همسر کنترلگر و ناراضی

ناشناس 6 ماه قبل

سلام
من 26 سالم هست و تقریبا 3 سال هست که ازدواج کردم. تقریبا از اوایل رابطه مون با همسرم مشکلاتی داشتم. عمدتا این مشکلات به خاطر این بوده که همسرم فکر می کنه من میخوام کنترل اوضاع رو به دست بگیرم و دستور بدم و حرف حرف من باشه. درصورتی که من اینطور فکر نمی کنم و فکر می کنم کاملا برعکسه. فقط اون نمیتونه منو به عنوان یه آدم مستقل بپذیره. یه مقدار سرچ کردم دیدم انگار ویژگی های همسر کنترل گر رو ایشون داره ولی در عین حال دیدم که نوشته بود آدم کنترلگر فکر می کنه برعکس خودش داره کنترل میشه و برای همین شک کردم که شاید واقعا منم کنترلگرم! حالا از شما میخوام بگید که واقعا روابطمون عادیه یا یکی از ما دو تا میل داره کنترل زیادی روی اون یکی داشته باشه؟
همسرم خیلی به من انتقاد می کنه. از طرز پوششم، بهداشتم، دستپختم، رفتارم، همه چیز من ایراد می گیره و دوست داره اونطوری باشه که اون میخواد. مثلا بعد از مدت ها که به میل اون غذا درست کرده بودم یه بار غذایی درست کردم که میدونستم زیاد خوشش نمیاد ولی خودم دوست داشتم. یه بلبشویی راه انداخت که تو حرف من برات مهم نیست واین داستانا. البته اینطوری نیست که بگم مدام در حال ایراد گرفتنه. جدیدا یه کلیپی از دوران دانشجو بودنم دیدیم با هم، میگه اون موقع صورتت بهتر بود الان لاغر شده و قشنگ معلوم بود داره حسرت میخوره. بعد چند روز گذشت و دیگه فک کردم فراموش کرده دوباره گفت اون کلیپه رو بذار ببینم. کلا رفتار و حرفاش باعث میشه فکر کنم اونی که همسرم دوست داشته قبل از ازدواج اصلا من نبودم و این آدمی که الان هستم رو فقط داره تحمل می کنه.
بعضی وقتا خیلی با هم خوبیم و بعضی وقتا هم کلا رابطه شکرابه. من خیلی سریع فراموش می کنم و سعی می کنم دوباره اوضاع رو به حالت اول برگردونم. حتی وقتی که اون برای مدتی با من حرف نمیزنه سعی می کنم پا پیش بذارم و صحبت کنیم که مشکل رو حل کنیم. تو این صحبتا اون همیشه به من میگه تو میخوای استقلال کامل داشته باشی. تو برات شوهر معنایی نداره. تو تصورت از شوهر یه چیز دیگه ست. و بله منم واقعا فکر می کنم تصورات ما با هم فرق داره. و برای همین حرف زدنمون هیچ وقت به نتیجه نمیرسه و تهش صرفا من باید یه چیزایی رو قبول کنم که اشتباه کردم که اون از اون فاز در بیاد.
اولین مشکلی که ما با هم داشتیم و همسرم خیلی خیلی ناراحت شد این بود که دوران نامزدی به من گفت برام چایی بیار و من با خوشرویی و شوخی گفتم حوصله ندارم (و واقعا هم نداشتم و نیاوردم) و هنوز هم هی میگه که تو موقع نامزدیمون همچین حرفی زدی. کلا هم انتظار داره هر حرفی می زنه برای من وحی منزل باشه. که من نمیتونم اینو قبول کنم.
حتی برای پوشش من که قبل از ازدواج دیده بود، با این که آدم مذهبی ای نیست، بعد از ازدواج ایراد می گرفت و اصلا زیربار نمیرفت مثل قبل باشم. منم تلاشمو می کردم بهترش کنم. ولی اصلا نمیدید تلاشای منو و انتظار داشت دقیقا اون طوری باشم که اون میخواد. در عین حال که تلاش می کردم مطابق میل اون لباس بپوشم، وقتی ازش می خواستم مثلا دکمه پیراهنشو خیلی باز نذاره میگفت تو می خوای منو کنترل کنی! و وقتی بهش می گم تو پس چرا انقد به لباس من ایراد میگیری، میگفت مردا با زنا فرق دارن! یا در مورد دست دادن هم همینطور. اصلا دوست نداشت من به کسی دست بدم ولی خودش مشکلی نداشت و بازم جوابش این بود که مردا با زنا فرق دارن.
یه بار سر همین مسائل با هم بحث زیادی کردیم و بعد کلی گریه دیگه واقعا طاقت خونه موندن رو نداشتم. بهش گفتم دارم میرم بیرون تو نمیای؟ گفت بمون غروب میریم. گفتم نمیتونم الان باید برم. گفت نمیری. ولی من رفتم. و انقدرررررر ناراحت شد بعدش که یکی دو روز باز شکراب بود رابطه مون و باز من پاپیش گذاشتم و معذرت خواهی کردم. ولی اون فراموش نکرده و هنوزم هی میزنه تو سرم همون یه بار رو.
حالا اومدیم خارج از کشور و کمتر شده حساسیتش به پوششم ولی بازم یه گیرایی میده با این که مذهبی نیست ولی میگه اینو نپوش و اونو نپوش. و من هم تا حد توان این کارو می کنم و سعی می کنم حتما حتما موقع خرید لباس اونم تایید کنه.
ولی با این حال کلا راضی نیست دیگه… کلا تلاش های منو برای این که نظرمثبتشو جلب کنم نمیبینه و خیلی انتظاراتش از حد توان من بالاتره. خودش هم اینو قبول داره و میگه آره انتظارات من با چیزی که تو به عنوان شوهر تو ذهنته فرق داره و هر دو قبول داریم که این اختلاف فرهنگی تو خانواده ها بوده. مادر اون خونه دار و مطیع بوده و مادر من شاغل و مستقل. من هم الان شاغل هستم ولی حتی وقتی که شاغل نبودم هم با هم مشکل داشتیم.
خیلی وقتا رابطه مون با هم خوبه ولی کوچک ترین نافرمانی یا لحن دستوری از طرف من کافیه تا کلا فاز عوض شه. بارها بهم گفته اون قدری که قبل از ازدواج منو دوست داشته دیگه دوست نداره و اشتباه فکر می کرده و زندگیش خراب شده و کاخ آرزوهاش ویران شده و اگه میدونست اینطوری میشه هیچ وقت باهام ازدواج نمیکرد.
حالا میخوام ببینم باید چیکار کرد با این رابطه.

