1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars 5٫00 امتیاز از 1 رای
Loading...

آنا و برایان در آستانه شکست در رابطه برای زوج درمانی به لینزی، رواندرمانگر، مراجعه کردند.

 

چرا آنا و برایان به زوج درمانی مراجعه کردند؟

آنا احساس می کرد که فقط او برای حفظ رابطه اش تلاش می کند و برایان به او توجهی ندارد. برایان نیز احساس تنهایی و نادیده گرفته شدن می کرد، و انگیزه کافی برای انجام کارهایی که آنا غر می زد را نداشت. آنا سی ساله بود و ضمن گذراندن دوره کارشناسی ارشد، به عنوان دستیار شخصی نیز کار می کرد.

برایان نیز سی ساله بود و تحصیلات خود را تمام کرده بود. از زمان فارغ التحصیلی وی در پنج سال پیش، او انواع مشاغل موقت را تجربه کرده و وقتی این زوج برای اولین بار با لینزی ملاقات کردند، بیكار بود. آنا آرزو داشت که همسرش شغلی پیدا کند، اما در حال حاضر تمام روز را به بازی کردن اختصاص می داد.

زوج بیش از 4 ماه است که رابطه جنسی نداشته اند. آنا بارها تلاش کرده است که شروع کننده رابطه باشد، اما برایان میلی ندارد. زن دوست دارد مادر شود، اما حالا احساس می کند برایان نمی تواند همسر و پدر خوبی باشد.

 

شناخت مشکلات

 

همکاری برای یافتن مسئله اصلی:

در جلسات زوج درمانی، لینزی شروع به بررسی پیشینه زوج کرد.

آنا بزرگترین فرزند خانواده است. هنگامی که آنا دوازده ساله بود، پدرش در اثر حمله قلبی ناگهان درگذشت و مادرش پس از مرگ وی افسرده شد. از آن به بعد، آنا مراقب خواهر و برادرهای کوچکتر از خود بود، و مسئولیت انجام اکثر کارهای خانه را بر عهده داشت. وی با جدیت تحصیل خود را دنبال کرده است، زیرا این را تنها راه برای حمایت مالی از خانواده اش می داند.

برایان با یک مادر مجرد بزرگ شده است. او هیچ رابطه ای با پدرش نداشته و پدر خانواده وقتی او یک ساله بوده است، آنها را ترک کرده است.

در زمان کودکی رابطه نزدیکی با مادرش داشت، اما هر چه بزرگ تر شد، زمان کمتری را با مادرش صرف کرده است. زیرا مادرش مجبور شده برای تامین مالی هر دوی آنها بیشتر کار کند. وی پرستار بوده و شیفت کاری می داد. بنابراین، زمان های زیادی را برایان مجبور بود تنها در خانه از خود مراقبت کند تا مادرش کار کند.

 

| اطلاعات بیشتر درباره فرزندپروری  |

 

کنار هم گذاشتن قطعات پازل:

در طی جلسات درمان، لینزی به آنا و برایان کمک کرد تا متوجه تاثیر زندگی کودکی خود بر رابطه فعلیشان شوند. درمانگر به آنها نشان داد که آنها در حال تکرار گذشته خود در زندگی فعلی هستند و همین باعث خشم آنها شده است.

پیشنهاد مطالعه:  دوستی با جنس مخالف برای افرادی که در یک رابطه ی متعهدانه هستند

آنا دوباره خود را در موقعیتی یافته است که مجبور است از عزیزانش مراقبت کند و آنها را از نظر مالی تامین کند. او نتوانسته ناراحتی اش را به خانواده اش ابراز کند، زیرا مادرش افسرده بوده و خواهر و برادرهایش از او کوچک تر بوده اند و او محافظت از آنها را وظیفه خود می دانسته است. خشم فروخورده آنا حالا خود را در رابطه اش با برایان نشان می دهد.

او می ترسد دوباره وارد خانواده ای شده باشد که شرایط سختی دارند و برایان هم مانند مادرش افسرده باشد. همانطور که لینزی به آنها در درک تجربه و پاسخ های عاطفی اش کمک می کند، برایان نیز دلیل ناامیدی آنا از خودش را درک می کند.

برایان نیز واکنش های آنا به رفتارش را با توجه به تجربه گذشته اش درک کرد.

