درمان های تحریک مغزی (Brain stimulation Therapies)

درمان های تحریک مغزی (Brain stimulation Therapies) می توانند در درمان برخی اختلالات روانی به کار روند. درمان های تحریک مغزی شامل فعال کردن یا مهار مستقیم مغز با الکتریسیته می شود. الکتریسیته را می توان به طور مستقیم توسط الکترودهای کاشته شده در مغز و یا به صورت غیر تهاجمی از طریق الکترودهای قرار داده شده بر روی پوست سر به فرد وارد کرد. در عین حال این روش با استفاده از میدان مغناطیسی اعمال شده به سر نیز القا می شود. در حالی که این نوع درمان ها کمتر از دارو و روان درمانی استفاده می شوند، گفته می شود در درمان برخی از اختلالات روانی موثر هستند که به سایر روش های درمانی پاسخ نمی دهند. 

الکتروشوک درمانی (Electroconvulsive therapy) یکی از درمان های تحریک مغزی است که بیشتر از بقیه مورد مطالعه قرار گرفته است و تاریخچه کاربرد طولانی تری دارد. سایر روش های تحریک که در ادامه مورد بحث قرار گرفته اند، جدیدتر هستند و در برخی موارد هنوز جز روش های تجربی قرار دارند. این روش ها عبارتند از:

  • تحریک عصب واگ (VNS)
  • تحریک مکرر مغناطیسی مغزی (rTMS)
  • درمان تشنج مغناطیسی (MST)
  • تحریک عمقی مغز (DBS)

برنامه درمان ممکن است شامل دارو درمانی و روان درمانی نیز شود. انتخاب برنامه درمان مناسب باید بر اساس نیاز فردی و وضعیت پزشکی بیمار باشد و باید تحت نظر پزشک انجام گیرد.

الکتروشوک درمانی از جریان های الکتریکی برای درمان برخی اختلالات روانی جدی استفاده می کند. این نوع درمان معمولا تنها زمانی در نظر گرفته می شود که بیمار پس از به کارگیری سایر روش های درمانی (مانند داروهای ضدافسردگی یا روان درمانی) بهبود نیافته باشد یا در مواردی به کار می رود که به پاسخ سریعی نیاز است (برای مثال در موارد خطر خودکشی و کاتاتونی (catatonia))

ECT: چرا انجام می شود؟

ECT  اغلب برای درمان افسردگی شدید و مقاوم به درمان استفاده می شود، اما در سایر اختلالات روانی مانند اختلال دوقطبی یا اسکیزوفرنی نیز ممکن است به کار رود. در عین حال، در شرایط تهدید حیات بیمار نیز ممکن است از این روش استفاده شود، مانند زمانیکه بیمار قادر به حرکت یا پاسخ دهی به دنیای بیرون نباشد (مانند کاتاتونی)، احتمال خودکشی در وی می رود یا در نتیجه افسردگی شدید دچار سوءتغذیه شده است.

ECT می تواند در کاهش احتمال ابتلا به عود موثر باشد. دو مزیت عمده ECT بر داروها این است که اثربخشی ECT سریع تر است و اغلب در هفته اول نتایج آن قابل مشاهده است. به طور خاص، بیماران مسن تر سریع تر پاسخ می دهند. 

ECT:  چگونه کار می کند؟

قبل از استفاده از ECT، فرد تحت بیهوشی عمومی قرار می گیرد و برای جلوگیری از حرکت بدنش در طی روند درمان، دارویی به نام آرامبخش عضلانی به او داده می شود. در تمام مراحل درمان که توسط یک تیم پزشکی آموزش دیده، از جمله پزشکان و پرستاران انجام می شود، یک متخصص بیهوشی تنفس، ضربان قلب و فشار خون بیمار را کنترل می کند. در طی مراحل:

  • الکترود ها در محل های دقیقی روی سر قرار می گیرند.
  • از طریق الکترود جریان الکتریسیته از مغز عبور می کند و باعث تشنجی می شود که عموما کمتر از یک دقیقه طول می کشد. از آنجا که بیمار تحت بیهوشی است و آرامبخش عضلانی دریافت کرده است، این روند دردناک نیست و بیمار نمی تواند جریانات الکتریکی را احساس کند.
  • پنج تا ده دقیقه پس از پایان فرایند، بیمار بیدار می شود. تا زمان از بین  رفتن اثرات بیهوشی بیمار کمی احساس گیجی می کند. اما بعد از یک ساعت، بیمار معمولا هوشیار است و می تواند فعالیت های طبیعی خود را از سر گیرد. 

یک دوره معمول ECT حدود سه بار در هفته انجام می شود تا افسردگی بیمار بهبود یابد (معمولا طی 6 تا 12 درمان). پس از آن، گاهی به درمان تثبیت ECT نیاز است تا احتمال برگشت علائم کاهش یابد. درمان تثبیت ECT بسته به نیاز فرد متفاوت است و ممکن است از یک جلسه در هفته تا یک جلسه در هر چند ماه باشد. اغلب افراد مبتلا به ECT باید از داروهای ضد افسردگی یا داروهای تثبیت کننده خلق و خو استفاده کنند.

اثرات جانبی ECT:

رایج ترین عوارض جانبی مرتبط با ECT عبارتند از:

  • سردرد
  • ناراحتی معده
  • دردهای عضلانی
  • از دست دادن حافظه

برخی از افراد ممکن است دچار مشکلات حافظه، به خصوص در خاطرات حول زمان درمان، شوند. گاهی اوقات مشکل حافظه شدیدتر است، اما معمولا در طول روزها و هفته های پس از پایان دوره ECT بهبود می یابد.

تحقیقات نشان داده است که مشکلات حافظه بیشتر به نوع سنتی ECT تحت عنوان ECT دوجانبه مربوط می شوند، که در آن الکترودها در دو طرف سر قرار می گیرند.

در ECT یک طرفه، الکترودها فقط در یک طرف سر قرار می گیرند که به طور معمول سمت راست آن است، زیرا در قسمت مخالف بخش یادگیری و حافظه مغز قرار دارد. به نظر می رسد ECT یک طرفه کمتر باعث مشکلات حافظه شده و بنابراین بسیاری از پزشکان، بیماران و خانواده ها استفاده از آن را ترجیح می دهند.

تحریک عصب واگ (VNS) با استفاده از ابزار کاشته شده زیر پوست عمل می کند که پالس های الکتریکی را از طریق عصب واگ چپ ارسال می کند. این عصب نیمی از یک جفت اعصاب مهمی است که از طریق ساقه مغز به گردن و دو طرف قفسه سینه و شکم می رسد. اعصاب واگ پیام ها را از مغز به اعضای مهم بدن (برای مثال قلب، ریه ها و روده ها) و به نواحی کنترل خلق و خو، خواب و دیگر عملکردها در مغز می برند.

VNS: چرا انجام می شود؟

VNS در ابتدا به عنوان درمانی برای صرع ابداع شد. با این حال، دانشمندان دریافتند که دارای اثرات مطلوبی بر خلق و خو و به خصوص علائم افسردگی است. با استفاده از اسکن مغز، دانشمندان متوجه شدند که این دستگاه بر مناطقی اثر می گذارد که کنترل خلق و خو را بر عهده دارند. به نظر می رسد پالس ها سطوح برخی از انتقال دهنده های عصبی (مواد شیمیایی مغز) مرتبط با خلق و خو، از جمله سروتونین، نوراپی نفرین، GABA و گلوتامات را تغییر می دهند.