پاسخ ها

به پاسخ این سوال توسط سرکار خانم دکتر بابائی گوش دهید:

MehdiGhotbi عضو سایت 2 ماه قبل

مشاوران متخصص سیمیآروم در حوزه خانواده، ازدواج، زوج درمانی

در صورتی که نیاز به برگزاری جلسه مشاوره آنلاین (تصویری) در حوزه خانواده، ازدواج، زوج درمانی دارید میتوانید با اساتید سیمیآروم وقت مشاوره خود را رزرو نمایید.

دکتر مهدی بینا
روانپزشک و استاد دانشگاه

رزومه و رزرو وقت مشاوره

دکتر فرشته موتابی
استاد دانشگاه

رزومه و رزرو وقت مشاوره

دکتر فرشاد شیبانی
دکترای تخصصی روانشناسی

رزومه و رزرو وقت مشاوره

دکتر عاطفه سلطانیفر
فوق تخصص روانپزشکی کودکان

رزومه و رزرو وقت مشاوره

دکتر ساره بهزادی پور
استاد دانشگاه

رزومه و رزرو وقت مشاوره

دکتر سعاده ملک عسگر
دکترای روانشناسی

رزومه و رزرو وقت مشاوره

دکتر سعید ایمانی
استاد دانشگاه

رزومه و رزرو وقت مشاوره

رزرو وقت مشاوره بازگشت