به عقیده آنا، افسردگی برایان پس از اقدام او برای ادامه تحصیل شروع شده است. در طول جلسات، لینزی دریافت که برایان در کودکی، زمانی که مادرش بیرون از خانه کار می کرد، اوقات خود را با بازی های کامپیوتری و خوردن پیتزای فریز شده پر می کرد، کاری که حالا نیز در زمان بیرون بودن آنا انجام می دهد.

برایان اندوه خود را از ساعت های کاری طولانی مادرش به یاد می آورد، که حتی با وجود درک او از نیاز آنها به کار کردن مادرش باز هم ادامه داشت. به عنوان یک کودک، برایان زمان های زیادی را تنها بود و احساس می کرد مادرش با او وقت نمی گذراند. او به آنا اعتراف کرد که حالا هم احساس می کند او کارش را به بودن با برایان ترجیح می دهد.

برایان همچنین اظهار کرد که از تصمیم آنا برای شروع دوره ارشد عصبانی شد و احساس کرد که وی بدون توجه به تأثیر این مسئله در روابط آنها، این کار را انتخاب کرده است.

آنا از تجربیات خود آموخته بود که دیگران غیرقابل اعتماد هستند، او همیشه به تنهایی تصمیم گرفته بود و به ندرت برای مشاوره به کسی اعتماد می کرد. ( اطلاعات بیشتر درباره تله بی اعتمادی ) آنا نیز اعتراف کرد که در مورد ثبت نام برای دوره ارشد با برایان مشورت نکرده است و متوجه احساس نادیده گرفتن شدن در برایان شد.

پیشنهاد مطالعه:  جدا خوابیدن از همسر: آیا مشکلی دارد؟

 

ایجاد ارتباط از طریق درک:

پس از چند جلسه زوج درمانی، آنا و برایان درک بهتری از دیدگاه های خود و دیگری پیدا کردند. وقتی به گذشته دیگری نگاه می کردند، پاسخ هر یک به چالش های این رابطه منطقی و قابل درک به نظر می رسید.

وقتی هر دو علت رفتارهای خود و دیگری را درک کردند و تاثیر آن بر رابطه شان را متوجه شدند، بهتر توانستند به راه های موثر برای حل مشکلاتشان فکر کنند.

لینزی در درک نیازها و تفاوت های هر یک به زوج کمک کرد.

 

درمان مطالعه موردی

 

ایجاد تغییرات معنادار:

آنا و برایان موافق بودند که می خواهند در كنار یکدیگر بمانند و به این نتیجه رسیدند كه برای ادامه این رابطه باید تلاش کنند. هر دو زمانی را به فکر کردن به راه های لازم برای بهبود رابطه خود اختصاص دادند. اولین گام صرف زمان بیشتر با هم و لذت بردن از بودن در کنار هم بود. یک شب در هفته را برای بودن در کنار هم تعیین کردند که هر دو مشتاقانه منتظر آن بودند.

پس از مشخص شدن برخی از موانع در جستجو برای شغل با همکاری لینزی، آنا به برایان در یافتن شغل مناسب کمک کرد.

در طول جلسات برایان به این نتیجه رسید که بیکاری او فشار زیادی به آنا وارد می کند، زیرا او باید بیشتر کار کند و این زمان و انرژی کمی برای آنا جهت با هم بودن باقی می گذارد. برایان مسئولیت بیشتری در قبال امور خانه تقبل کرد و این باعث فراغت بیشتر آنا شد.

 

| اطلاعات بیشتر درباره زوج درمانی و مشاوره خانواده |

به دنبال آینده:

پس از چند جلسه زوج درمانی، آنا و برایان بهبود قابل توجهی را در رابطه خود شاهد بودند و دفعات بحث بین آنها کاهش یافته و در عوض صمیمیت و احترام بیشتری را احساس می کردند.

هر دو تصمیم گرفتند جلسات خود را با لینزی ادامه دهند تا رابطه خود را ترمیم کنند.

 

آیا فکر می کنید زوج درمانی برای شما نیز مناسب است؟

با کمک مشاوره آنلاین، به خود و همسرتان فرصت دوباره ای برای عاشق شدن بدهید.

 

سایر منابع:

https://www.ebtc.ie/case-examples-3/couplestherapyhelped/

برچسب‌ها:, ,

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.