشتری تنها رها می کند.

با کمک مشاوره، این فرصت را از خود و خانواده دریغ نکنید تا مشکلاتتان را به شکل بهتر و کاربردی تری حل کنید و زندگی بهتری را تجربه کنید.

همیشه راهی ساده تر و بهتر از خودکشی وجود دارد.

آیا تا به حال به خودکشی فکر کرده اید؟ چه شرایطی در زندگیتان وجود داشت که شما را به این فکر سوق می داد؟ آیا واقعا خودکشی تنها راه رهایی از آن مشکلات بود؟

برچسب‌ها:, ,

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.