خطاهای شناختی

خطاهای شناختی

خطاهای شناختی در تفسیر وقایع اطراف:

همه ما روزهای بد را در زندگی خود تجربه کرده ایم، اما حتما تفسیر هر کدام از ما از این روزها و اینکه چطور آنها را از سر گذرانده ایم متفاوت بوده است. احتمالا کم نیستند آن دسته افرادی که در موقع ناراحتی، برداشتی بدبینانه از جهان اطراف خود و حوادث آن پیدا می کنند. ممکن است در این حال گفته باشید: “دیگر هرگز روی خوشی را نخواهم دید.” احتمالا موقع دعوا طرف مقابل را بی منطق و عصبی ارزیابی کرده اید. از این دسته خطاهای شناختی در تفسیر وقایع اطراف کم نیستند. با وجودی که افکار منفی در اغلب موارد درست نیستند، اما مغز شما را به قدری فریب می دهد که حقیقتا تصور می کنید اوضاع به همان بدی است که فکر می کنید.

زمانی که کسی خودکشی می کند، اطرافیان اغلب سوگوار آن هستند که این فرد چیزهای مثبت زیادی در زندگی خود داشت اما همه آنها را به خاطر وقایع بد و سخت  اخیر به فراموشی سپرد. این دسته حوادث، ترس ها و افکار منفی، اغلب ذهن و فکر فرد افسرده را در کنترل خود می گیرد و به باری سهمگین در روانخطاهای شناختی او تبدیل می شوند خطاهای شناختی می توانند تا بدان اندازه خطرناک باشند که فرد تصمیم به پایان زندگی بگیرد. اگر افرادی که اقدام به خودکشی می کنند منتظر چرخش ایام و حوادث می ماندند، پس از مدتی می فهمیدند که زندگی به همان شدتی که تصور می کردند نیز سخت نبوده است اما چه حاصل که خطاهای شناختی در تفسیر وقایع اطراف فرصت تجربه را از آنان گرفته است.

تاثیر گفتگوهای درونی بر حال شما:

گفتگوهایی که با خود دارید تاثیر مستقیمی بر احساس و رفتار شما دارند. اگر گفتگوهای درونی شما پر از شک، انتقادات تند، و پیش بینی های فاجعه بار باشد، حتما برای رسیدن به خوشبختی باید تقلا کنید. اما اگر اجازه ندهید افکار بدبینانه و خطاهای شما در تفسیر وقایع اطراف کنترل اوضاع را در دست گیرند، می توانید طرز تلقی مثبت تری از زندگی در خود ایجاد کنید. شما می توانید مغز خود را به نحوی تربیت کنید که به شکل دیگری فکر کند.

در حقیقت، تمرین دادن به مغز برای تغییر نحوه تفکر و ارزیابی موقعیت های زندگی از روش های مهم پیشگیری از بروز خطاهای شناختی در تفسیر وقایع اطراف است. خطاهای شناختی به تعبیر و تفسیر غلط و منفی شما از حوادث اطراف گفته می شود که موجب بروز احساسات منفی در شما و در نهایت افسردگی می شود. به همین دلیل است که بسیاری از درمانگران از رفتاردرمانی شناختی برای کمک به افراد جهت ایجاد تغییرات طولانی مدت استفاده می کنند.

رفتار درمانی شناختی:

رفتار درمانی شناختی یکی از روش های درمانی است که به خوبی مورد مطالعه قرار گرفته است. بر اساس این روش درمانی، الگوی فکری هر فرد مانند عینکی بر روی چشم او است که وقایع از پشت آن دیده می شود. رفتار درمانی شناختی فرد را از الگوهای فکری تاثیرگذار بر خلق و خو و احساسات خودآگاه می سازد. در واقع، این روش درمان سریع و موقتی برای پوشش دهی آنی به احساسات منفی نیست بلکه تحقیقات نشان می دهند که باعث ایجاد تغییرات فیزیکی قابل اندازه گیری در مغز می شود. تصویربرداری عصبی نشان می دهد که به کارگیری آن موجب تغییر حالت های عصبی در تنظیم احساسات منفی می شود.

به طور کلی، از این روش در درمان اختلال اضطراب اجتماعی، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه استفاده می شود.