1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars 5٫00 امتیاز از 2 رای
Loading...

روانشناسی حوزه گسترده ای است که به بررسی افکار، رفتار، رشد، شخصیت، احساسات، انگیزه ها و بیماری های روحی و روانی در انسان می پردازد. در این مقاله قصد داریم به کلیه سوالات و ابهامات شما در مورد روانشناسی و حوزه های اختلال روانی پاسخ دهیم؛ پس با ما همراه باشید.


در این مقاله می خوانید:

  • روانشناسی چیست و روانشناس کیست؟
  • تاریخچه روانشناسی
  • حوزه های متنوع علم روانشناسی
  • روانشناسی چه کاربردی در زندگی افراد دارد؟
  • کاربرد روانشناسی در زندگی
  • ملاک های اختلال روانی چیست؟
  • رایج ترین اختلالات روانی در جامعه چیست؟
  • چه کسانی در معرض ابتلا به بیماری های روانی قرار دارند؟
  • کدام گروه های جمعیتی در معرض خطر ابتلا به بیماری های روانی هستند؟
  • وضعیت سلامت روان در جهان و دسترسی به خدمات بهداشت روان
  • هزینه های تخصیص داده شده به حمایت و درمان بیماری های روانی چقدر است؟
  • تبعات عدم توجه به وضعیت سلامت روان جهانی

روانشناسی چیست و روانشناس کیست؟

بسیار سخت است که در یک تعریف کوتاه بتوان روانشناسی و هر آنچه شامل آن می شود را گنجاند. مطالعه افکار، رفتار، رشد، شخصیت، احساسات، انگیزه ها تنها بخشی از آن چیزی است که این رشته سعی می کند بر آن مسلط شود.

در باور عموم و در رسانه ها تصاویر متعدد و بعضا اشتباهی از روانشناس رواج دارد. گاهی روانشناس قهرمانی باهوش است که هر حرکت بعدی مجرم را حدس می زند و چیزی از چشمش پنهان نمی ماند و گاهی پشت ده ها کتاب در اتاقی نیمه تاریک روی صندلی لم داده و به حرف های مراجعه کننده از دوران سخت کودکیش گوش می دهد.

بخشی از این کلیشه ها درست است، اما همه واقعیت های این رشته علمی را نشان نمی دهد.

روانشناسانی هستند که به حل پرونده های جنائی کمک می کنند و دسته بزرگی از این متخصصان به درمان بیماری های روحی و روانی می پردازند.

اما روانشناسانی هم هستند که به دنبال بهبود سلامت روان نیروی کار در سازمان ها هستند.

دسته دیگری از آنها روی برنامه های سلامت روان عمومی کار می کنند.

دسته دیگری در محیط های نظامی کار می کنند یا روی طراحی نرم افزارهای امنیت پرواز نظارت دارند.

مهم نیست روانشناسان کجا کار کنند، هدف اولیه همه آنها کمک به توصیف، توضیح، پیش بینی، درک و بهبود رفتار انسان است.

تاریخچه روانشناسی

روانشناسی از فلسفه و زیست شناسی تکامل یافته است و مباحث مربوط به این دو رشته به متفکران یونان، از جمله ارسطو و سقراط باز می گردد.

اما ظهور روانشناسی به عنوان یک زمینه مطالعاتی جداگانه و مستقل به دوره ای باز می گردد که ویلهلم وونت اولین آزمایشگاه روانشناسی تجربی را در سال 1879 در لایپزیگ، آلمان تأسیس کرد.

پیشنهاد مطالعه:  دروغگویی مرضی

وونت به توصیف ساختارهای تشکیل دهنده ذهن می پرداخت. این روش به شدت به تجزیه و تحلیل احساسات از طریق یک فرایند کاملا ذهنی متکی بود.

از آن زمان تا به حال، مکتب های مختلفی در روانشناسی سعی در توضیح ذهن و رفتار انسان داشته اند. در برخی موارد، برخی از این مکتب ها توانستند برای مدتی بر حوزه روانشناسی تسلط پیدا کنند و به درک بهتر ما از انسان کمک کنند.

تاریخچه روانشناسی

حوزه های متنوع علم روانشناسی و انواع آن

روانشناسی حوزه ای کاربردی و دانشگاهی است که ذهن و رفتار انسان را مورد مطالعه قرار می دهد و روانشناسان به درک ما از چرایی رفتار انسان کمک می کنند.

همانطور که می دانید، بخش بزرگی از روانشناسی به تشخیص و درمان موضوعات بهداشت روان اختصاص دارد، اما این فقط گوشه کوچکی از این حوزه عظیم است.

