نداشتن تفاهم و نبود اعتماد

شیرین 6 ماه قبل

سلام خسته نباشید خانمی هستم 21ساله و همسرم 24 ساله حدود 4 سال است که باهم ازدواج کردیم (2سال عقد2سال عروسی) از همان ابتدای ازدواج باهم اختلافات بسیاری داشتیم اولین اختلافمان سر این بود که من به بیرون رفته بودم بدون اطلاع دادن ب ایشان . سر این موضوع خیلی معذرت خواهی کردم اما خب همسرم سر هر بحثی که میشه 3روز قهر است و هیچ حرفی را نمی‌پذیرد بعد از یک ماه از عقد متوجه خیانت شدم ولی نمی‌دانم در چه حدی بوده. دیگه همسرم نپذیرفت و منم صحبتی نکردم همینطور گذشت و من شاهد کم محلی و بی توجهی همسرم شدم البته بگوییم از اول عقدمان نه ابراز احساسات می‌کرد و نه بهم محبت می‌کرد. ولی در طول زمان این کم محلی بیشتر شد و من شاهد خیانت های او میشدم  او حتی جوری بود که برای اینکه من ب سراغش نروم(که با خیال آسوده به بیرون رفتن با دخترا بپردازد)  با من جلو پدر و مادرش دعوا می‌کرد و حتی تا دم مرگ کتک میزد . هیچ احساسی در قبال من نداشت نه اولین تولدم را برایم کادو گرفت ونه حتی اولین سالگرد ازدواج. همسرم آدمی‌ست ولخرج برای همه خرج می‌کند اما وقتی من می‌گوییم برای خرید چیزی پول لازم دارد شروع ب سر وصدا می‌کند و غر می‌زند و می‌گویید ندارد. اصلا نمیتوانم حرفی را ب همسرم بزنم به نظرم او به هیچ چیز را نمیفهمد از حرفای من برداشت دیگری می‌کند و برای هر حرف من یک پاسخ چرت و بی ربطی دارد  احساس می‌کنم همسرم هیچ گونه احساساتی در درونش ندارد . من هیچ وقت ندیدم ک همسرم آهنگ غمگین گوش کند یا بخاطر دعوا با من ناراحت باشد . او یک آدم سر خوش و خوش گذران است …. حالا من با این رفتار ها بایستی چه کنم ؟؟  نمی‌توان ب طلاق فکر کنم چون بعداز این شکستی که میخورم نابود میشوم.

رزرو وقت مشاوره بازگشت