افرادی که دچار اختلال هویت جنسی یا ملال جنسی هستند، احساس می کنند که جنسیتشان با بیولوژی آنها تطابق ندارد. برای مثال، فردی که ظاهری مردانه دارد احساس می کند در واقع زن است. فرد تمایل زیادی به داشتن بدن زنانه دارد و مایل است دیگران او را به عنوان زن بپذیرند.

احساس اینکه ظاهر فرد با جنسیت واقعی او در تعرض است باعث بروز نگرانی و اضطراب شدید و افسردگی در بیمار می شود. در اختلال هویت جنسی این ناراحتی به حدی است که با زندگی روزمره فرد تداخل پیدا می کند.

اختلال هویت جنسی مشکلی است که در بیشتر موارد جز بیماری های روانی تلقی نمی شود و این عوارض اختلال مانند استرس، اضطراب و افسردگی است که باید توسط روانشناس یا روانپزشک درمان شود.

علائم اختلال هویت جنسی در کودکان:

بسیاری از والدین از علاقه فرزند پسرشان به لباس های دخترانه یا تفنگ بازی دخترشان دچار این نگرانی می شوند که فرزندشان مطابق با جنسیت خود رشد نکند. ضمن یادآوری این نکته که در بسیاری از موارد جای نگرانی نیست، باید بدانید که برای تشخیص اختلال هویت جنسی در یک فرد علائم زیر باید حداقل به مدت 6 ماه در او دیده شوند. در کودکان این علائم ممکن است شامل:

  • اعلام مداوم اینکه پسر است در حالی که ویژگی های ظاهری دخترانه دارد، یا برعکس
  • تمایل به دوستی با جنسیتی که خود را با آن هویت یابی می کند
  • رد کردن اسباب بازی، لباس و بازی های مرتبط با جنسیت فیزیکی خود
  • امتناع از ادرار کردن، نشسته یا ایستاده، به نحوی که برای هر جنسیت رایج است.
  • تنفر از دستگاه تناسلی خود و تمایل به داشتن دستگاه تناسلی جنس مخالف
  • احساس نگرانی در مورد تغییرات بدن خود در دوره بلوغ

در نوجوانان و بزرگسالان این علائم می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • اطمینان در مورد عدم تطابق جنسیتشان با بدنشان
  • تنفر از دستگاه تناسلی خود، امتناع از دوش گرفتن، تعویض لباس یا برقراری رابطه جنسی برای پرهیز از دیدن یا لمس کردن دستگاه تناسلی خود
  • تمایل شدید به خلاصی از دستگاه تناسلی و دیگر ویژگی های جنسیتی خود

کودکان و بزرگسالان ممکن است به شکل همان جنسی لباس بپوشند که معتقدند هستند.

آیا تربیت در ابتلا به اختلال هویت جنسی نقش دارد؟

هر چند علت ابتلا به این اختلال هنوز مشخص نیست، اما محیط خانواده می تواند در بروز آن نقش داشته باشد. افراد از کودکی نقشی را می پذیرند که در خانواده به آنها داده شده است. در نتیجه، رفتارهای خانواده می تواند در شکل گیری تضاد روحی و جنسیتی نقش داشته باشد.

برای مثال، برخی از خانواده ها آرزوی داشتن یک جنسیت خاص را دارند و از این رو با فرزند پسرشان مانند دختران (یا برعکس) رفتار می کنند، لباس های دخترانه به او می پوشانند و او را به سمت رفتارهای دخترانه سوق می دهند. جالب اینجاست که همین خانواده وقتی عدم تطابق رفتارهای فرزندشان در نوجوانی را با ظاهر فیزیکی وی می بینند، نگران می شوند و او را سرزنش می کنند. اما در این شرایط، پس از سال ها تربیت غلط، بازگشت به جنسیت خود دشوار است.

در موارد دیگری، دیده می شود که به دلیل آزادی های بیشتر یک جنس، کودک علاقه دارد که به آن جنسیت تعلق داشته باشد. برای مثال، ممکن است دختر به خاطر داشتن آزادی های بیشتر به پسر بودن متمایل باشد.