این رشته علمی حوزه های مختلفی دارد که عبارتند از:

روانشناسی نابهنجاری که به بررسی رفتارهای غیر طبیعی و آسیب شناسی روانی می پردازد. این حوزه تخصصی بر تحقیقات و معالجه انواع اختلالات روانی متمرکز است.

روانشناسی زیست شناختی که تاثیر فرایندهای بیولوژیکی بر ذهن و رفتار را مطالعه می کند. این حوزه ارتباط نزدیکی با علوم اعصاب دارد و آسیب مغزی یا ناهنجاری های مغزی را بررسی می کند.

روانشناسی بالینی که بر ارزیابی، تشخیص و درمان اختلالات روانی متمرکز است.

روانشناسی شناختی که مباحثی از قبیل توجه ، حافظه، درک، تصمیم گیری، حل مسئله و کسب زبان را مطالعه می کند.

روانشناسی تطبیقی ​​که شاخه ای از روانشناسی است که به مطالعه رفتار حیوانات مربوط می شود و به درک عمیق تر و گسترده تری از روانشناسی انسان کمک می کند.

روانشناسی رشد که به رشد انسان در طول عمر توجه دارد و آن را از نظر توانایی های شناختی، اخلاق، عملکرد اجتماعی، هویت و سایر زمینه های زندگی مطالعه می کند.

روانشناسی قانونی که از تحقیقات روانشناسی و اصول سیستم عدالت قضایی و جزایی برای تشخیص کمک به حل پرونده های جرم و جنایت استفاده می کند.

روانشناسی صنعتی – سازمانی که از تحقیقات روانشناختی برای ارتقاء عملکرد کار و انتخاب کارمندان استفاده می کند.

روانشناسی شخصیت بر درک رشد شخصیت و همچنین الگوهای فکری، رفتارها و ویژگی های فردی تمرکز دارد.

روانشناسی اجتماعی بر درک رفتار گروهی و همچنین چگونگی تأثیرات اجتماعی بر رفتار فرد تأکید دارد و موضوعاتی مانند نگرش، تعصب، انطباق و پرخاشگری را مطالعه می کند.

پیشنهاد مطالعه:  دردهای روان تنی چیست و چطور درمان می شود؟

کاربرد روانشناسی در زندگی

بارزترین کاربرد آن در زمینه سلامت روان این است که روانشناسان از اصول، تحقیقات و یافته های بالینی برای کمک به مراجعه کننده در مدیریت و غلبه بر علائم پریشانی روانی و بیماری روانی استفاده می کند. درمان اختلالات روانی و مشکلات شخصیتی یکی از رایج ترین کاربردهای روانشناسی در زندگی روزمره است.

تاثیر این حوزه علمی در زندگی عمومی و سیاست گذاری اجتماعی افراد نیز بی نظیر است. از یافته های علمی روانشناسی می توان برای توسعه برنامه های بهداشت روان اجتماعی و رویکردهای آموزشی در حوزه رشد کودکان استفاده کرد.

دیگر کاربردهای روانشناسی در زندگی انسان عبارتند از:

  • بهبود توانایی برقراری ارتباط در زندگی
  • بهبود مهارت های زندگی شامل هدایت، رهبری و شناخت خود
  • افزایش کیفیت کلی زندگی
  • راهگشای مشکلات فردی در زمینه های مختلف شامل فرزندپروری، ازدواج، شغلی و روابط جنسی

اختلالات روانشناسی

ملاک های اختلال روانی چیست؟

همانطور که گفتیم یکی از کاردبردهای رایج روانشناسی شناخت و درمان اختلالات روانی است.

همه ما در طول زندگی شاید به دفعات غم، افسردگی، استرس و خشم را تجربه کرده ایم. اما آیا در تمام این موارد دچار اختلال روانی بوده ایم یا صرفا حالتی گذرا بوده است؟

بر اساس تعریف ارائه شده در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی:

اختلال روانی حالتی است که ویژگی  آن بر هم خوردن بارز شناخت، نظم هیجانی یا رفتاری فرد است و خود بازتابی از بد کارکردی فرایندهای زیستی، روانی یا رشدی است که زمینه ساز عملکرد روانی هستند. اختلالات روانی معمولا با ناراحتی قابل ملاحظه یا کم توانی در فعالیت های اجتماعی، شغلی و یا سایر فعالیت های مهم زندگی فرد همراه هستند.

اختلال روانی باعث می ‌شود فرد در برخورد با دیگر انسا‌ن ها و محیط دچار مشکل شود. عدم آگاهی فرد نسبت به اختلال خود و عدم مراجعه برای درمان باعث تشدید شرایط می شود.

