باج گیری عاطفی (قسمت اول)

گاهی اوقات انسان ها در روابطشان وارد چرخه های باطلی می شوند که این چرخه ها آنقدر تکرار می شوند که به نابودی رابطه یا ایجاد احساسات منفی بسیار شدید در آنها می انجامد.
یکی از این چرخه ها چرخه ی باج گیری عاطفی است.
این دور باطل به این شکل است که فرد A از فرد B تقاضایی می کند. B که انجام آن کار برایش دشوار است، مقاومت می کند. A اصرار می کند. A تهدید می کند. B تسلیم می شود و قبول می کند. و بعد از مدت کوتاهی A تقاضای بعدی را مطرح می کند.
این چرخه غالبا بین افرادی تشکیل می شود که به هم بسیار نزدیک هستند. مثل فرزندان و والدین، همسران، دوستان صمیمی و خواهر و برادرها.
مثالی می زنم:

فرزندی از پدرش می خواهد که برایش ماشین بخرد. پدر در شرایط مالی ای قرار ندارد که بتواند این خواسته را به راحتی اجابت کند. فرزند مجددا اصرار می کند و به پدر می گوید که این کمترین کاریست که پدرهای دوستانم برایشان می کنند. و بعد چند روزی به گوشه ی اتاقش می خزد و ژست افسرده ها را به خود می گیرد. پدر از ترس اینکه فرزندش سرخورده و افسرده شود هر طور شده پول قرض می کند و خواسته ی او را اجابت می کند. هنوز پدر مشغول تسویه ی قرض و قوله های خرید ماشین است که فرزند درخواست دیگری را مطرح می کند که برای پدر دشوار است. و هر بار او را تهدید می کند که افسرده خواهد شد، خودش را خواهد کشت و به این زندگی پایان خواهد داد، از خانه برای همیشه خواهد رفت، دیگر او را پدر خود نخواهد دانست…
مثالی دیگر:
زنی از شوهرش می خواهد که در محیطی که همکار خانم وجود دارد کار نکند. پذیرش این موضوع از سوی مرد دشوار است چون با مشکلات کاری بسیاری رو به رو می شود. زن اصرا می کند و مقاومت همسرش را می گذارد به حساب اینکه او را دوست ندارد و سعی می کند که با استدلالاتی افرادی مثل پدر و مادرهایشان را هم نظر با خود نشان دهد. شواهدی از علم روانشناسی و آسیب های کار در محیط مختلط را برای همسرش بیان می کند و حتی گاهی به آوردن شاهد مثال ازکتب مذهبی برای به کرسی نشاندن حرف خود متوصل می شود. در نهایت هم همسرش را متهم می کند به اینکه مشکل جنسی دارد و او را تهدید به طرد شدن می کند. مرد با هزار مکافات محیط کاری اش را عوض می کند و هنوز از ارتعاشات بحث های قبلی آسوده نشده است که زن از او تقاضا می کند که او را به سفر خارج ببرد…
مثالی دیگر:

پدری از دخترش می خواهد که مطابق سلیقه ی او لباس بپوشد، پذیرش این موضوع از سوی دختر سخت است چون سلیقه اش با سلیقه ی پدر هم خوانی ندارد. پدر اصرار می کند و مثال هایی از انسان های صاحب قدرت یا بزرگ می زند که نوع لباس پوشیدنشان مطابق سلیقه ی اوست. و بعد تهدید می کند که اگر مطابق نظر او عمل نشود او را عاق خواهد کرد، یا پول توجیبی او را قطع خواهد کرد. دختر به ناچار می پذیرد. چیزی نمی گذرد که پدر از دختر می خواهد که به جای تحصیل در رشته ی هنر، رشته ی علوم تجربی را برای ادامه ی تحصیل انتخاب کند تا در آینده پزشک شود…
باج گیری عاطفی تقریبا همیشه از سوی افرادی انجام می شود که جزو افراد بسیار نزدیک زندگی فرد محسوب می شوند. علت هم این است آنها به خوبی با نقاط ضعف عاطفی شخص مهرطلب آشنا هستند و می دانند که چه تهدیدی با چه میزان فشار باید اعمال کنند تا او را تسلیم و وادار به پذیرش درخواستشان کنند.
اما، نکته ی بسیار مهم در ایجاد این چرخه این است که مسببین ایجاد این سیکل باطل هر دو طرف چرخه هستند.
اگر واضح تر بخواهم بگویم، ما در یک طرف چرخه شخصیت باج گیر عاطفی را داریم و در سوی دیگر چرخه، شخصیت مهرطلب. و این سیکل به وجود نمی آید مگر با حضور هر دوی این شخصیت ها.
در پست بعدی با ویژگی های شخصیتی مهر طلب ها و باج گیران عاطفی آشنا خواهیم شد.