1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars 5٫00 امتیاز از 1 رای
Loading...

شرح مطالعه موردی: پسر 6 ساله ای با رفتارهای به شدت ناسازگار، خشمگین، پرخاشگر و عصیان گر

دیوید پسر شش ساله ای است که نسبت به سنش پسر بلند قدی به حساب می آید. والدین، وقتی وارد دفتر مشاوره من شدند، دیگر به ستوه آمده بودند و تحملشان سر آمده بود. پدرش اظهار کرد «دیگر نمی دانم چطور او را قانع کنم کاری را انجام دهد.» «هر چیزی با پاسخ نه از طرف او رو به رو می شود.» یکی از مشکلات خانواده، بهداشت پسرشان است. دیوید دندان هایش را مسواک نمی زند، و به حدی رسیده که مادرش عملا مجبور است به زور و با کشیدن او به سمت دستشویی، او را وادار به مسواک زدن کند.

این پسر همچنین، به طرز عجیبی پرخاشگر است. اگر چیزی را که می خواهد به دست نیاورد مادرش را کتک می زند، مانند تماشای تلویزیون در ساعات آخر شب یا خوردن تنقلات ناسالم.

پدرش مجبور است با او خیلی جدی و عصبانی رفتار کند و حتی برای مجبور کردن او به انجام کاری، دیوید را تنبیه کند.

در مدرسه نیز، دیوید پسری بیش فعال و بی توجه است و به حرف معلم ها گوش نمی دهد. به درس توجهی ندارد و باعث آزار همکلاسی هایش می شود. تقریبا هر روز گزارشی از خرابکاری های او در مدرسه به دست والدین می رسد.

شروع درمان:

به والدین توضیح دادم که این مشکل یک راه حل دارد و آن 5 تا 9 ماه بازی درمانی همراه با مشاوره فرزندپروری است.

مشاوره فرزندپروری باید به تدریج انجام شود، زیرا من به عنوان مشاور باید مراجعان را بشناسم، با روش های فرزندپروری خانواده آشنا شوم و رابطه درمانی خوبی را با والدین و بچه شکل دهم.

برای مثال، اگر پزشک دارویی را برای شما به مدت دو هفته تجویز کند، نمی توانید بگویید من تمام دارو را یک روزه می خورم و سریع تر خوب می شوم. آیا درست است؟ نه!

مشاوره فرزندپروری نیز همین طور است.

پیشنهاد مطالعه:  روش های جایگزین کتک زدن

به جای آنکه به والدین بگوییم چه کاری باید انجام دهید، باید به آنها کمک کنم که راه حل رفع مشکل را در ذهن و منطق خود کشف کنند.

این کار با استفاده از پرسش گری سقراطی و راهنمایی تدریجی والدین به سمت راه حل انجام می شود.

از آنجا که والدین خود به راه حل دست می یابند، احتمال اجرای آن بیشتر است.

جلسات مشاوره فرزندپروری یک هفته برای مادر و یک هفته برای پدر اجرا می شود، چراکه نمی توانند پرستاری را برای ساعت های تنهایی فرزندشان در خانه پیدا کنند.

تکمیل فرم ارزیابی رفتار والدین با فرزند قبل از شروع مشاوره فرزندپروری:

از آنها خواستم برگه «سازگاری با کاربرگ دستورات» را پر کنند، ابزاری که خودم برای بررسی علت و میزان سرکشی کودکان ابداع کرده بودم.

پرسش های این برگه از این قرار است:

  1. لطفاً هر بار که هر گونه مداخله تربیتی، مانند باید و نباید، دستور دادن، یک خواهش، یا اعمال قدرت والدین را در مورد کودک خود انجام دادید، یک خط اینجا بکشید. در پایان روز آن را بشمارید.
  2. اکنون تخمین بزنید که چند درصد از دستوراتتان غیرقابل مذاکره اند (باید به هر قیمتی انجام شود) و چند درصد از آنها انعطاف پذیرند (می توان از آنها چشم پوشی کرد، مهم نیستند، ممکن است به دلیلی از آن صرف نظر کنید یا تخفیفی در آن قائل شوید)
  3. چند بار کودک از درخواست ها و دستورات شما بدون مخالفت یا ناراحتی اطاعت کرده است، و چند بار کاری را با دعواهای شدید انجام داده است؟
  4. حالا اعداد را مقایسه کنید. برای مثال، فرض کنیم شما در طول روز 100 دستور داده اید و کودک از 50 تا اطاعت کرده است. 75 مورد جز دستورات غیر قابل مذاکره و مهم بوده است و 25 تا از آنها جز دستورات انعطاف پذیر بوده اند.