به این گونه افراد ترنسکشوال کاذب گفته می شود زیرا عاملی بیرونی موجب شکل گیری اختلال هویت جنسی در آنها شده است. اگر فردی ترنس کاذب باشد، نیازی به تغییر بدن ندارد، بلکه با استفاده از درمان های روانشناسی به او در پذیرش جنسیتش کمک می شود. تشخیص ترنسکشوال کاذب و واقعی به عهده روانشناس است. احساس یک ترنسکشوال حقیقی در مورد بدنش واقعی است و در صورتی که شدت این احساس زیاد باشد راهی به جز جراحی نمی ماند.

آیا ممکن است علائم کودک من تنها برای یک دوره کوتاه باشد؟

یکی از مهم ترین سوالات والدین کودکانی که دچار اختلال هویت جنسی هستند این است که آیا ممکن است این علائم تنها برای دوره کوتاهی باشند؟

متاسفانه، مشخص نیست. همه کودکانی که در دوره کودکی خود چنین حسی دارند، ممکن است در بزرگسالی این طور نباشند.

پس والدین باید در برخورد با دخترشان که می خواهد لباس پسرانه بپوشد یا پسری که می خواهد عروسک داشته باشد، چه برخوردی داشته باشند؟ توصیه روانشناسان در این رابطه این است که اجازه دهید فرزندتان شما را هدایت کند. اجازه دهید همان کسی باشد که می خواهد و به او در رفع نیازهایش کمک کنید.

بسیاری از نوجوانان و بزرگسالان نیز در مورد جنسیت خود احساسات متفاوتی دارند. زمانی آن را قبول دارند و گاهی از داشتن این جنسیت احساس راحتی ندارند. در این شرایط باید با کمک روانشناس و مشاور احساس واقعی خود را مشخص کنند.

تشخیص حقیقی یا کاذب بودن اختلال هویت جنسی در فرزند شما باید به دست یک روانشناس مجرب انجام شود.

مطالعات نشان می دهد که تداوم نشانه های اختلال هویت جنسی بعد از بلوغ، تثبیت آن را در فرد بیشتر می کند. در افرادی که مدت هاست احساس می کنند ظاهرشان با جنسیتشان تظابق ندارد، این دیگر انتخاب نیست. این باری است که آنها خود انتخاب نکرده اند و به کمک تخصصی و اجتماعی برای حل آن نیازمند هستند.

اختلال هویت جنسی درمان نشده یا تشخیص داده نشده:

تشخیص و درمان اختلال هویت جنسی اهمیت دارد. به علاوه، تشخیص ترنسکشوال حقیقی از کاذب نیز اهمیت دارد. افرادی که دچار این اختلال هستند بیشتر از دیگران در معرض اختلالات سلامت روان قرار می گیرند. آمارها نشان می دهد که در بین این دسته افراد، 71 درصد یکی از انواع مشکلات سلامت روان را در طول زندگی خود تجربه کرده اند. این می تواند شامل اختلال خلقی، اختلال اضطرابی، اسکیزوفرنی، افسردگی، سوء مصرف مواد مخدر و تلاش برای خودکشی باشد.

این افراد جز گروه های مظلوم جامعه هستند که حتی با جراحی نیز مشکلاتشان برطرف نمی شود و پس از جراحی نیز به حمایت مشاور نیاز دارند. طرد از سوی خانواده، عدم رضایت از شرایط جدید خود و برخورد جامعه موجب شده که در بسیاری از آنها افسردگی بیداد کند و بسیاری از آنها دچار افکار خودکشی هستند.

درمان:

هدف از درمان اختلال هویت جنسی شامل تغییر ذهنیت فرد در مورد جنسیتش نمی شود. در عوض، هدف درمان مشکلات و اضطراب در وی است. در کنار درمان های روانشناسی درمان های اصلی برای نزدیک کردن ظاهر فرد به جنسیت وی انجام می شود. درمان های هورمونی و جراحی از این جمله هستند.

حرف زدن با روانشناس یا روانکاو بخشی از روند درمان اختلال هویت جنسی است. روانشناس می تواند وی را در طول مسیر درمان همراه کند. پس از تغییر جنسیت، معمولا نشانه های اختلال برطرف می شود. اما فرد همچنان به کمک روانشناس و مشاور در برخورد با نزدیکان، دوستان، همکاران و گروه های مذهبی نیاز دارد.