رایج ترین اختلالات روانی در جامعه چیست؟

بیماری های روانی و مصرف مواد مخدر هنوز هم جز مواردی هستند که کمتر از میزان واقعی گزارش می شوند. این امر در مورد تمام جهان صدق می کند، اما به طور خاص در مورد کشورهای جهان سوم و کم درآمد داده ها مبهم تر هستند. این به دلیل بی توجهی و کلیشه های رایج در مورد بیماری های روانی و درمان است.

حتی با در نظر گرفتن گزارش های ناقص از بیماری های روانی، آمارها نشان می هند که اختلالات روانی شیوع بالایی دارند. از این رو، افزایش آگاهی، شناخت، حمایت و درمان این بیماری ها باید جز سیاست گذاری های مهم تمام کشورها قرار گیرد.

پیشنهاد مطالعه:  اختلال شخصیت نمایشی

طبق آمار، بیماری روانی مشکلی جهانی است. بیش از 300 میلیون نفر، به عبارتی 4.4 درصد جمعیت جهان به افسردگی مبتلا هستند. با وجود این عدد نگران کننده، خبر بد آنکه تخمین زده می شود که وضعیت سلامت روان جهانی بیش از پیش افت داشته و از هر 4 نفر یک نفر با بیماری روانی دست و پنجه نرم می کند. شاید همین روند رو به رشد و درصد بالاست که باعث شده بیماری روانی با افسردگی معادل در نظر گرفته شود.

شایع ترین اختلال روانی پس از افسردگی، اضطراب است. تخمین زده می شود که 280 میلیون نفر در سراسر جهان دچار اختلالات اضطرابی هستند که چیزی معادل 4 درصد از جمعیت جهان را شامل می شود. سهم کشورهای جهان از این اختلال به طور میانگین 2.5 تا 6.5 درصد است. حدود 60 درصد از بیماران مبتلا به اضطراب زنان هستند.

پس از افسردگی و اضطراب، به عنوان دو بیماری شایع در بین جمعیت جهان، رتبه های بعدی در اختیار اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی و دیگر اختلالات روانپریشی مشابه آن و زوال عقل قرار دارد.

طبق آمارها، 60 میلیون نفر در جهان به اختلال دوقطبی، 23 میلیون نفر به اسکیزوفرنی و 50 میلیون نفر به زوال عقل هستند (ourworldindata).

چه کسانی در معرض ابتلا به بیماری های روانی قرار دارند؟

عوامل زیادی در افزایش احتمال ابتلا به بیماری های روانی دخیل هستند که نه تنها شامل ویژگی های فردی مانند توانایی مدیریت افکار، احساسات، رفتارها و تعامل با دیگران می شود بلکه فاکتورهای سیاست گذاری ملی، حفاظت اجتماعی، استانداردهای زندگی، شرایط کاری و حمایت اجتماعی را نیز در بر می گیرد.

دیگر عوامل افزایش احتمال ابتلا به بیماری های روانی عبارتند از:

  • استرس
  • ژنتیک
  • تغذیه
  • عفونت در دوره بارداری
  • مواجهه با خطرات محیطی
  • سابقه خانوادگی و تربیت

روانشناسی در جهان

کدام گروه های جمعیتی در معرض خطر ابتلا به بیماری های روانی هستند؟

به غیر از عوامل فوق که ریسک ابتلا به بیماری های روانی را در هر فردی، از هر سن و جنسیتی، افزایش می دهند، گروه های جمعیتی زیر در معرض خطر بیشتری قرار دارند.

در جهان، گروه های خاص، مانند زنان و فقرا به شدت تحت تاثیر ابتلا به بیماری های روانی قرار دارند.

به همین ترتیب، پناهندگان و پناهجویان نیز در بین گروه های آسیب پذیری قرار دارند که احتمال ابتلا به بیماری های روانی در آنها 5 برابر جمعیت عادی است. بیشتر از 60 درصد از پناهندگان دچار بحران های روانی می شوند.

علائم زیادی در بین پناهندگان دچار بیماری های روانی دیده می شود، از جمله:

  • بی خوابی
  • کابوس های شبانه
  • اعتیاد به مواد مخدر
  • تحریک پذیری
  • عدم توانایی در برقراری ارتباط
  • ادغام نشدن در جامعه
  • عدم تمایل به یادگیری زبان
  • ترس از جامعه
  • خشم
  • خودزنی
  • افکار مربوط به خودکشی

بسیاری از پناهندگان از حوادث ترسناک و مرگباری فرار کرده اند. برخی دیگر نیز در طول راه با حوادث تلخی مانند از دست دادن اعضای خانواده یا گم کردن آنها رو به رو شده اند که باعث وارد شدن تروما به روان آنها شده است. از این رو، اختلال استرس پس از سانحه یکی از اختلالات روانی شایع بین پناهندگان است (reliefweb).