نکته ای که در جلسه بر سر آن بحث خواهیم کرد آن است که اگر از آن 25 دستور چشم پوشی کنید، زیاد ضرر نخواهید کرد، زیرا به هر حال فرزند شما بیشتر از 50 دستور را انجام نمی دهد.

اما اگر آن 25 مورد را حذف کنید، فشار کمتری به فرزندتان وارد می شود، خشم کمتری خواهد داشت و محدودیت های کمتری را سر راه خود خواهد دید. بدین ترتیب با حداقل همان 50 مورد با رضایت بیشتری موافقت خواهد کرد، یا حتی پیش بینی می کنم تمام آن 75 مورد را انجام خواهد داد.

  1. یک روز دیگر، پس از بررسی تمام این موارد، و پس از حذف تمام دستورات انعطاف پذیر، دوباره تعداد دستورات خود را شمارش کنید، چند مورد غیر قابل مذاکره و چند مورد انعطاف پذیر بوده است؟ کودک با چند مورد موافقت کرده است؟ نتایج را با من در میان بگذارید.

متوجهم که پر کردن برگه فوق زمان می برد و هم زمان با فرزندپروری به توجه شما نیز نیاز دارد. اما برای درمان لازم است.

خوشبختانه، والدین دیوید بسیار باانگیزه و همراه بودند، و نتایج این برگه را هفته بعد به دفتر من آوردند.

روش بازی درمانی

نتایج کاربرگ دستورات:

مشخص شد که آنها در طول روز رقم حیرت انگیز 200 دستور را به دیوید می دهند. حتی خودشان هم از دیدن این عدد شگفت زده شده بودند. حدودا 125 مورد توسط دیوید رد شده بود که اغلب با تهدید، تنبیه و فریاد از سوی والدین رو به رو شده بود.

از آنها پرسیدم اگر رییسشان روزی 200 دستور به آنها بدهد، چه احساسی خواهند داشت؟ «این را کپی بگیر.»، «این برگه را پر کن.»، «آن فایل را بیاور.»، «سریع با دفتر بازرگانی شریکم تماس بگیر.»، «فرم های دیروز را کامل کن.» چقدر برای انجام این دستورات میل و رغبت نشان می دهید؟ از آنها خواستم حالا احساس دیوید را تصور کنند.

والدین توانستند علت خشم دیوید را در رفتارهای خود بیابند، که شاید در او مقاومت و مخالفت بیشتری ایجاد کرده است.

با این حال والدین اعتراض کردند: «اما یک کارهایی است که او به هر حال باید انجام دهد.» «نمی شود اجازه دهیم هر کاری که می خواهد انجام دهد.» او با حدود 75 دستور موافقت کرده است و آنها تخمین زده اند که 125 مورد غیر قابل مذاکره بوده است.

دستور کمتر، اطاعت بیشتر:

من به آنها حقه معجزه آمیزی را آموزش دادم. که در واقع، با کاهش تعداد دستورات و مداخلات والدین، خشم و مقاومت کودک کمتر می شود و جلب موافقت او با چند دستور باقی مانده راحت تر می شود.

تمامی این مسائل در چند جلسه مورد بحث قرار گرفتند تا والدین به تدریج با ایده جدید کنار بیایند.

آنها موافقت کردند که تعداد دستورات خود را کاهش دهند، اما کدام یک را می توانند حذف کنند؟

بهتر است از مسائل کوچک شروع کنیم. شاید اشکالی نداشته باشد که او توپ کوچکی را در پذیرایی روی زمین بزند.

در برابر وسوسه دستور دادن به او برای توقف این کار مقاومت کنید.

مثلا می شود دستور شستن دست ها قبل از غذا خوردن را حذف کرد. خود ما مگر چند بار این کار را انجام می دهیم؟

پس از هر صبحانه از او نخواهید که رخت خوابش را مرتب کند. این خواسته زیادی از یک کودک 6 ساله است. به علاوه، مگر مرتب نبودن اتاق یک کودک چه اهمیتی دارد؟

اگر بلند بلند آواز می خواند یا فریاد می زند چطور؟ نادیده بگیرید، یا به اتاق دیگری بروید و خودتان را به کار دیگری مشغول کنید.

فرزندپروری هوشمندانه:

کوپن دستوراتتان را برای امور ساده نسوزانید.

دستورهایتان را برای امور مهم مانند کتک نزدن، بازی نکردن با گاز یا چاقو، یا ندویدن در خیابان نگه دارید.

به والدین دیوید توضیح دادم که کودک آنها به طرز ناامید کننده ای در تلاش است تا به هدف بزرگ و طلایی خود دست یابد: خودمختاری.

