همه ما چیزهایی در گذشته داریم که هر بار ما را اسیر خود می کنند. این احساس می تواند در زمان بروز مشکلات جدید ناامیدی فرد را به دلیل سرزنش خود برای وقایع گذشته افزایش دهد. رها کردن گذشته هیچ وقت آسان نبوده است اما برای داشتن یک زندگی بهتر لازم است.

درد و رنج طبیعی است:

بهتر است خود را محصول کامل “خویش”، و نه صرفا گذشته، بدانید. اگر تنها به وقایع منفی گذشته فکر کنید، در این صورت چیزهای منفی به بخشی از شخصیت شما تبدیل خواهند شد. این امر شما را در یک بن بست عاطفی قرار می دهد که زندگی در آن سخت تر از آنچه هست خواهد شد.

چسبیدن به درد طبیعی است، با این حال رها کردن گذشته و درد پس از گذشت یک دوره زمانی مناسب نیز به همان اندازه طبیعی است. اما اگر در کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشید، فراموش کردن درد می تواند دشوار باشد. متاسفانه برخی چیزها اگر سال ها ادامه یابند، ممکن است به بخشی از شما تبدیل شوند. بنابراین جهان را جای ترسناکی خواهید دید که چیز زیادی برای لذت بردن از آن وجود ندارد.

تصمیم گیری کنید:

اولین کاری که باید انجام دهید این است که با خود صادق باشید و تصمیم بگیرید می خواهید چگونه باشید. حتی اگر قربانی شده اید، مجبور نیستید باز هم قربانی بمانید. درست است، آنچه تجربه کرده اید شما را تغییر داده و زندگی شما را از سایرین متمایز کرده است؛ اما هنوز هم گزینه ای پیش رو دارید. مجبور نیستید آگاهانه به صورت یک قربانی زندگی کنید. اگر آماده تمرینات ذهنی مورد نیاز هستید، می توانید از این مرحله دردناک عبور کنید.

تصور کنید اگر خود را قربانی ندانید، زندگی چطور خواهد بود. حالا چند دقیقه را با همین افکار بگذرانید. این افکار نشان می دهد که شما عادی هستید و هرگز تقصیر شما نبوده است. شما به قدر کافی خوب و دوست داشتنی هستید و برای دوست داشته شدن، لازم نیست زجر بکشید.

ضرب المثلی قدیمی می گوید “کسانی که از گذشته درس نمی گیرند، محکوم به تکرار آن هستند.” این گفته کاملا درست نیست. برای مثال، شما هرگز دوره کودکی را تکرار نخواهید کرد و اصلا امکان پذیر نیست. اما اگر تصور کنید همان درد و رنج را به نحو دیگری تجربه خواهید کرد، از زندگی عقب می مانید. عقب ماندن از زندگی، شما را از بزرگ ترین هدیه زندگی که همان عشق است، محروم خواهد کرد.

کسی که با خاطرات تلخ گذشته زندگی می کند، نمی تواند عشق را به درون خود راه دهد. تصور می کنید که ارزش عشق را ندارید یا تنها کسانی را انتخاب می کنید که شما را دچار درد و رنج می کنند. حتی اگر این اتفاق چند بار تکرار شده باشد، بازی هنوز تمام نشده است. برای اینکه از درس های زندگی عبرت بگیرید، باید انتخاب کنید.

ترس از رها کردن گذشته:

گاهی می ترسیم اگر دردهای گذشته را رها کنیم، عشقی که آن زمان تجربه کرده ایم را نیز از دست خواهیم داد. مسلما نمی توانید برای رها کردن گذشته تمام تجربه های دردناک خود را پاک کنید، اما می توانید آنها را در جایی از مغز خود دفن کنید، به زندگی خود ادامه دهید و عشقی را که لایق آن هستید بیابید.

همه آنچه نیاز دارید، تصمیمی برای داشتن یک آینده بهتر است و از آن به بعد باید برای این تصمیم کار کنید. این کار به تلاش نیاز دارد اما رها کردن گذشته و هر آنچه شما را آزار می دهد، ارزش آن را دارد.