پیشنهاد مطالعه:  رضایت بیشتر از زندگی حرفه ای

یافته های فوق نشان دهنده ویژگی جهانی دیگری از بیماری روانی است:

همانند سلامت جسم، سلامت روان نیز تحت تاثیر فاکتورهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. این شامل محرومیت اجتماعی و اقتصادی، سطح آموزش پایین، بیکاری و عدم امنیت شغلی، تبعیض و خشونت نیز می شود.

وضعیت سلامت روان در جهان و دسترسی به خدمات بهداشت روان:

تفاوت هایی از نظر وضعیت سلامت روان جهانی بین کشورها و گروه های مختلف وجود دارد. گفته می شود بین 30 تا 40 درصد از افرادی که دچار اختلالات روانی شدید در نیمکره شمالی هستند درمانی دریافت نکرده اند، اما این رقم در نیمکره جنوبی بسیار بالاتر است. برچسب منفی، تبعیض و بی توجهی مانع دریافت خدمات درمانی توسط مردم می شود.

همین تفاوت در سطح جامعه مدنی نیز دیده می شود و آمارهای سازمان ها نشان می دهد افراد دچار بیماری های روان و ناتوانی روانی اجتماعی در 49 درصد از کشورهای فقیر دیده می شود و این رقم در کشورهای با درآمد بالا 83 درصد است.

به طور کلی، مشخص است که سیستم های سلامت و بهداشت در سراسر جهان به اندازه کافی و به خوبی به فشارهایی که بیماری های روانی در جامعه ایجاد کرده اند، پاسخ نداده اند.

در نتیجه، شاهد شکاف بزرگی بین نیاز به درمان و ارائه خدمات روانشناسی و بهداشت روان در سراسر جهان هستیم.

در کشورهای کم درآمد، بین 75 تا 85 درصد از بیماران دچار اختلالات روانی هیچ گونه درمانی دریافت نکرده اند. این رقم در کشورهای پردرآمد، بین 35 تا 50 درصد از بیماران است. (WHO)

مشکل دیگر، کیفیت پایین خدماتی است که به بیمارانی ارائه می شود که برای درمان اقدام کرده اند.

علاوه بر نیاز به خدمات درمان، بیماران مبتلا به اختلالات روانی نیازمند حمایت و مراقبت اجتماعی هستند. این دسته افراد نیاز به کمک برای دریافت خدمات درمانی، یافتن شغل و مسکن و فعالیت اجتماعی دارند.

در حال حاضر تلاش هایی از سوی سازمان بهداشت جهانی و دیگر سازمان های متولی بهداشت روان برای بهبود خدمات درمانی به بیماران مبتلا به اختلالات روانی شده است، اما آنچه مسلم است هنوز کافی نیستند و به تلاش بیشتر از سوی کشورها و جوامع نیاز است.

روانشناسی و روانپزشکی

هزینه های تخصیص داده شده به حمایت و درمان بیماری های روانی چقدر است؟

گزارش های سازمان بهداشت جهانی، دولت ها را به تصمیم گیری و انتخاب های بهتر در زمینه ایجاد تغییر برای درمان و پذیرش بیماران روانی دعوت کرده است.

این گزارش نشان می دهد که می توان از برخی بیماری های روانی پیشگیری کرد. بیشتر اختلالات روانی و رفتاری کاملا قابل درمان هستند و بخش زیادی از هزینه های پیشگیری و درمان مقرون به صرفه است.

با وجود ماهیت مزمن و طولانی مدت بیماری های روانی، با درمان درست، افرادی که از این اختلالات رنج می برند می توانند یک زندگی با کیفیت و مولدی را در اجتماع داشته باشند.

بیش از 80 درصد از افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در پایان سال اول درمان با داروهای ضدروانپریشی می توانند از دوره های عود بیماری رها شوند.

بیش از 60 درصد از بیماران مبتلا به افسردگی با درمان صحیح، شامل دارو درمانی و روان درمانی، بهبود می یابند.

این در حالی است که طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، بیش از 40 درصد از کشورهای جهان هیج برنامه ای برای بهداشت روان خود ندارند.

در حال حاضر به هیچ وجه شیوع بیماری های روانی با خدمات و درمان هایی که ارائه می شود تطابق ندارد.