ما باید خود را کوچک کنیم تا آنها بزرگ شوند. باید به آنها فضای بیشتری برای نفس کشیدن بدهیم.

برای کودک باید محدودیت هایی وضع شود، اما با کاهش آنها تا حد ممکن، باید موافقتش را جلب کنیم.

برای مثال، فرض کنیم دیوید روزی 50 دستور از سوی والدینش را تقریبا انجام می دهد، و به خودمختاریش تجاوز نمی شود.

اما فرض کنیم والدین به او 60 دستور در طول روز می دهند، و از محدوده او عبور می کنند. بدین ترتیب، ناامیدی، خشم، مقاومت و سرکشی در او شکل می گیرد.

با کاهش تعداد این دستورات به 50 مورد، دیوید وارد محدوده آسایش خود می شود و با خوشحالی از دستورات والدینش تبعیت می کند.

من به آنها چند حقه دیگر نیز برای جلوگیری از سوزاندن بی مورد کوپن های دستور یاد دادم.

برای مثال، فرض کنید دیوید وارد خانه شده و به جای آویزان کردن کاپشنش، آن را روی زمین رها کرده است. به جای آنکه به او دستور دهید «کاپشنت را آویزان کن.» بگویید، «من یک کاپشن روی زمین می بینم.» و به طرز شگفت آوری خواهید دید که او آن را از روی زمین بر می دارد.

پیشنهاد مطالعه:  افسردگی در کودکان مهاجر

توضیح دادن شرایط به کودک کمک می کند که آبرویش را حفظ کند و عزت نفسش آسیبی نبیند.

شما صرفا به او اطلاعات می دهید و او خودش درست ترین کار را نتیجه گیری می کند. توضیح دادن، به کودک این پیام را می دهد که «ما به تو اعتماد داریم که درست ترین کار را انجام می دهی.» این لذت، کودک را تشویق به اطاعت می کند.

ساعتی بعد، می بینید که دیوید روی مبل چرمی در حال خوردن پرتقال است و پوسته هایش را آنجا رها کرده است. یک بار به جای آنکه سر او فریاد بکشید که «همین الان پوسته پرتقال را جمع کن.» شرایط را برای او توضیح دهید «چقدر پوسته پرتقال روی مبل ریخته است!». خواهید دید که چطور دیوید به طرف مبل می دود تا آنها را بردارد و در سطل آشغال بریزد.

وقتی زمان حل کردن تمرین های درسی فرامی رسد، به جای آنکه به او دستور بدهید «بدو دفتر کتابت را بیاور.» صرفا به او بگویید «انگار کتاب و دفترت منتظر تو هستند.» خود دیوید می فهمد که چه کار باید انجام دهد.

جادوی بازی درمانی:

علاوه بر مشاوره فرزندپروری، دیوید نیز به صورت هفتگی برای جلسات بازی درمانی به من مراجعه می کرد.

در اتاق بازی، من اصلا به دیوید نمی گفتم چه کاری انجام دهد. او کاملا در پست ریاست جا گرفته بود و من از او پیروی می کردم، او را حمایت می کردم و از تصمیماتش تبعیت می کردم .

این برای او بسیار خوشایند بود، که در جلسات هفتگی بازی درمانی نقش رئیس را بازی کند.

در طول جلسات به دیوید نشان دادم که چقدر به او احترام می گذارم و بدین ترتیب او نیز احترام گذاشتن به خودش را یاد گرفت. تمامی این موارد، باعث شد با گذشت زمان احساس خوبی نسبت به خود پیدا کند، و بیشتر از قبل مایل به انجام خواسته های والدینش باشد.

دیوید در طول بازی خشونت زیادی از خود نشان می داد. وی تمام مدت سعی می کرد من را با اسلحه بی خطر دارت مانندی که در اختیارش بود، مورد هدف قرار دهد.

به همین دلیل، برای او محدودیتی تعیین کردم که فقط مجاز است به سربازهای اسباب بازی و بقیه چیزها شلیک کند.

با کیسه بوکس بازی می کرد و به آن ضربات محکمی وارد می کرد. حیوانات را با چکش اسباب بازی می زد و با لگوها برج می ساخت و دوباره آن را خراب می کرد.

تمامی این بازی ها به او کمک کرد که خشمش را به شکلی سالم و با رفتاری قابل قبول ابراز کند.

پس از چند ماه آشنایی با والدین دیوید، به آنها توضیح دادم که دستورات متعدد و زیاد باعث می شود که کودک به شدت احساس محدودیت و خفگی کند و این باعث بروز خشونت در او می شود.

