چرا احساساتتان گاهی به شما خیانت می کنند و منافع شما را در نظر نمی گیرند؟ حتما شنیده اید که انسان موجودی احساسی است. با کمی استثنا، ما هر روز احساسات متنوعی را تجربه می کنیم. با آنها بیدار می شویم و به خواب می رویم. گاهی تجربه عواطف شدیدی را داریم که از ما طلب توجه و اقدام می کنند. این احساسات به شما وعده می دهند که اگر بر اساس پیشنهاد آنها عمل کنید، دردهایتان تمام می شود، کمتر عصبانی می شوید، احساس حسادت کمتری خواهید داشت و اضطراب شما برطرف می شود. یا حتی وعده می دهند که اگر به حرف آنها گوش کنید به لذتی دست خواهید یافت که هرگز نچشیده اید. اما بارها داستان هایی را از افرادی شنیده ایم که خانواده و فرزندان خود را در هوس رسیدن به یک لذت از بین برده اند. چند نفر از شما خشم خود را ابراز کرده اید و خود را به مهلکه بزرگ تری انداخته اید؟ چند نفرتان از ترس طرد شدن، بیشتر به یک نفر چسبیده اید؟ چرا این طور می شود؟ چرا کنترل احساسات تا این حد سخت است؟

دلیل این است: که احساساتتان به شما اهمیت نمی دهند.

احساسات بشر به قدری قوی هستند که به نظر غیر قابل انکار می آیند و ما آنها را به عنوان حقیقت می پذیریم. احساسات تنها راه کسب اطلاعات از جهان اطراف ما هستند. اگر دانشمند بودیم، زمانی را برای بررسی این داده ها و تصمیم گیری بر اساس یافته های تحلیلی اختصاص می دادیم. با این حال، بسیاری از ما بدون کوچک ترین بررسی و تفکر بر اساس احساسات خود عمل می کنیم. تصور می کنیم که احساساتمان به فکر ما هستند و شادی ما را می خواهند. اما این طور نیست. احساسات شما تنها می خواهند شما را زنده نگه دارند. این تنها هدف آنهاست.

برای مثال، اضطراب می خواهد شما را در برابر خطرات هوشیار نگه دارد و تلاش می کند شما را برای اقدام کردن آماده نگه دارد. گاهی بدون فکر و ارزیابی صحیح از موقعیت، اگر اقدام کنید، در نهایت اوضاع بدتر می شود و شما می مانید و غم، تنهایی و پیشمانی. اما برای اضطرابتان این معامله ارزشمند بوده است. به هر حال، شما هنوز زنده هستید.

به همین ترتیب، عصبانیت به شما می گوید مانعی بر سر راه شما وجود دارد که باید آن را بردارید. اگر بر اساس حرف او عمل کنید، ممکن است به عشقتان آسیب بزنید، دوستی خود را خراب کنید یا حتی دچار عواقب قضایی شوید. اما باز هم عصبانیت از دست شما راضی است. شما هنوز زنده هستید.

حسادت عاشقانه شما… فقط از شما می خواهد حتی شده برای یک شب دیگر هم عشقتان را در کنار خود نگه دارید. تا زمانی که عشق در قلبتان روشن باشد و عشقتان در کنار شما باشد، برای حسادت کافی است. سلامت طولانی مدت رابطه شما برایش اهمیت ندارد. اگر فردا تنها و دل شکسته بمانید، برای او اهمیت ندارد. فقط یک شب دیگر، همین!

حتما با خواندن این مطلب در مورد کنترل احساسات با خود می گویید راهی برای کنترل یا نادیده گرفتن عواطف وجود ندارد. نترسید. ما به دنبال آن نیستیم که شما احساسات خود را نادیده بگیرید.

از احساسات خود برای هدف مورد نظر خودشان استفاده کنید که همان ارائه اطلاعات درباره محیط برای تصمیم گیری بهتر است.

 شاید اگر یک ابزار اندازه گیری دقیق برای احساسات خود داشتیم دیگر گول آنها را نمی خوردیم، هر بار که می دیدیم احساسات ما از حد معمول فراتر رفته و داغ کرده اند، کمی صبر می کردیم تا چند درجه پایین تر بیایند.

