تحقیقات جدید با هدف قرار دادن معلمان و دیگر افراد شاغل در حوزه آموزش درک بهتری از بیش فعالی ارائه داده اند. محققان معتقدند با درک بهتر رفتارهای افراد بیش فعال به عنوان بخشی از ماموریت اجتماعی کردن کودکان در بخش آموزش، معلمان بهتر می توانند به این افراد خدمت کنند. به طور عمده مدرسان و مشاوران مدارس، بیش فعالی را یک اختلال نوروبیولوژیک می دانند که با داروهای روانپزشکی درمان می شود. اما یافته های جدید در مورد بیش فعالی چیزی خلاف این تصور را ثابت می کنند.

اعتقاد به منشا نوروبیولوژیکی در مورد بیش فعالی در بین مدرسان رایج است، زیرا چنین توضیحی بار مسئولیت را از دوش آنها برمی دارد. بیمار تصور کردن این کودکان، معلم را از یافتن راه های جدید برای شرکت دادن آنها در کلاس فارغ می کند. به اعتقاد این افراد، برای کودک بیش فعال درمان پزشکی، و نه آموزشی، چاره ساز است.

یافته های جدید در مورد بیش فعالی:

اهمیت ماه تولد:

یافته های جدید در مورد بیش فعالی نشان می دهد که احتمال تشخیص بیش فعالی در کم سن ترین کودک کلاس دو برابر سایر همکلاسی های وی است. در واقع، عدم بلوغ نسبی به اشتباه یک اختلال روانی تشخیص داده می شود.

بیش فعالی هیچ علت منفردی ندارد:

این مطالعه نشان می دهد که هیچ علت بیولوژیک یا ژنتیکی منفردی برای بیش فعالی کشف نشده است. هیچ شواهدی نیست که بیش فعالی یک اختلال مغزی است. هیچ گونه تست آزمایشگاهی برای آن وجود ندارد. در عوض شواهد نشان می دهند که بیش فعالی مجموعه ای از رفتارهاست که ریشه در محیط کودک دارد. عوامل محیطی موثر در این گونه رفتارها عبارتند از: طلاق، سبک فرزند پروری، فقر، افزودنی های مصنوعی غذایی، خواب کم، سواستفاده جنسی، استفاده بیش از حد از تلفن همراه.

این کودکان مغزی طبیعی دارند:

تشخیص بیش فعالی شاخص ضعیفی از اندازه مغز است و اندازه مغز نیز شاخص ضعیفی از بیش فعالی است. این یافته می تواند موجب آرامش خاطر والدین باشد.

منشا ژنتیکی بیش فعالی ثابت نشده است:

حتی اگر دوقلوها بیشتر از غیر دوقلوها مستعد دریافت تشخیص بیش فعالی باشند، این امر می تواند به دلیل مسائل محیطی باشد، زیرا اغلب با دوقلوهای همسان به طور مشابه رفتار می شود.

در طولانی مدت دارودرمانی منفعتی برای کودک ندارد:

مطالعات طولانی مدت نشان دهنده هیچ منفعت دراز مدتی از سوی داروهای روان پزشکی نیست. در عوض کودکانی که دارو درمانی دریافت کرده اند در مقایسه با کودکانی که مشاوره دریافت کرده اند، نتایج بدتری داشته و به عوارض مختلفی دچار شده اند.

این تشخیص برای کودک مضر است:

یافته های تحقیقاتی نشان می دهند که تشخیص داده شدن بیش فعالی در کودک، اثرات بدی برای او به همراه دارد. انتظار کمتر والدین و معلمان از دستیابی به موفقیت توسط کودک، از دست رفتن اعتماد به نفس (من مغز معیوبی دارم) و بروز رویکردهای منفعالانه در برخورد با مشکل (من نمی توانم ریاضی حل کنم چون بیش فعال هستم) از این دست مضرات هستند.

مدرسان باید درک کنند که کودکان مانند بزرگسالان رفتار نمی کنند. هر چند برخی از رفتارهای آنها می تواند برای معلم آزاردهنده باشد، اما نشانه ای از اختلال روانی نیستند. یافته های جدید در مورد بیش فعالی نشان می دهد که این کودکان به زمان و فضای بیشتری برای فعالیت فیزیکی نیاز دارند و یادگیری از طریق بازی را دوست دارند. این مطالعات بر این باورند که دارو درمانی رفتارهای طبیعی کودک، ناعادلانه است.