باج گیری عاطفی (قسمت سوم و پایانی)

در دو قسمت قبل در مورد باجگیری عاطفی خواندیم و آموختیم که باج گیری عاطفی چیست و چه کسانی در این سیکل معیوب قرار می گیرند.

در این قسمت در مورد مکانیزم شکل گیری این چرخه می خوانیم و می آموزیم که چگونه به این دور باطل پایان دهیم.

همانطور که گفتیم این چرخه شکل نمی گیرد مگر با حضور هر دو شخصیت باج گیر و مهرطلب. باج گیری عاطفی علاوه بر اثرات بسیار مخربی که بر خود رابطه می گذارد، اثراتی منفی بر سلامت روان طرفین چرخه می گذارد. به خصوص خود فردی که باج گیری عاطفی را انجام می دهد بسیار درگیر اثرات مخرب این چرخه می شود، رفته رفته بر احساس اضطراب درونی اش اضافه می شود و بیشتر احساس استیصال خواهد کرد. چراکه هر بار که در این چرخه به پیروزی ظاهری دست می یابد  احساس توانایی کاذبی در او شکل می گیرد و تصور می کند که همیشه با اجبار و تهدید می تواند شرایط بیرونی را کنترل کرده و به میل خود تغییر دهد. اما واقعیت زندگی این است که همیشه تغییر اصلی از درون است. در واقع آنچه ما توانایی کنترلش را داریم خودمانیم نه بی نهایت عامل بیرونی که هرگز تحت کنترل ما نخواهند بود. بنابر این، شخصیت باجگ یر از شکست متنفر است. زیرا شکست برای او تنها عدم رسیدن به موفقیت نیست. بلکه هر شکستی برایش ضربه ای مهلک است به توامندی اش در کنترل شرایط؛ قدرت کاذبی که که با هر بار به کرسی نشاندن حرفش در چرخه ی باج گیری به آن مطمئن تر و وابسته تر شده است.

قدم اول در پایان دادن به این چرخه این است که با خودمان رو راست باشیم. اگر ویژگی هایی که برای باج گیران عاطفی و یا مهرطلب ها ذکر شد را در خود می بینیم، بی هیچ مقاومتی بپذیریم که نیازمند انجام تغییراتی در درونمان هستیم تا اوضاع را بهبود ببخشیم.

اگر ویژگی های باج گیران عاطفی را در خود می بینیم، باید بدانیم که این روند موجب تخریب روابط ما می شود و احساس استیصال را در ما نهادینه خواهد کرد. این مائیم که انتخاب می کنیم که انسانی با روحیه ی مضطرب، ترسو و وابسته باشیم و یا انسانی والا و قوی. بنابراین باید تمرین کنیم تا  بیاموزیم که دلیلی ندارد که دیگرانی که از نظر روحی به ما وابستگی دارند همیشه مطابق میل ما عمل کنند و برای رسیدن ما به خواسته هایمان قدم بردارند. بعضی از افراد می توانند این کنترل درونی را در خود ایجاد کنند و برخی دیگر به کمک یک روانشناس یا مشاور در این راه نیازمندند. و این چیزی است که به تیپ های شخصیتی افراد مربوط است و مطلقا بار ارزشگذارانه ندارد. چیزی که ارزش است تصمیم و اقدام مثبت در جهت حرکت به سوی آرامش خود و اطرافیان است.

اگر شما شخصیت مهرطلبی دارید احتمالا از اینکه مهرطلب بودنتان مورد نقد واقع شود دلخور می شوید. چراکه احتمالا علاوه بر مهرطلب بودن واقعا نسبت به اطرافیان رئوف و مهربانید. احساس مسئولیت بالایی در قبال افراد دارید و اینکه در این زمینه مورد نقد واقع شوید در شما این احساس را ایجاد می کند که طبق معمول کسی قدر محبت های شما را نمی داند. اما وقتی که به ضررهای این چرخه ی باطل برای هر دوی شما به خصوص طرف مقابلتان که باج گیر عاطفی است، بیاندیشید، اهمیت پایان دادن به این چرخه را خواهید آموخت. تمرین کنید که در مقابله با یک باج گیر عاطفی بتوانید از این عبارات استفاده کنید:

  • من از این انتخاب تو  اصلا خوشحال نیستم و امیدوارم که تو این کار را نکنی، اما به هر حال این انتخاب توست.
  • متوجهم که چقدر ناراحت هستی، حتما زمانی که آرام تر شدی با هم صحبت خواهیم کرد.
  • از این که ناراحتی، متاسفم.
  • در این مورد فکر خواهم کرد و بعد با هم صحبت می کنیم.
  • ممکن است حق با تو باشد، اما باید در موردش فکر کنم.

نکته ی مهم این است که او درک کند که شما از ناراحتی اش ناراحت هستید و با او هم حسی دارید اما این هم حسی منجر به این نمی شود که هر چه او گفت انجام دهید. بدانید که در اینگونه موارد که شخصی باج گیری عاطفی می کند، اگر بخواهد مسیر خطایی برود، دیر یا زود خواهد رفت و مسئولش تنها خودش است که آن مسیر را انتخاب کرده است. و اگر نخواهد به مسیر خطا برود هم پس از آنکه تهدیدش کارساز نشد نخواهد رفت.

در نهایت فراموش نکنید که  اگر شرایطی که در آن قرار دارید پیچیدگی های خاص خودش را دارد حتما از کمک یک روانشناس باتجربه بهره ببرید.