برای کنترل احساسات خود:

اعتبار سیستم احساسی خود را ارز یابی کنید و ارائه اطلاعات صحیح از سوی آنها را بررسی کنید:

اگر سطح اضطراب شما بیشتر از آن چیزی است که در این موقعیت باید باشد، برای دفعه بعد این مورد را به یاد داشته باشید و خطر را کمتر از آنچه نشان می دهد ارزیابی کنید. اگر خشم شما بیش از حد شده است؛ به یاد داشته باشید که آب و هوای داخلی شما باید معتدل تر باشد. اگر احساسات شما نمی توانند اطلاعات صحیح را به شما برسانند، باید بیشتر از قبل نسبت به اعمال خود فکر کنید.

به جز در شرایط زندگی و مرگ، به ندرت در جامعه مدرن لازم است اقدام فوری انجام دهید.

در سایر موارد، برای کنترل احساست خود و رسیدن به قضاوت بهتر، اقدام کردن را به تاخیر بیاندازید.

اگر عصبانی هستید، بنشینید و چند نفس عمیق بکشید. یک لیوان آب بخورید. نامه ای بلند بالا برای کسی بنویسید که با اشتباهش شما را عصبانی کرده است. اگر همین الان، همین حالا که عصبانی هستید اقدامی نکنید، چه چیزی عوض می شود؟ معمولا جواب این است که هیچ چیزی. اما اگر کمی صبر کنید و اجازه دهید عصبانیتتان فروکش کند، شاید حتی به این نتیجه برسید که اشتباه ارزیابی کرده اید. شاید پس از ارزیابی صحیح احساسات خود حتی به این نتیجه برسید که نیازی به اقدام خاصی نیست.

احساسات خود را از منظر یک فرد دیگر ارزیابی کنید:

شاید در ابتدا این کار کمی دشوار باشد، اما با کمی تمرین یاد می گیرید که پس از کنترل احساسات و صبوری برای فروکش کردن احساسات اولیه، موقعیت را از نظر یک فرد دیگر از بیرون ارزیابی کنید. شاید آنقدر که فکر می کنید حق با شما نباشد یا موقعیت آن طور که تصور می کنید بد نیست.

از موقعیت های بروز احساسات ناخواسته جلوگیری کنید:

شما دیگر باید از خود و زندگیتان شناخت خوبی داشته باشید. می دانید کدام موقعیت ها باعث عصبانیت بیجا، نگرانی های بیش از حد، حسادت و دیگر احساسات منفی در شما می شود. اگر همیشه وقتی کارهایتان روی هم جمع می شود، دچار نگرانی و در پی آن خراب کاری می شوید، سعی کنید از این به بعد کارهای خود را به موقع انجام دهید. اگر حضور در یک جمع باعث حسادت و حسرت شما می شود و نسبت به افراد آن جمع احساس خصومت مخفیانه می کنید، سعی کنید از حضور در جمع آنها خودداری کنید. اگر رفتارهای یکی از همسایه ها خشم شما را برمی انگیزد، تلاش کنید با او روبه رو نشوید.

توجه خود را به چیز دیگری معطوف کنید:

برای کنترل احساسات منفی سعی کنید به چیز دیگری توجه کنید. اگر توجه به اندام، زیورآلات و لباس های یک نفر در مهمانی باعث حسادت شما می شود، سعی کنید به خوراکی ها و مزه آنها توجه کنید. اگر موفقیت یک نفر باعث اضطراب شما از عقب افتادن از او می شود، سعی کنید روی تلاش و عملکرد خود متمرکز شوید.

بهبود توانایی برای مقابله با مشکلات:

عمل کردن بر اساس احساسات بدون فکر باعث پیچیده شدن شرایط می شود. قرار نیست هیچ وقت در زندگی مشکل نداشته باشید. هر بار که بتوانید بدون آنکه کنترل احساسات خود را از دست بدهید مشکلی را حل کنید، اعتماد به نفستان بهتر می شود. با کمک یک مشوار سعی کنید روش های حل مشکل با آرامش و بدون مشکل را فرابگیرید.

به یاد داشته باشید که دوست داشتن خود و اهمیت دادن به خود به این معنی است که احساسات منفی خود را تحمل کنیم، نه آنکه به آنها بهایی بیش از آنچه لایق آن هستند بدهیم. برای داشتن سلامت و شادی طولانی مدت سعنی کنید کنترل احساسات خود را به دست بگیرید.