زندگی با همسر دو قطبی بسیار دشوار است. نوسانات خلقی آنها زندگی را در کنارشان دشوار می سازد. اگر تا به حال در کنار فردی مبتلا به اختلال دو قطبی زندگی کرده باشید، حتما می دانید که چقدر لحظات سختی در زندگی پیش روی شماست. نوسانات خلقی گاهی باعث می شوند که روزهای خوشی را در کنار هم بگذرانید و گاهی نیز روزگار برای شما تیره و تار می شود. با این حال، با استفاده از راهنمایی مشاور و درمان صحیح می توانید بسیاری از پیش بینی هایی را که می گویند زندگی این زوجین به جدایی ختم می شود، شکست دهید.

مشکلات زندگی با همسر دو قطبی یکی دو مورد نیست. مواجهه با تنوع در رفتارهای آنها برای افراد خانواده می تواند طاقت فرسا باشد و حتی بر نوع رفتارهای آنها نیز تاثیر بگذارد. در دوره شیدایی، خانواده با رفتارهای افراطی، تقاضاهای غیر منطقی و تصمیمات بدون فکر بیمار دست و پنجه نرم می کنند که برخی از آنها می تواند خانواده را با تبعیت سنگین رو به رو کند. از سوی دیگر، در دوره افسردگی این بیماران نیز خانواده با فردی رو به رو است که فاقد توان و روحیه کافی برای رسیدگی به مسئولیت های خود است.

شهناز 25 سال است که ازدواج کرده است. تقریبا در اواسط زندگی مشترکشان، همسرش در سن 42 سالگی بستری شد و تشخیص ابتلا به اختلال دو قطبی در وی داده شد. این تشخیص با توجه به سابقه رفتارهای وی در این چند سال چندان هم تعجب برانگیز نبود، اما حداقل به چرایی آنها کمک کرد.

شهناز می گوید که این تشخیص زندگی آنها را ساده تر کرد، چرا که حالا دلیل رفتارهای همسرش را می داند، اما به هر حال چیزی را تغییر نمی دهد. زندگی آنها بسیار ناپایدار است. ماه ها همه چیز به خوبی پیش می رود، اما ناگهانی همه چیز بد می شود. او توضیح می دهد که روزها و هفته های زیادی در زندگیش هست که احساس خستگی، ناامیدی و سردرگمی کرده است که چرا هنوز در کنار این مرد به زندگی ادامه می دهد. اما وجود دو دختر و مسائل مالی و اجتماعی به او اجازه جدایی را نمی دهد. به علاوه اینکه او هنوز همسرش را با همه مشکلاتش دوست دارد.

مشاور به شهناز توضیح می دهد که برای کنترل نوسانات خلقی در اختلال دو قطبی، بیمار باید به طور مرتب تحت نظر روانپزشک باشد و درمان خود را ادامه دهد. با این حال، استراتژی های زیر به خانواده کمک می کنند که راحت تر بتوانند رفتارهای فرد دو قطبی را کنترل و تحمل کنند.

راهکارهای حفظ زندگی با همسر دو قطبی:

نفس عمیق بکشید:

وقتی همه چیز سخت می شود، نفس عمیقی بکشید و به یاد بیاورید که این بیماری اوست که این طور رفتار می کند، نه خود شخص.

حمایت دریافت کنید:

مراقبت از بیمار باعث می شود که بر نیازهای او متمرکز شوید، اما شما نیز به حمایت نیاز دارید. برای کنترل وضعیت سلامت خود با پزشک ملاقاتی داشته باشید و به سلامت و زیبایی خود رسیدگی کنید. به گروه های حمایت از بیماران دوقطبی بپیوندید. حرف زدن با درمانگر نیز می تواند ایده خوبی باشد. دریافت حمایت از سوی خانواده و دوستان نیز بسیار ارزشمند است. شهناز می گوید که هرگز عضو انجمن یا گروهی از خانواده های چنین بیمارانی نبوده است تا از تجربیات آنها استفاده کند، اما دوستان خوبی دارد که در این روزها به او کمک می کنند.

صبوری کنید:

درمان در این افراد فرآیندی طولانی مدت را می طلبد که با مقاطعی از عود همراه است. انتظار نداشته باشید که بهبودی سریع و نتایج آن دائمی باشد.