در سال 2005، اداره غذا و داروی آمریکا (FDA) استفاده از این روش را برای درمان افسردگی مقاوم به درمان در شرایط زیر تایید کرد:

  • چنانچه بیمار 18 سال یا بیشتر باشد؛ و
  • چنانچه بیماری دو سال یا بیشتر ادامه داشته باشد؛ و
  • چنانچه شدید یا مکرر باشد؛ و
  • چنانچه بیماری پس از امتحان حداقل چهار روش درمانی دیگر کاهش نیافته باشد.

بر اساس نظر FDA، این روش درمانی به عنوان درمان خط اول، حتی برای بیماران مبتلا به افسردگی شدید نیز در نظر گرفته نمی شود. با وجود تایید FDA، VNS همچنان به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد زیرا نتایج مطالعات اولیه در اثبات اثربخشی آن برای افسردگی اساسی یکسان نبوده است. اما یک مطالعه جدید که نتایج حاصل از مطالعات بالینی کنترل شده را جمع آوری کرده است، نشان می دهد 32٪ از افراد افسرده به VSN پاسخ دادند و علائم 14٪ از آنها پس از تقریبا 2 سال درمان، کاملا برطرف شد. 

VNS: چگونه کار می کند؟

دستگاهی به نام ژنراتور پالس، به اندازه یک کرونومتر، به روش جراحی در سمت چپ بالای قفسه سینه قرار داده می شود. به ژنراتور پالس یک سیم الکتریکی سربی متصل است که از ژنراتور به عصب واگ سمت چپ متصل است.

به طور معمول، هر 5 دقیقه پالس های 30 ثانویه الکتریکی از ژنراتور به عصب واگ ارسال می شود. مدت زمان و فرکانس پالس ها بسته به برنامه ریزی ژنراتور ممکن است متفاوت باشد. در عوض، عصب واگ به نوبه خود این سیگنال ها را به مغز می فرستد. ژنراتور پالس، که به طور مداوم کار می کند، با یک باتری تغذیه می شود که حدود 10 سال عمر می کند و پس از آن باید تعویض شود. به طور معمول، افراد در حین عملکرد دستگاه احساس درد یا هر گونه احساس دیگری ندارند. 

همچنین با قرار دادن یک آهنربا روی سینه در محل کاشت ژنراتور، می تواند دستگاه را به طور موقت غیر فعال کرد. فرد ممکن است در صورت غیرقابل تحمل شدن عوارض یا شروع یک فعالیت شدید ورزشی دستگاه را غیر فعال کند، زیرا دستگاه با عملکرد تنفس تداخل ایجاد می کند. زمانی که آهنربا برداشته شود، دستگاه دوباره فعال می شود. 

توجه: VNS تنها باید توسط پزشکان آموزش دیده و دارای تخصص در مدیریت افسردگی مقاوم به درمان و استفاده از این دستگاه تجویز شود.

هدف از درمان VNS کاهش علائم افسردگی است. ممکن است چند ماه طول بکشد تا بیمار متوجه اثربخشی آن شود و تمام بیماران نیز به این روش درمانی پاسخ نخواهند داد. ذکر این نکته ضروری است که VNS باید همراه با سایر درمان های سنتی، مانند دارودرمانی مورد استفاده قرار گیرد و بیماران نباید انتظار داشته باشند حتی با کاشت دستگاه در بدن سایر درمان ها متوقف شوند. 

VNS: اثرات جانبی

VNS بدون خطر نیست و ممکن است با عوارضی همراه باشد مانند عفونت ناشی از جراحی کاشت، شل شدن دستگاه، حرکت آن به اطراف یا عملکرد نامناسب که به جراحی دیگر برای اصلاح وضعیت نیاز خواهد داشت. در برخی از بیماران هیچ نشانه ای از بهبودی علائم دیده نمی شود و برخی حتی بدتر می شوند. 

سایر عوارض جانبی بالقوه عبارتند از:

  • تغییر صدا یا خفگی
  • سرفه یا گلودرد
  • گردن درد
  • ناراحتی یا سوزش در ناحیه کاشت دستگاه
  • مشکلات تنفسی، به خصوص در طول ورزش
  • مشکل بلع

عوارض جانبی دراز مدت ناشناخته هستند.

