1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars 5٫00 امتیاز از 1 رای
Loading...

از زمانی که دخترخاله آرزو در راه رفتن به خانه دزدیده شد و در مکان خلوتی در بیابان مورد تجاوز قرار گرفت، آرزو و همه اطرافیان تلاش می کردند او را از لاک غم و هراس ناشی از حادثه بیرون بیاورند. هر کس به نحوی تلاش می کرد به مهسا کمک کند. از آنجا که او و آرزو همسن و مانند خواهر بودند، آرزو از او خواست چند روزی را به خانه او بیاید و استراحت کند. زمانی که ساک مهسا را دم در از او گرفت، بدون هیچ حرفی او را برای چند دقیقه محکم در آغوش کشید و پشتش را از روی علاقه نوازش می کرد. سپس، او را به سمت مبل راهنمایی کرد، یک لیوان چای برایش آورد و شروع کرد به گفتن اینکه حالا وقت آن است که قوی باشد، شکایت کند، هر چه سریع تر به پیگیر مدارک خود در پزشکی قانونی باشد و از حق خود کوتاه نیاید. از او خواست که از این به بعد مراقب نوع پوشش و رفت و آمدهایش باشد. از این گفت که کاش بیشتر دقت کرده بود و سوار یک تاکسی مطمئن شده بود. یک به یک مراحل اداری را برایش دوباره توضیح داد و در آخر به او توصیه کرد که به یک مشاور مراجعه کند. آرزو معتقد بود که با یک مشاور خوب، کمی ورزش و یک سفر چند روزه همه چیز فراموش می شود. در تمام این مدت مهسا در سکوت به لیوان چای خیره شده بود. مسلما نیت آرزو از همه این حرف ها خیر بود، اما فردا صبح وقتی او خواب بود، مهسا ساکش را برداشت و بی سر و صدا خانه او را ترک کرد. قربانیان تجاوز در روزهای پس از حادثه در شرایط ویژه ای قرار دارند که نیازمند همراهی و درک از سوی اطرافیان است. برای کمک به قربانی تجاوز جنسی باید اصول خاصی را در نظر بگیرید تا از وارد کردن آسیب روانی بیشتر به آنها جلوگیری کنید.

کمک به قربانی تجاوز جنسی شامل بایدها و نبایدها می شود. برخورد و حرف زدن با این دسته افراد نیازمند توجه به ظرافت های کلامی و رفتاری است. کوچک ترین خطا در این رابطه می تواند موجب سوتعبیر از سوی آنها و انزوای بیشترشان شود. در ابتدا بهتر است نبایدهای رفتاری و کلامی با این افراد را بررسی کنیم.

کمک به قربانی تجاوز جنسی: نبایدها

تصمیم نگیرید چه چیزی برای آنها بهتر است:

زمانی که کسی قربانی تجاوز می شود، احساس قربانی بودن و عدم داشتن قدرت خواهد داشت. حرف هایی که آرزو به مهسا گفته بود از روی دلسوزی بود. اما این حرف ها نه در قالب توصیه که در قالب دستور بیان شدند. مهسا این احساس را داشت که در این موضوع قدرتی ندارد.

پیشنهاد مطالعه:  با فرد معتاد چه کنیم؟

بسیار دیده می شود که تا مدتها قربانیان تجاوز علاقه ای ندارد که توسط دیگران لمس شوند. در آغوش کشیدن قربانی تجاوز بدون اینکه از او اجازه بگیرید، برای او نوعی تجاوز تلقی می شود و نداشتن قدرت را بیشتر از قبل به یاد او می آورد.

صحبت های آرزو در مورد گام های قانونی و روانی بعدی کاملا درست بوده است، اما شخصی که دچار تروما و آسیب شده است باید در این رابطه تصمیم بگیرید. شما نباید زمان و نوع اقدامات را برای او تعیین کنید.

او را قضاوت نکنید و در مورد داستانش شک نکنید:

زمانی که داستان قربانی تجاوز را می شنوید، بدترین چیزی که می توانید بگویید این است که «وای چقدر بد! بمیرم برات! راستی اون روز چی پوشیده بودی؟ شب ها نباید تو اون خیابون تنها سوار ماشین شد. قبلا که بهت گفته بودم وقتی می خواهی جایی بری حتما سوار یک تاکسی مطمئن بشو.»

شخصی که قربانی تجاوز شده است به اندازه کافی دچار احساس گناه و تقصیر داشتن هست. تنها چیزی که به آن نیاز ندارد این است که فردی که به او اعتماد دارد هم شروع به سرزنش قربانی کند.

