امروزه مهاجران زیادی در سراسر جهان به امید یافتن مکان بهتری برای زندگی و موقعیت های برتر برای تحصیل و کار از وطن خود مهاجرت می کنند. این خانواده ها در مسیر سازگار شدن با فرهنگ کشور جدید با مشکلات زیادی باید دست و پنجه نرم کنند. یکی از آنها، مشکلات فرهنگی بین والدین مهاجر و فرزندان آنها است.

یکی از چیزهایی که والدین پیش از مهاجرت تصوری از آن ندارند، بروز اختلافات خانوادگی در اثر پذیرش عمیق تر و سریع تر فرهنگ خارجی توسط فرزندان است. در ماه ها و حتی سال های اول مهاجرت، والدین اغلب آنقدر درگیر یافتن مکانی برای زندگی، کار و درآمد، یافتن مدرسه برای فرزندان، مشکلات غم غربت و دوری از خانواده خود، و مسائل حقوقی و مالی مهاجرت هستند، که کمتر فرصتی برای آنها جهت آشنایی با فرهنگ کشور خارجی باقی می ماند. اینجاست که ناگهان چشم باز می کنند و می بینند فرزندشان از نظر فرهنگی فرسنگ ها از آنها دور شده است. شاید این تطبیق پذیری سریع تر با فرهنگ خارجی در کودکان و نوجوانان به دلیل همین مشغله های کمتر باشد. از سوی دیگر، والدین مهاجر چندین دهه بیشتر از فرزند خود با اصول فرهنگ مادری خود زندگی کرده اند و این امر مانع از آن می شود که به راحتی بتوانند پذیرای سبک زندگی و طرز فکر دیگری باشند. ارتباط با جنس مخالف، دوست یابی در بین خارجیان، مسائل مربوط به حقوق فردی و آزادی و انتظارات مربوط به عملکرد دانشگاهی از رایج ترین مشکلات فرهنگی بین والدین مهاجر و فرزندان آنها است.

بسیاری از خانواده های ایرانی که به کشورهایی مانند کانادا مهاجرت می کنند، به دنبال ساختن یک زندگی بهتر برای فرزندان خود هستند که شاید امکان آن در وطن خودشان نباشد. اما با گذشت زمان و فرهنگ پذیری، والدین با فرزندان خود دچار مشکل می شوند. این تعارضات از سوی والدین مهاجر به بی احترامی بزرگ از سوی فرزندانی تعبیر می شود که منطق و فداکاری والدین خود را در ترک موطن خود برای رسیدن به یک زندگی بهتر درک نمی کنند.

با وجودی که مشکلات فرهنگی بین والدین مهاجر و فرزندان در هر دو جنسیت دیده می شود، اما به دلیل وجود احتمال حاملگی و مسئله غیرت، شدت این نوع مشکلات در مورد فرزندان دختر بیشتر دیده می شود. به علاوه، الزامات فرهنگی متفاوت مانند نحوه لباس پوشیدن، رفت و آمد و ارتباط با جنس مخالف موجب می شود که فشارهای بیشتری به دختران مهاجر وارد شود.

این نوع تفاوت ها و انتظارات فرهنگی باعث تشدید دعوا بین والدین مهاجر و دختران می شود. حتی اگر در خانواده دعوایی رخ ندهد، اغلب دختران نوجوان مهاجر ترجیح می دهند که زندگی دوگانه ای داشته باشند و روابط شخصی و حتی طرز لباس پوشیدن خود را در جامعه از والدین مخفی کنند. دخترانی که تنها راه پیشگیری از دعوا با والدین را سرکوب کردن احساسات خود می بینند، در نهایت دچار افسردگی و اضطراب در اثر تعارض در تقاضاهای فرهنگی والدین و کشور خارجی می شود.

پسران نیز دچار تعارضات و الزامات فرهنگی می شوند، اما فقدان ریسک بارداری باعث می شود که والدین در زندگی آنها کنکاش کمتری کنند و بحث های کمتری در پی بروز تفاوت فرهنگی بین آنها درگیرد. با این حال، انتظارات بالا مربوط به دستاوردهای علمی از جمله مشکلات فرهنگی بین والدین مهاجر و فرزندان پسر است. در برخی موارد دیده می شود که پسران با دستاویز قرار دادن ایده آزادی و حقوق فردی، توصیه های والدین را دخالت در استقلال خود تلقی می کنند.

چرا والدین مهاجر و فرزندان آنها دچار تعارضات فرهنگی می شوند؟

مشکلات فرهنگی بین والدین مهاجر و فرزندان از آنجا ناشی می شود که فرزندان به راحتی با فرهنگ جدید تطبیق می یابند، با آن آشنا می شوند و حتی هویت خود را بر اساس آن تعریف می کنند. این در حالی است که هویت والدین چنان با فرهنگ مادری خود آمیخته است که در برخی موارد حتی از آشنایی با فرهنگ خارجی پرهیز می کنند. این درحالی است که پس از مهاجرت و حتی قبل از آن، والدین باید خود را آماده تغییراتی کنند که در اثر هویت یابی با فرهنگ خارجی در فرزندشان پدیدار می شود. مسئله این نیست که آیا فرزند شما در تماس با فرهنگ خارجی تغییر خواهد کرد یا خیر، بلکه از آنجا که این اتفاق به هر روی رخ می دهد، مسئله چگونگی و شدت این نوع تغییرات است.

به علاوه، برخی از والدین مهاجر در فرهنگی متولد شده اند که در آن انتظار اطاعت محض از سوی کودکان و تعیین تکلیف برای آنها به رسمیت شناخته می شود. در جامعه غربی که در آن به آزادی فردی احترام گذاشته می شود، این نوع تعارض روح کودک را می آزارد. در مقایسه با خانواده هایی که صرفا به استراتژی های کنترلی و دستوری تکیه دارند، خانواده ای موفق تر است که به دنبال یافتن استراتژی هایی باشد که در عین احترام به آزادی عمل فردی، در زندگی فرزند خود موثر باقی بماند.

حل مشکلات فرهنگی بین والدین مهاجر و فرزندان:

اگر با فرزند نوجوان خود در مورد ارزش های فرهنگی دچار تعارض شده اید، به جای اینکه به او غر بزنید، کنار او بنشینید و از اهداف، علل و آرزوهای خود برای مهاجرت صحبت کنید. برای او تعریف کنید که برای رسیدن به یک زندگی بهتر، چه چیزهایی را پشت سر جا گذاشته اید. آگاهی فرزندان از امیدها و آرزوهای والدین درک آنان را نسبت به فرهنگ و طرز فکر والدین افزایش می دهد. از فرزند خود بخواهید گفتگویی صمیمانه در مورد دیدگاه های خود در ارتباط با زندگی داشته باشید. بدون قضاوت و پیش داوری، والدین و فرزندان می تواند تجربه های دیگری را بهتر درک کنند و ضمن درک تفاوت ها، در شرایط آرام تری به یک مصالحه برسند.

در این راه والدینی موفق هستند که به جای کنترل و دستور دادن، سعی کنند که به مهارت هایی دست یابند که در زندگی فرزند خود اثرگذاری و نفوذ بیشتری داشته باشند. این امر می تواند از طریق شرکت در فعالیت های فرهنگی خارجی و لذت بردن از آنها و دعوت از دوستان فرزندتان به خانه میسر شود. همراهی و دوستی با دوستان فرزندتان، هر چقدر هم که به نظر شما رفتار عجیبی داشته باشند، نسبت به منزوی و دور کردن او از دوستانش، راه حل بهتر و منطقی تری برای حفظ انسجام خانوادگی شماست.