تحریک مکرر مغناطیسی مغز (rTMS)از مغناطیس برای فعال کردن مغز استفاده می کند. این روش برای اولین بار در سال ۱۹۸۵ ابداع شد و به عنوان درمانی برای افسردگی، روان پریشی، اضطراب و اختلالات دیگر مورد مطالعه قرار گرفت.

بر خلاف ECT، که در آن تحریک الکتریکی عمومی تر است، در rTMS می توان یک ناحیه خاص در مغز را هدف قرار داد. دانشمندان معتقدند که تمرکز بر روی یک ناحیه خاص در مغز، شانس ابتلا به انواع عوارض جانبی مرتبط با ECT را کاهش می دهد. اما در مورد بهترین ناحیه اتفاق نظر وجود ندارد.

rTMS: چرا انجام می شود؟

در سال 2008، FDA استفاده از rTMS را به عنوان یک روش درمانی برای افسردگی اساسی در بیمارانی تایید کرد که به حداقل یک داروی ضد افسردگی در دوره عود بیماری پاسخ نداده اند. همچنین از این روش درمانی در کشورهای دیگر به عنوان درمان افسردگی در بیمارانی استفاده می شود که به داروها پاسخ نداده اند و ممکن است کاندیدای مناسبی برای ECT نیز نباشند. 

تا زمان چاپ بزرگ ترین آزمایش بالینی توسط NIMH در سال 2010، شواهد حامی اثربخشی rTMS در درمان افسردگی ناکافی بوده است. این آزمایش نشان داد که ۱۴٪ از بیماران پس از rTMS  بهبود یافتند در حالی که با درمان غیر فعال این رقم تنها ۵ درصد بوده است. پس از پایان آزمایش، بیماران می توانستند به فاز دوم وارد شوند که در آن همه، شامل افرادی که تحت درمان غیر فعال بوده اند، تحت درمان با rTMS قرار می گرفتند. در فاز دوم نرخ بهبودی به نزدیک ۳۰ درصد رسید. درمان غیر فعال همانند دارونماست با این تفاوت که به جای استفاده از داروی غیرفعال از روند غیر فعالی استفاده می شود که rTMS واقعی را تقلید می کند.

rTMS: چگونه کار می کند؟

به طور یک جلسه rTMS بین ۳۰ تا ۶۰ دقیقه طول می کشد و نیازی به بیهوشی ندارد.

در طی مراحل:

  • یک سیم پیچ الکترومغناطیسی در جلوی پیشانی در نزدیکی ناحیه ای از مغز قرار داده می شود که تصور می شود که تغییر خلق و خو دخیل است. 
  • سپس، پالس های الکترومغناطیسی کوتاه از طریق سیم پیچ فرستاده می شود. پالس های مغناطیسی به راحتی از طریق جمجمه عبور می کنند و باعث ایجاد جریان های الکتریکی کوچکی می شوند که سلول های عصبی را در منطقه مورد نظر مغز تحریک می کنند.

از آنجا که این نوع پالس ها به طور کلی بیش از دو اینچ در مغز وارد نمی شوند، دانشمندان می توانند انتخاب کنند که کدام ناحیه تحت تاثیر قرار گیرد و کدام ناحیه تحت تاثیر قرار نگیرد. میدان مغناطیسی تقریبا به اندازه تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) قدرتمند است. به طور کلی، در حین ارسال پالس ها فرد احساس می کند که ضربات کوچکی به سرش وارد می شود.

