برخی فکر می کنند تربیت کودک باهوش آسان است، اما همیشه این طور نیست. در ادامه برخی از خطاهای تربیت کودک باهوش را بررسی می کنیم.

توجه: اگر جز والدینی هستید که به دنبال این قبیل پست ها هستند، احتمالا از افرادی هستید که به شدت انگیزه دارند که بهترین ها را برای فرزند خود انجام دهند. به یاد داشته باشید که توصیه های زیر در مورد اجتناب از خطاهای تربیت کودک باهوش تنها چند اصلاحیه و نکته جزئی هستند و انتقادهای بزرگی به شمار نمی روند. اگر احساس می کنید نقاط زیادی برای بهبود نحوه تریبت شما وجود دارد، همواره نقاط مثبت خود را نیز یادآور شوید.

خطاهای تربیت کودک باهوش:

افراد معمولا کودکان را بر اساس سطح مهارت های کلامی قضاوت می کنند.

اگر کودک دو ساله شما دارای مهارت های کلامی یک کودک سه ساله است، سایرین به طور عمده او را سه ساله در نظر می گیرند و از او انتظار داشتن مهارت های عاطفی و کنترل خویشتن و سایر مهارت های یک کودک سه ساله را خواهند داشت.

راه حل:

زمانی که متوجه این نوع رفتارها از سوی خود و دیگران می شوید، سعی کنید رفتارها را اصلاح کنید. بزرگسال فرض کردن یک کودک حتی شش ماه بیشتر از سن واقعی او، باعث افزایش انتظارات و رفتارهای اطرافیان از کودک به همان میزان می شود.

ویژگی های دیگر به غیر از باهوش بودن را نیز به همان مقدار تحسین کنید:

اینکه فرزندتان تصور کند تمام ارزش وی از هوش استثنائی اش حاصل می شود، یکی از خطاهای تربیت کودک باهوش است.

راه حل:

در مورد سایر ویژگی ها مانند مهربانی، باملاحضه بودن، متفکر بودن، با انگیزه بودن، شجاعت و سایر ویژگی های مثبت فرزندتان نیز حداقل به همان مقدار تحسین هوش و استعداد وی نظر دهید و آنها را تحسین کنید. به فرزندتان بیاموزید که ویژگی های مثبت زیادی دارد و می تواند کارهای خوب زیادی انجام دهد به نحوی که هوش و استعداد وی تنها بخشی از این رفتارها است. این کار را با بزرگ تر شدن فرزندتان هم ادامه دهید. نوجوانان نیز به تحسین شدن نیاز دارند.

آموزش بیش از حد:

آموزش مداوم یکی از دیگر خطاهای تربیت فرزند باهوش است. در این دام والدین دائما در حال برنامه ریزی برای فرزندشان هستند و روز او را با انواع فعالیت ها پر می کنند.

راه حل:

هر چیزی نباید از طریق یادگیری و آموزش انجام شود. لازم نیست تمام وقت خود را صرف آموزش واژگان، مفاهیم و مهارت ها کنید. اجازه دهید گاهی فرزندتان فعالیت های ساده ای را مانند مهمانی دادن در خانه، کمک در فعالیت های بیرون از خانه، جارو کشیدن، آبیاری گل ها تجربه کند.

اگر فرزندتان عاشق یادگیری است، این خود مزیت بزرگی است که در تمام زندگی می تواند چراغ راه او باشد، اجازه دهید بتواند علایق خود را در تمام مراحل زندگی با شما در میان بگذارد.

هیجان خود را در مکالمه با دیگران کنترل کنید:

طبیعی است اگر بخواهید تمام مدت از دستاوردهای فرزندتان با دیگران حرف بزنید. شما هیجان زده اید و به فرزندتان افتخار می کنید. اما می توانید این دسته مکالمات را برای حرف زدن با کسانی نگه دارید که به اندازه شما شاد خواهند شد. اجتناب از مقایسه های اجتماعی بین کودکان دشوار است و بسیاری از والدین تصور می کنند فرزند آنها به خوبی دیگران نیست و دچار تاخیر در رشد است. چنین مکالماتی می توانند بر روابط شما با دیگران تاثیر منفی داشته باشند. شاید افراد نباید این قدر نسبت به مقایسه های اجتماعی حساس باشند، اما در واقعیت بیشتر افراد این گونه هستند.

دو نوع کودک باهوش وجود دارد:

دو نوع کودک باهوش وجود دارد، کودکانی که دارای نمایه شناختی نسبتا یک نواختی هستند، بدین معنی که مهارت های شناختی اصلی آنها در سطح یکسانی قرار دارد، و کودکانی که نمایه شناختی آنها یک نواخت نیست. ممکن است وسوسه شوید که برای بررسی نقاط قوت و ضعف فرزندتان در حوزه های مختلف شناختی، از او تست های مختلفی به عمل آورید. اگر فرزندتان شاد و خوب است، احتمالا نیازی به این کار نیست. اما اگر به لحاظ علمی، رفتاری، یا عاطفی نگران او هستید، استفاده از آزمون های شناختی می تواند ایده خوبی باشد.

راه حل:

بسیاری از کودکان باهوش با برخی مهارت های خاص مانند دست خط مشکل دارند. برای این دسته کودکان شاید بتوان از راه حل های جایگزین مانند تایپ کردن استفاده کرد. این گونه راه حل ها می تواند به کودک کمک کند که در اثر ناتوانی در ابراز ایده های خود با استفاده از دست خط دچار ناامیدی نشود.

 یکی دیگر از مسائل رایج در کودکان این است که ممکن است کودک در خواندن بسیار خوب باشد، اما نمی تواند مطلب را در همان سطح درک کند. در این شرایط ممکن است از کودک انتظار برود که مفاهیم و دستورالعمل های دشوار و پیچیده را به راحتی درک کند. دریافت کمک از سوی  یک روانشناس بالینی یا تحصیلی برای ارزیابی کامل کودک می تواند به درک مسائلی از این دست کمک کند و از گیر کردن در خطاهای تربیت کودک باهوش پیشگیری کند.