همه ما فارغ از آنچه انجام می دهیم، ارائه دهنده نوعی از خدمات هستیم. یک حسابرس در حال ارائه خدمات تخصصی است. شرکت بزرگی که تجهیزات پیچیده خریداری می کند، در واقع در حال خرید وسایل فیزیکی است که بعدها در خدمات حرفه ای فردی یا آنلاین به کار می روند. همه ما برای رسیدن به رضایت بیشتر از زندگی حرفه ای باید تلاش کنیم.

در انجام خدمات حرفه ای ۴ حالت وجود دارد:

جنون: به افرادی خدمات می دهید که از بودن با آنها رضایت ندارید و برای این کار پولی نیز دریافت نمی کنید.

بده و بستان: به افرادی خدمات ارائه می دهید که از بودن با آنها لذت می برید اما برای کارتان پولی دریافت نمی کنید.

شغل: به افرادی خدمات ارائه می دهید که از بودن با آنها لذت نمی برید و برای کارتان پول دریافت می کنید.

سرگرمی: به افرادی خدمات می دهید که از بودن با آنها لذت می برید و برای کارتان پول دریافت می کنید.

رضایت بیشتر از زندگی حرفه ای:

بسیاری از افراد بر بخش کسب و کار در شغل خود تمرکز می کنند. این امر باعث می شود که بخش خدمت رسانی به حاشیه رانده شود. کلید موفقیت در زندگی حرفه ای آن است که از کار کردن صرف دست بکشید و از کار خود لذت ببرید.

از خدمت رسانی به چه کسی لذت می برید؟

همکاری با عده ای خاص همواره به این معنی نیست که از بودن با آنها لذت برده اید.

از بودن در کنار چه کسانی لذت می برید؟

برای شروع می توانید از تست های خودارزیابی شغلی مانند Strong Interest Inventory یا the Campbell Interest and Skill Survey استفاده کنید.

بسیاری از مراکز مشاوره به خصوص مشاوران شغلی می توانند این تست ها را انجام دهند و نتیجه آن را تفسیر کنند.

این ابزارها بین ارزش های شما و ارزش کسانی که با آنها وقت صرف می کنید، در محیط های مختلف شغلی، مقایسه ای آماری انجام می دهند.

مورد جین:

جین در بانکی کار می کرد که پس از چند سال سابقه در آن در پی تعدیل نیرو اخراج شد. او هیچ تصوری از شغلی دیگر به جز کار بانکی نداشت. پس از انجام این تست به این نتیجه رسید که عاشق کشاورزی و فعالیت های فضای باز است. در حال حاضر وی تراکتور و تجهیزات باغداری می فروشد و با افرادی سر و کار دارد که در حوزه کشاورزی فعالیت می کنند.

از حل چه مشکلی لذت می برید؟

زمانی که افرادی که مایل به همکاری با آنها هستید را شناسایی کردید، با برخی از آنها حرف بزنید و ببینید به چه چیزی نیاز دارند.

به جای اینکه به تنهایی به دنبال ایده های خوب برای این دسته افراد باشید، سری به بازار بزنید و با این افراد حرف بزنید. از آنها از مشکلاتی بپرسید که مایل هستند کسی در ازای پول این مشکلات را برای آنها حل کند. به این کار تحقیق بازاری گفته می شود.

مورد جیک:

جیک در محیطی کارمندی رشد کرد و بسیار باهوش بود. زمانی که به بزرگسالی رسید عاشق کتاب و نویسندگی بود. پدرش به او هشدار داد که بیشتر نویسنده ها فقیر هستند و پول در رشته مهندسی است. او در MIT قبول شد و پس از چند سال شرکت خودش را افتتاح کرد. پس از مدتی وی شرکت را به رقیبی بزرگ تر فروخت. برای شروع کار مجدد، جیک به یک سرمایه گذار جدید در حوزه تکنولوژی نیاز داشت. و البته علاقه ای هم به این نوع افراد نداشت. این دیگر اسمش شغل بود. دیگر جنبه سرگرمی نداشت. با استفاده از این مدل چهار حالته و تست های شغلی برای بررسی روش های رضایت بیشتر از زندگی حرفه ای اش، جیک به این نتیجه رسید که در بزرگسالی یک ماموریت ناتمام دارد: نویسندگی.

در حال حاضر جیک در یک ستون علم و فناوری هر هفته مطلب می نویسد. در حال حاضر، درآمدش کمتر از قبل است اما برای راحتی او و خانواده اش کافی است. حالا، از شغل به سرگرمی رسیده است.

به مدل چهار حالتی ما نگاهی بکنید. برای رسیدن به رضایت بیشتر از زندگی حرفه ای در کدام وضعیت قرار دارید؟ در ده سال آینده در کدام وضعیت قرار خواهید داشت؟

زمانی که به رضایت بیشتر از زندگی حرفه ای فکر کنید، جنبه سرگرمی و شاد شدن از کار مهم تر می شود. در اینجاست که افراد به دوره بازنشستگی خود فکر می کنند و از خود می پرسند: دوست دارم به کدام گروه از افراد خدمت رسانی کنم؟