دانشمندان در مورد بهترین حالت برای قرار دادن مغناطیس در سر بیمار یا دادن پالس الکترومغناطیسی اتفاق نظر ندارند. مشخص نیست که درمان به این روش به تنهایی سودمندتر است یا بهتر است با روش هایی مانند دارودرمانی و/یا روان درمانی ترکیب شوند. برای تعیین امن ترین و موثرترین کاربرد rTMS به تحقیقات بیشتری نیاز است. 

rTMS: اثرات جانبی

گاهی اوقات فرد ممکن است در محل قرار دادن مغناطیس در سر خود احساس ناراحتی بکند. ممکن است در طول درمان، عضلات سر، فک و صورت منقبض شوند. درمان ممکن است به سردرد خفیف یا سرگیجه مختصر منجر شود. احتمال دارد که درمان باعث تشنج شود، هر چند که بروز این حالت ها غیر معمول هستند. دو مطالعه بزرگ در مورد ایمنی rTMS نشان داد که بیشتر عوارض جانبی مانند سردرد یا ناراحتی ناشی از سرگیجه، خفیف یا متوسط ​​بوده و هیچ تشنجی رخ نداده است. با این حال، از آنجا که این روش درمانی نسبتا جدید است عوارض جانبی طولانی مدت آن ناشناخته است.

MST: چگونه کار می کند؟

درمان تشنج مغناطیسی (MST) جنبه های خاصی از ECT و rTMS را در بر می گیرد. مانند روش rTMS، روش MST نیز از پالس های مغناطیسی به جای الکتریسیته برای تحریک یک هدف دقیق در مغز استفاده می کند. با این حال، بر خلاف rTMS، MST نیز بر آن است که مانند ECT فرد را دچار تشنج کند. بنابراین پالس ها در فرکانس بالاتری نسبت به rTMS داده می شوند. بنابراین، مانند ECT، بیمار بایستی بیهوش شود و برای جلوگیری از حرکت، یک آرامبخش عضلانی به او داده می شود. هدف MST حفظ اثربخشی ECT در عین کاهش عوارض جانبی شناختی آن است.

MST در مراحل اولیه آزمایش اختلالات روانی قرار دارد، اما نتایج اولیه امیدوار کننده هستند. یک مقاله جدید که شواهد هشت مطالعه بالینی را مورد بررسی قرار داده است، به این نتیجه رسیده است که MST موجب بهبودی افسردگی یا اختلال دوقطبی در 30-40٪ افراد می شود.

MST: اثرات جانبی

مانند روش ECT، روش MST نیز دارای عوارضی است که به دلیل استفاده از بیهوشی و ایجاد تشنج شکل گرفته اند. مطالعات بر روی حیوان و انسان نشان داده است که MST:

  • عوارض جانبی مربوطه به حافظه کمتری در بردارد
  • تشنج های کوتاه تری ایجاد می کند
  • و دوره بهبودی در آن کوتاه تر از ECT است.

تحریک عمقی مغز ابتدا به عنوان درمانی برای بیماری پارکینسون برای کاهش لرزش، سفتی، اشکال در راه رفتن و حرکات غیرقابل کنترل ابداع شد. در DBS یک جفت الکترود در مغز کاشته می شود و توسط یک ژنراتور کنترل می شود که در قفسه سینه قرار می گیرد. تحریک مستمر است و فراوانی و سطح آن بسته به هر فرد متفاوت است.

DBS به عنوان درمانی برای افسردگی یا اختلال وسواسی جبری (OCD) مورد مطالعه قرار گرفته است. در حال حاضر، برای استفاده از DBS در درمان اختلال وسواس جبری، معافیت استفاده از دستگاه برای بشر صادر شده است اما استفاده از آن در درمان افسردگی هنوز هم در مرحله آزمایشی باقی مانده است. بررسی تمام 22 مطالعه منتشر شده در مورد استفاده از DBS در درمان افسردگی نشان داد که تنها سه مورد از آنها با کیفیت بالا بوده اند زیرا نه تنها دارای گروه درمانی بودند بلکه یک گروه کنترل نیز داشتند که DBS دریافت نکردند. این بررسی نشان می دهد که در تمام مطالعات، 40-50٪ از افرادی که تحت درمان با DBS قرار گرفتند، بیش از 50٪ بهبود یافته اند.