آنچه رخ داده را بی اهمیت نشان ندهید:

گاهی در تلاش برای کمک به قربانی تجاوز جنسی اشخاص سعی می کنند آنچه رخ داده است را بی اهمیت جلوه دهند. شخص دلداری دهنده اصرار دارد که برگشت به روال عادی زندگی دشوار نیست و فقط کافی است فلان کار و فلان کار انجام شود تا حال قربانی بهتر شود. این تاکتیک تنها باعث می شود که قربانی حس کند کسی او را درک نمی کند. باید به آنها اجازه دهید احساس خود را به طور کامل ابراز کند.

کمک به قربانی تجاوز جنسی: بایدها

به او اطمینان دهید که حرف هایش را باور کرده اید و از او حمایت می کنید:

شاید ترس شماره یک قربانیان تجاوز باور نشدن از سوی اطرافیان است. بهترین کاری که می توانید برای کمک به قربانی تجاوز جنسی انجام دهید این است که از او حمایت بی قید و شرط کنید. در پستی بلندی های پیش روی قربانی، او باید بداند که شما در هر شرایطی از او دفاع خواهید کرد.

از او بپرسید به چه چیزی نیاز دارد؟

آرزو تصور می کرد که می داند مهسا پس از این حادثه به چه چیزی نیاز دارد. به همین دلیل مسئولیت امور را برعهده گرفت و حتی نوع استراحت کردن او را نیز تعیین کرده بود. اما مهسا از این رفتار احساس می کرد که دیگر هیچ وقت کنترلی روی زندگیش نخواهد داشت. آیا قربانی دوست دارد به حرف هایش گوش دهید و صحبت های او راقطع نکنید؟ آیا نمی خواهد چیزی در مورد جزئیات از او بپرسید؟ آیا نیاز به نصیحت های شما دارد؟ آیا می خواهد به مشاور مراجعه کند؟ آیا برای این کار به همراهی شما نیاز دارد؟ برای هر قدمی در این مسیر نظر او را بپرسید.

پیشنهاد مطالعه:  اختلال وسواس جبری دوره بارداری

کاملا احتمال دارد که قربانی در شوک باشد، از نظر عاطفی فلج شده باشد و پیش از تصمیم گیری در مورد اقدامات ضروری به زمان نیاز داشته باشد.

آنها را ترغیب به دریافت کمک کنید:

نباید به قربانی تجاوز جنسی اصرار کنید که به دنبال درمان پزشکی، مشاوره روانشناسی یا اقامه دعوی علیه متجاوز باشد. در عوض، او را با ملایمت ترغیب کنید که این گام ها را بردارد و در عین حال، تاکید کنید که او کاملا در این رابطه حق تصمیم گیری دارد.

حساس ترین اقدام در این رابطه تشویق قربانی به دریافت خدمات پزشکی است. در چنین مواردی ریسک ابتلا به بیماری های مقاربتی یا بارداری وجود دارد.

در عین حال، در صورت تاخیر برای دریافت خدمات پزشکی یا مراجعه به پزشکی قانونی شواهد فیزیکی تجاوز در فرد از بین می روند. این امر اقامه دعوی علیه متجاوز را دشوار می سازد.

هر چند شما برای ترغیب او به دریافت خدمات پزشکی تحت فشار هستید، اما باید نقش خود به عنوان یک دوست و همدل را حفظ کنید.

به حمایت خود ادامه دهید:

بیشتر افراد تنها بلافاصله پس از بروز یک حادثه احوال فرد دچار غم یا شوک را می پرسند. اما قربانی تجاوز در هفته ها و ماه ها و حتی سال های پس از حادثه همچنان به حمایت شما نیاز دارد.

قربانی در این شرایط از یادآوری خاطرات، استرس پس از سانحه و هراس، اشکال در خواب و تمرکز رنج می برند. در کنار او بمانید تا دوره درمان وی زیر نظر مشاور طی شود.

از خود مراقبت کنید:

کمک به قربانی تجاوز جنسی کار ساده ای نیست. در طول این مسیر باید بارها به داستان قربانی گوش دهید، سنگ صبور غم های او باشید و روزهای سختی را همراه با او طی کنید. در این روزها خود را فراموش نکنید. از خود مراقبت کنید. به یاد داشته باشید که اگر از نظر روانی و جسمی ویران باشید، نمی توانید به کس دیگری کمک کنید.