بیش از 66 درصد از کشورهای جهان تنها 1 درصد از بودجه خود را به خدمات ارائه شده در حوزه روانشناسی و بهداشت روان اختصاص داده اند.

به علاوه، تعداد محدودی از داروها برای درمان تعداد زیادی از بیماری های روانی کافی هستند. این در حالی است که در حدود 25 درصد از کشورهای جهان دسترسی به رایج ترین داروهای تجویز شده برای افسردگی و اسکیزوفرنی محدود است.

در بیش از نیمی از کشورهای جهان، تنها یک روانپزشک به ازای هر 100 هزار نفر وجود دارد و در 40 درصد از کشورهای جهان تنها یک تخت بیمارستانی مخصوص بیماری های روانی به ازای هر 10 هزار نفر وجود دارد. (WHO)

گزارشات سازمان بهداشت جهانی به دنبال انتقال این پیام است که هر کشوری، فارغ از محدودیت منابعش، باید کاری برای ارتقا بهداشت روان مردمش انجام دهد. این به تعهد و تلاش بیشتر از سوی دولت ها و جوامع نیاز دارد.

خدمات روانشناسی

تبعات عدم توجه به وضعیت سلامت روان جهانی:

وضعیت سلامت روان جهانی به نوبه خود بر دیگر مسائل اجتماعی مانند مصرف الکل و مواد مخدر، سواستفاده و خشونت جنسیتی تاثیر دارد. عدم رسیدگی به مشکلات سلامت روان و توجه به حوزه روانشناسی بر کل جوامع اثر منفی دارد.

دلایل و مقیاس مشکل تا حدی شناخته شده است. اما پاسخ های مربوطه، از نظر تخصیص منابع و اراده سیاسی ناکافی بوده است. هر چند آمارها حاکی از به خطر افتادن وضعیت سلامت روان جهانی و عواقب شدید آن برای سلامت کلی جامعه هستند، هنوز هم بودجه تخصیص داده شده به حوزه سلامت روان بسیار کمتر از سایر حوزه های درمان است.

در دولت ها، به عنوان متولی سیاست گذاری، طرح های متعددی ارائه و اجرا می شوند اما به طور کلی برای اصلاح وضعیت جامعه ناکافی هستند و در سطح جهانی نیز به آن پرداخته نمی شود. برای مثال، تلاش هایی برای بهبود وضعیت زندانیان در زندان های مشهوری مانند گوانتانامو و بهبود وضعیت پناهندگان انجام گرفته است، اما در مقایسه با شرایطی که آنها در آن قرار دارند، به هیچ وجه کافی نیست.

پیشنهاد مطالعه:  تفاوت های فرهنگی مهاجران در محل کار

با توجه به وضعیت سلامت روان جهانی و نیاز به تلاش بیشتر، لازم است که خدمات سلامت روان به عنوان جزء هسته ای سیستم سلامت در نظر گرفته شود و به آن توجه ویژه ای داشت. به علاوه، هر پاسخی به وضعیت سلامت روان جهانی تنها در صورتی به موفقیت می رسد که شامل رسیدگی به فاکتورهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مشکل باشد.

برای بهبود وضعیت سلامت روان جهان انجام کارهایی، چون بررسی ژنتیکی اختلال های عصبی پیش از ازدواج، جلوگیری از بروز مشکلات سلامت، چون افسردگی، مشاوره دوره ای با روانشناس یا مشاور، کاستن از فشار‌های عصبی و استرس، تغذیه سالم، خودداری از مصرف مواد مخدر و الکل، انجام مدیتیشن و مراقبه، ورزش روزانه و اصلاح سبک زندگی بر اساس اصول روانشناسی توصیه می شود.

با وجودی که روانشناسی علم نسبتا جوانی است، اما در عین حال از عمق و همچنین وسعت فوق العاده ای برخوردار است. ارزیابی، تشخیص و درمان بیماری روانی کار اصلی حوزه روانشناسی است، اما این حوزه چیزی بسیار بیشتر از سلامت روان را در بر می گیرد. توجه به این علم و ارتقا دسترسی به خدمات بهداشت روان، تاثیر مستقیمی در بهبود کیفیت زندگی اقشار مختلف جامعه دارد.


شاید علاقه داشته باشید:


سایر منابع این مقاله در مورد روانشناسی

https://www.verywellmind.com/psychology-basics-4157186

https://www.verywellmind.com/psychology-4014660

https://www.goodtherapy.org/blog/mental-health-trends-in-america-2016-0111161

برچسب‌ها:,

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.