DBS: چگونه کار می کند؟

DBS به جراحی مغز نیاز دارد. سر تراشیده شده و سپس با پیچ به یک چارچوب محکم متصل می شود که مانع حرکت سر در طی جراحی می شود. اسکن سر و مغز با استفاده از MRI ​​گرفته می شود. جراح از این تصاویر به عنوان راهنما در طول عمل جراحی استفاده می کند. بیماران در طی مراحل بیدار هستند تا به جراح بازخورد بدهند، اما احساس درد ندارند، زیرا سر با بیهوشی موضعی بیحس شده و مغز درد خودش را ثبت نمی کند.

هنگامی که فرد برای جراحی آماده می شود، دو سوراخ در سر ایجاد می شود. از آنجا، جراحان یک لوله باریک را در مغز می فرستند تا الکترودها را در منطقه خاصی از مغز قرار دهند. در صورت ابتلای بیمار به افسردگی، اولین ناحیه در مغز که توسط DBS مورد هدف قرار می گیرد، منطقه 25 یا قشر کمربندی قدامی (subgenual cingulate cortex) نامیده می شود. این منطقه در افسردگی و اختلالات خلقی دیگر بیش از حد فعال است. اما تحقیقات دیگر چندین نقطه دیگر در مغز را هدف قرار داده اند که تحت تاثیر افسردگی قرار می گیرند. بنابراین DBS در حال حاضر نواحی مختلف مغز را برای درمان افسردگی هدف قرار می دهد. در مورد اختلال وسواس جبری، الکترود ها در ناحیه ای از مغز (کپسول شکمی (ventral capsule)/استریاتوم شکمی (ventral striatum)) قرار می گیرند که به نظر می رسد با این اختلال همراه است.

پس از کاشت الکترودها و بازخورد بیمار درباره آنها، بیمار تحت بیهوشی عمومی قرار می گیرد. سپس الکترود ها به سیم هایی متصل می شوند که درون بدن از سر تا پایین قفسه سینه می آیند. در قفسه سینه یک جفت ژنراتور باطری خور کاشته می شوند. از این جا، پالس های الکتریکی به طور مداوم از طریق سیم ها به الکترودهای مغز فرستاده می شوند. هر چند نحوه دقیق عملکرد دستگاه در کاهش افسردگی یا اختلال وسواس جبری مشخص نیست، دانشمندان بر این باورند که پالس ها باعث بازنویسی مجدد نواحی مغز می کنند که به خوبی کار نمی کنند. بنابراین دوباره این نواحی به درستی عمل خواهند کرد. 

DBS: اثرات جانبی

DBS دارای خطرات مرتبط با هر نوع جراحی مغز است. به عنوان مثال، این روش ممکن است منجر به بروز عوارض زیر گردد:

  • خونریزی مغزی یا سکته مغزی
  • عفونت
  • بی نظمی یا سردرگمی
  • تغییر ناخواسته خلق و خو
  • اختلالات حرکتی
  • سرگیجه
  • اشکال در خواب

از آنجا که این روش هنوز تحت مطالعه قرار دارد، ممکن است با عوارض جانبی دیگری نیز همراه باشد که هنوز شناخته نشده اند. مزایا و عوارض طولانی مدت این روش ناشناخته است.

در صورتیکه پس از مطالعه موارد فوق به برگزاری یک جلسه مشاوره روانشناسی آنلاین، با یکی از متخصصین مشاور سیمیآروم نیاز دارید، میتوانید از طریق لینک زیر درخواست خود را ثبت نمایید. تمامی اساتید و مشاوران فعال در سیمیآروم از برجسته ترین مشاوران ایران می باشند.

رزرو وقت مشاوره

بازگشت