 بدین ترتیب، کودک رفتاری خشن با والدین و دیگران در پیش می گیرد. این خود به صورت چرخه ای معیوب به دستورات بیشتر، محدودیت های بیشتر و پرخاشگری بیشتر از سوی والدین و فرزند منتهی می شود.

در حالی که کاهش دستورات می تواند تا حد زیادی از خشونت کودک بکاهد.

مطالعه موردی فرزندپروری و بازی درمانی

نتیجه مشاوره فرزندپروری و بازی درمانی:

تجربه کاهش محدودیت ها و خشم، افزایش خودمختاری، قدرت و همدلی در اتاق بازی، بیش از پیش از مشکلات رفتاری دیوید کاست.

در واقع، پس از 6 ماه از درمان، والدین دیوید گزارش کردند که در رفتار او شاهد 40 درصد بهبودی هستند. به غیر از آن، او در خانه نیز همراهی بیشتری داشت و کمتر سرکشی می کرد.

از خشونت او تا حد زیادی کاسته شده بود. و والدین برای اولین بار حس کردند راه حلی برای این مشکل وجود دارد.

به همراه والدین بر روی مشکل مسواک زدن دندان ها کار کردیم. من به آنها نشان دادم که هر چند رعایت بهداشت برای کودک اهمیت دارد، اما اجباری فیزیکی او به انجام این کار به سلامت روان و عاطفی او و نیز رابطه والد-فرزندی آنها نسبت به احتمال بروز چند پوسیدگی روی دندان ها آسیب بیشتری وارد می کند.

به هر حال، اگر پوسیدگی دندان زود تشخیص داده شود، به راحتی می توان دندان را پر کرد، جدا از اینکه به هر حال روزی این دندان های شیری می افتند.

در نتیجه، با این دلیل منطقی موافقت والدین را برنامه توقف مجبور کردن دیوید به مسواک زدن برای یک ماه جلب کردم (ایجاد پوسیدگی دندان دندان چند ماه یا حتی چند سال طول می کشد). این باعث می شود که خشم و مقاومت دیوید از بین برود.

آنها یک یا دو بار در هفته دیوید را تشویق به مسواک زدن کردند و در عوض به او پیشنهاد دادند که پس از مسواک زدن می تواند چند دقیقه بیشتر تلویزیون تماشا کند.

پس از خاتمه دوره بازی درمانی، دیوید 4 بار یا بیشتر در طول هفته، به اختیار و بدون دعوا، مسواک می زد.

والدین دیوید، مدت زمان تماشای تلویزیون را در طول روز برای او به 30 دقیقه محدود کرده بودند و معتقد بودند بیشتر از این برای او بد است.

این باعث شده بود که او برای افزایش مدت زمان تماشای تلویزیون به طرز ناامیدکننده ای تلاش کند، زیرا همه دوستانش چند ساعت در روز تلویزیون می دیدند و او از این نظر به شدت احساس محدودیت و محرومیت می کرد.

به والدین توضیح دادم که هر کودک به 3 تا 4 ساعت شادی و لذت فوق العاده در طول روز نیاز دارد تا به لحاظ عاطفی به طور سالم رشد کند.

اگر می توانید این لذت را از طریق بازی، ورزش، فعالیت های شاد، بازی با اسباب بازی یا رفتن به پارک برای او تامین کنید، بسیار عالی است. اما امروزه، تماشای تلویزیون به یکی از گزینه های تفریحی برای کودکان تبدیل شده است و آنها باید به میزان معقول از آن بهره ببرند، حداقل به اندازه مدتی که دوستانش برنامه های متنوع را تماشا می کنند.

پیشنهاد مطالعه:  دوست خیالی کودکان

به والدین توضیح دادم که با شاد کردن دیوید، مهربانی زیادی را در حق او انجام می دهند و این مثال خوبی برای اوست که خود نیز به آدم مهربانی تبدیل شود.

پس از 9 ماه درمان کامل به وسیله مشاوره فرزندپروری و بازی درمانی، والدین دیوید 60 درصد بهبودی را در رفتارهای او گزارش دادند.

او خیلی کم سرکشی و عصیان می کرد و جوی شاد و لذت بخش بین آنها در خانه جاری بود.

معلم ها نیز گزارش کردند که رفتارهای او در مدرسه تا حد زیادی بهتر شده است و از همه مهمتر رابطه والدین و فرزند نیز با مهربانی و عشق بیشتری همراه شد.

منبع:

https://www.tribecaplaytherapy.com/case-study-david

برچسب‌ها:, , ,

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.