کمی دور شوید:

همان طور که گفتیم زندگی با همسر دو قطبی بسیار دشوار است و باید از خود مراقبت کنید. اگر می توانید در نگهداری از همسرتان از کسی کمک بگیرید و گاهی از او دور شوید. شهناز در این مورد می گوید که به واسطه شغلش گاهی مجبور می شود که همسرش را تنها بگذارد. هر چند در این مدت همسرش داروهایش را مصرف نمی کند، اما او از اینکه از این شرایط کمی دور شده است احساس بهتری پیدا می کند.

بخندید:

اینکه با شوخی کردن بتوانید بر نوسانات خلقی همسر خود فائق شوید و پاسخ خوبی از او بگیرید، بسیار به طبع فرد بیمار بستگی دارد. در برخی از بیماران این راهکار جواب می دهد.

او را وادار به مصرف دارو کنید:

باید برای همسر خود روشن کنید که مصرف دارو مذاکره ناپذیر است. شهناز هم موافق است که تا زمانی که همسرش داروهایش را بخورد، اوضاع بهتر است. زندگی با همسر دو قطبی مثل داشتن یک بچه دیگر است. دائما باید بر سر این موضوع با او بحث کنید. اگر همسرتان برای خوردن دارو مقاومت می کند، که معمولا در فاز شیدایی این حالت رخ می دهد، بهتر است به طریقی به او بفهمانید که بر سر حرف خود می مانید و در این مورد جدی هستید.

به محرک ها توجه کنید:

زمانی که همسرتان در حالت پایدار و خلق و خوب قرار دارد، به محرک های محیطی دقت کنید. چه چیزی او را آرام و چه چیزی باعث تنش در او می شود. از مشاور و درمانگر برای تشخیص محرک های موثر بر رفتارهای همسرتان کمک بگیرید. در دوره های خشم، به رفتارهای خود دقت کنید. آیا چیزی در رفتار شما هست که به رفتارهای پرخاشگرانه او شدت می بخشد؟ سعی کنید در تمام اپیزودهای خشم بیمار، آرام بمانید و او را تحریک نکنید. هر چند سخت است، اما مطمئن باشید که این توصیه فقط به نفع خودتان است.

سوال کنید:

 با وجود نوسانات خلقی، همسرتان می تواند نیازهای خود را به شما بگوید. در زمان مناسب با همسرتان در مورد نیازهایش و آنچه در هنگام بدخلقی به او کمک می کند صحبت کنید. در کنار هم می توانید اثرات منفی رفتارهای او را کاهش دهید.

از جملات مثبت در تعامل با او استفاده کنید. به یاد بیاورید که در هیچ یک از فاز های بیماری، کنترل خلق در دست بیمار نیست. او نمی تواند در دوره افسردگی به خود انگیزه بدهد، و نمی تواند در دوره شیدایی از انجام کارهای عجیب خودداری کند. پس دائما به او نگویید که «درست رفتار کن» یا «چرا مثل دیوانه ها شدی». در عوض، به او اطمینان دهید که برای شما اهمیت دارد، در کنارش در طول مسیر درمان می مانید و می دانید که رفتارهای او تحت کنترل بیماری است.

زندگی با همسر دو قطبی چه آینده ای دارد؟

اگر همسرتان به طور کامل شرایط خود را بپذیرد و تحت درمان قرار گیرد، می توانید در کنار هم بر روی مشکل کار کنید و زندگی مشترک خود را بسازید. بسیاری از افراد دوقطبی در کنار همسری فداکار و همدل زندگی خوبی دارند.

از سوی دیگر، اگر همسرتان حاضر به پذیرش درمان نیست، باید از خود در برابر رفتارهای آزاردهنده مراقبت کنید. آزار از سوی این افراد می تواند به شکل های زیر باشد:

  • آزار کلامی (سرزنش و اتهام زنی)
  • آزار مالی (ولخرجی زیادی و بدهی به بار آوردن)
  • آزار عاطفی (کنترل گری و رفتارهای ظالمانه)
  • آزار جسمی (زمانی که پرخاشگری فرد از کنترل خارج می شود)