برچسب‌ها:, ,

One thought on “کمک به قربانی تجاوز جنسی

  1. Avatar
    محمد امین says:

    سلام من ۱۳ سالمه و تو ی۳ه باشگاه هستم که تحت نظر سپاهه میرم حدود ۶ ماه پیش من صبح تو باشگاه بودیم بعد از باشگاه با بچه ها میمونیدیم تا سالن رو تمیز کنیم مربی من به منگفت تا همراش بیام رفیتیم تو سالن چند تا از بچه ها کار میکردن رفت اون گوشه روی یه پله نشت و به من گفت که من میدونم تو خود ارضایی میکنی و فیلم xxxمیبینم از چشمات میفهمم گفت دو راه وجود داره_۱_اینکه با کسی که تو باشگاه بهش اعتماد داری اون کاری که یک زن ت. فیلم xxxانجام میده با اون فرد مورد اعتمادت انجام بدی _۲_اینکه اصلن بیخیالش شیم و اگه یک روز پلیس ورزش اومد باشگاه برای بررسی اگه فهمید تو خود ارضایی میکنی بهش بگم .من خیلی ترسیده بودم رفتیم تو سالن نشستیم یه صندلی ورداشتم گفت بشینم روش خودش هم رو یه صندلی نشست
    گفت اگه پلیس ورزش بفهمه تو خود ارضایی میکنی به سپاه میگه و سپاه هم پدرت رو برای همیشه از کار بیکار میکنه
    و حتی اون کاری رو که تو فیلم انجام میدن میبرنت تو یه اتاق و با تو این کارو انجام میدن(یعنی به من تجاوز میکنن و من هم نمیتونم چیزی بگم) خیلی ترسیده بودم اون دوتا گوشی داره یه لمسی و یه گوشی کوچیک گوشی کوچیکرو برداشت و همین که با من حرف میزد داشت با گوششیش به یه نفر پیام میداد یهو گدشی لمسیش صدا داد و رفت توقسمت پیام ها بعدش دیدم نوشته بود پلیس ورزش یه پیام هم داده بود نوشته بود پرونده ای داریم من شک کردم که داره با گوشی کوچیکه پیام میده و مطمعا شدم که خودش پیتمو نوشته بود به من گفت خب حالا به کی اعتماد داری تو باشگاه تا اون کاری که تو فیلمxxxانجام میدن رو با تو انجام بده من ترسیده بودم هی تهدیدم میکرد میگفت ولکن بزار به مادرت زنگ بزنم بگم
    من خییلی ترسیده بودم گفت مجبور شدم بگم به شما اعتماد دارم به من گفت شاید اگه خواهش کنی بتونم منم خواهش کردم بعد هی میگفت نه یکی دیگه من نه اخرش خودش قبول کرد اما من زیاد اصرار نکردم
    من برد تو اتاق وسایل ورزشی هی میچرخید میگم من نمیتونم بدم میاد اخرش هم یه توپ بزرگ بادی برداشت گفت رو این دراز بکش اومد (الت خودشو گذاشت رو کمرم رو باسنم نذتشت حتی خودش گفت که التمو گذاشتم رو کمرت البته همه‌ی اینکار هارو از روی شلوارم انجام داد)
    بعد تا شرو ع کرد عقب جلو کردن بعد از ۷ ، ۸ثانیه باند شد و هی میگفت محمد امین حالم داره به هم میخوره بعد اومد دستشو گذاشت رو شونه هام و بلند شدم و گفت که محمد امین قول بده دیگه خود ارضایی نمیکنی من هم قول دادم اون قبل از اون که وارد اتاق شیم میگفت یجوری برو که کسی نفهمه بعد رفتش پشت در و درو نصفه بست و منو نشوند رو اون توپ
    بعد از اینکه قول دادم رفت تو اتاق مربیان و منو صدا کرد و من هم جلکی در نشستم به من گفت فک میکنی این کاری که کردم اشتباه بوده ؟منم هی من و مون کردم گفت بیا یه بار دیگه انجام بدیم مجبور شدم بقل اتاق مربیان یه ابدار خونه با دستشویی بود گفت اول من برم پشت یه پرده که ته اون دست شویی بود اونجا فقط تبدار خونش کار میکرد دستشویی هاش خراب بودن اون جاهارو کاور کشیده بودن من رفتم پشت اون کاورا اون هم قایمکی برای اینکه کسی نفهمه اروم درو بست و اومد پشت کاورا به من گفت خم بشم دوباره الت شو گذاشت رو کمرم ولی این دفعه به باسنم نزدیک تر بود تا یکم عقب جلو کرد دوباره ۵ ثانیه بعد گفت حالم داره بهم میخوره بیرن بیرون منم رفتم بیرون و اون هم چند دقیقه بعد اومد . ایا این کاری که اون باهام کرده کمک بوده یا تجاوز ؟و ایا به پدر و مادرم بگم ؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.